روزنامه هفت صبح | قبل از اینکه عکس او در رسانه‌ها پخش شود، اسمش دهان به دهان به گوش رسید و به‌نام پسر موتورسیکلت‌سوار معروف شد. حالا در پیج‌های خبری که هیچ، صفحات سرگرمی با میلیون‌ها کاربر نام رضا را می‌آورند و او را با ریزعلی خواجوی مقایسه می‌کنند. رضا علیپور، پسر جوان ۳۰‌ساله و اهل روستای باغشاد یکی از اولین افرادی بود که وقتی سیل را از بالای رود دید، مسیر شش کیلومتری را به همراه دوستانش طی کرد تا به استراحتگاه گردشگران در پایین رود برسد و به آنها هشدار دهد.

بارش شدید باران در شهرستان استهبان حوالی منطقه سلطان شهباز در استان فارس، عصر روز جمعه ۳۱‌تیر ماه منجر به جاری شدن ناگهانی سیل در محدوده رودخانه رودبال در این منطقه شد. مردم پایین‌رود بی‌خبر از آنچه بالاتر اتفاق افتاده برای تفریح آخر هفته به منطقه گردشگری سلطان شهباز رفته و اتراق کرده بودند که جوانی موتورسوار از بالای تپه با صدای بلند هشدار می‌داد که سیل در راه است.

آن روز رضا که در یک مزرعه پرورش‌ماهی، بالادست روستایشان کار می‌کند، زودتر از همه متوجه صدای بلند رودخانه می‌شود؛ «سرم را که بالا کردم، سیل را دیدم که حرکت‌ کرده بود.» او این را به باشگاه خبرنگاران جوان گفته و تا دیروز با چندین رسانه دیگر هم گفت‌و‌گو داشته. رضا سریع سوار موتورسیکلتش می‌شود، سر راه دوستانش را می‌بیند و جریان سیل را تعریف می‌کند. همه آنها از مسیرشان برمی‌گردند تا به مردم خبر دهند که سیلاب عظیمی در راه است.

اما از اینجا به‌بعد چه اتفاقی می‌افتد؟ از زبان خود او بخوانید: «حرکت کردیم به سمت امامزاده سلطان شهباز که ۵۰، ۶۰ نفر با ماشین در بستر رودخانه بودند. داد زدیم سیل، سیل دارد می‌آید. چون هوا آفتابی و آب رودخانه هم به‌خاطر خشکسالی کم بود، هیچ‌کسی حرف ما را باور نکرد. مردم مسخره می‌کردند و می‌گفتند چیزی مصرف کرده‌ای که این حرف‌ها را می‌زنی؟ سیل کجا بود؟ کار به‌جایی رسید که تصمیم گرفتم برای دور کردن مردم از محل عبور سیل، با آن‌ها درگیر شوم. شاید حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ سنگ به سمت مردم پرتاب کردم تا به هوای دنبال کردن من، از رودخانه دور شوند. حالتی به خودم گرفتم تا مردم باور کنند قرار است اتفاقی بیفتد.

کمی پایین‌تر، یک پژو پارس با پنج شش جوان را دیدم که دور هم نشسته بودند. داد زدم از اینجا بروید، الان سیل می‌آید. گفتند مسخره نکن. سیل به ۲۰۰ متری آن‌ها رسیده بود و با من سر راست یا دروغ بودن سیل چانه می‌زدند. دیدم بلند نمی‌شوند، با سنگ شیشه ماشین‌شان را شکستم. آن‌ها هم سربالایی را دنبالم کردند و وقتی بالا آمدند، با چشم خودشان سیل را دیدند. همان‌جا مرا در آغوش گرفتند و بوسیدند که جانشان را نجات دادم.»

دوباره به مسیرش ادامه می‌دهد. پایین‌تر به خانواده‌ای می‌رسد که کسی باز حرفش را نمی‌پذیرد تا اینکه این‌بار جریان آب می‌آید و همه را گرفتار می‌کند؛ «در حال صحبت بودیم که سیل آمد و گرفتار شدند و گفتند چطور نجات پیدا کنیم. سنگ بزرگی آنجا بود که سیل سال ۶۵ باغشاد نتوانسته بود آن را تکان بدهد. همگی روی آن رفتند و تا ساعت ۹ شب جمعه، حدود ۶۰ نفر روی این سنگ پناه گرفتند تا از سیل در امان باشند. با کلانتری و بچه‌های روستا تماس گرفتم و جاری شدن سیل را اطلاع دادم.» به گفته او ۳ خودرویی که فیلم‌های آنها منتشر شده و آنها را در حال حرکت در کنار رودخانه نشان می‌دهد متعلق به افرادی است که باورشان نمی‌شد سیل آمده است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.