روزنامه هفت صبح | نخستوزیر جدید بریتانیا، دیروز انتخاب شد. لیز تراس، وزیر خارجه، جانشین بوریس جانسون خواهد شد و اگر اتفاقی نیفتد میتواند تا اوایل سال ۲۰۲۵، یعنی زمستان ۱۴۰۳، نخست وزیر بماند. طبق نتیجه انتخابات رهبری حزب محافظهکار که دیروز برگزار شد؛ ۱۷۰هزار نفر از اعضا به رهبری خانم تراس رای دادند.
رقیب او، ریشی سوناک، وزیر سابق دارایی بود. از آنجا که حزب محافظهکار اکثریت پارلمان بریتانیا را در اختیار دارد و رهبر این حزب، نخست وزیر بریتانیا است؛ لیز تراس، روز سهشنبه، برای تنفیذ حکمش به کاخ بالمورال، اقامتگاه ملکه بریتانیا در اسکاتلند میرود. این اولین بار است که ملکه الیزابت حکم نخست وزیر را در جایی جز کاخ باکینگهام تنفیذ میکند.
کودکی از خانواده چپها
مری الیزابت تراس، در ۲۶ ژوئیه ۱۹۷۵ (۴ مرداد ۱۳۵۴) در منطقه آکسفورد انگلستان به دنیا آمد. پدرش استاد بازنشسته ریاضیات محض در دانشگاه لیدز و مادرش پرستار و معلم بود. پدر و مادر او خود را دارای گرایش سیاسی چپ و عضو حزب کارگر میدانستند. اگرچه لیز در آکسفورد، در نزدیکی لندن به دنیا آمد ولی در چهار سالگی، این خانواده به اسکاتلند رفتند. در آن منطقه (به طور کلی شمال بریتانیا) گرایش به چپها یا حزب کارگر زیادتر بود و از این رو بیراه نبود اگر مری الیزابت تراس هم چپ و عضوی از حزب کارگر شود.
اما نخستوزیر بریتانیا در این زمان مارگارت تاچر بود. نخستین نخست وزیر زن در بریتانیا، ملقب به بانوی آهنین و البته عضوی از حزب محافظهکار. تراس ظاهرا به شدت تحت تاثیر خانم تاچر بود. در سن هفت سالگی نقش او را در تئاتری در مدرسه بازی کرد (هرچند که برخی میگویند چندان هم موفق نبود) و هنوز هم گفته میشود لباسهایی که میپوشد من جمله کت و شلوارهای آبی و قرمز خود را از او به ارث برده است. برخی شباهتهای زندگی او و تاچر هم البته تصادفی هستند.
مثلا او هیچ وقت به مدرسهای خصوصی نرفته است. البته مادر او به شدت مخالف تاچر بود و وقتی دختر جوانی بود، در اعتراضات «کارزار خلع سلاح هستهای» شرکت کرد، سازمانی که شدیدا با تصمیم دولت تاچر برای اجازه نصب کلاهکهای هستهای ایالات متحده آمریکا در پایگاه نیروی هوایی سلطنتی «گرینهام کامن» (RAF Greenham Common) در غرب لندن مخالف بود.
بچه زرنگ لیبرال
تراس در مدرسه دانشآموز خوبی بود و بعد از آن به کالج مرتون در آکسفورد رفت و فلسفه، سیاست و اقتصاد خواند. در دانشگاه یکی از فعالین حزب لیبرال دموکرات به نوعی رئیس لیبرال دموکراتهای دانشگاه بود و در آن زمان رد پایش در کمپینهایی به نفع قانونی کردن حشیش و الغای سلطنت در بریتانیا دیده میشود ولی در سال ۱۹۹۶ یعنی دقیقا در سال فارغالتحصیلی از آن کالج، عضو حزب محافظهکار یعنی حزب کنونیاش شد.
این دومین تغییر موضع سیاسی تراس در زندگی اوست. نخست از حزب خانوادگی کارگر به لیبرال دموکراتها و بعد از آنجا به محافظهکارها. او خیلی زود هم توانست شغل پیدا کند. از ۹۶ تا ۲۰۰۰ برای کمپانی شل کار کرد و در این مدت یک حسابدار خبره شد. همچنین برای مدتی در یک کمپانی مخابراتی کار کرد. او در سال ۲۰۰۰ هم با همسر کنونیاش که یک حسابدار بود ازدواج کرد. آنها دو فرزند دارند.
آغاز فعالیتهای سیاسی
او به عنوان یک سیاستمدار از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ رئیس انجمن یکی از مناطق لندن بزرگ بود. تا سال ۲۰۰۶ عملا به همین نوع گذشت و در دو انتخابات برای شورای شهر شکست خورد تا اینکه در این سال، به عنوان عضو شورای شهر یکی از مناطق گرینویچ انتخاب شد. چهار سالی در این سمت بود تا اینکه در سال ۲۰۱۰ به عنوان نماینده یکی از مناطق نورفک در شرق انگلستان عضو پارلمان شد.
البته انتخاب او به عنوان نماینده حزب محافظهکار مخالفان زیادی هم داشت. مخالفانی که به خصوص به دو سال رابطه نامشروع او و یکی از نمایندگان مجلس، در حالی که هر دوی آنها متاهل بودند، اشاره میکردند. البته ازدواج خانم تراس از این بحران، سالم بیرون آمد و او طلاق نگرفت.
پله پله تا شماره ۱۰
قبل از نمایندگی پارلمان او برای اصلاحات در وضعیت مدارس به خصوص مبارزه با جرایم و افزایش رقابت پذیری اقتصادی بریتانیا فعالیت میکرد. در دوران نمایندگی مجلس هم به شدت فعال بود و همین ماجرا باعث شد که در هشت سال گذشته، علاوه بر نمایندگی مجلس، اغلب وزیر و گاهی هم معاون وزیر باشد. در چهار وزارتخانه کشاورزی، دادگستری، دارایی و تجارت بینالمللی.
او در این مدت، با تکیه بر علاقه شدید خود به سیاست تلاش کرد که همه جا بهترین باشد و برای همین هم توانست حتی وزارتخانهای مثل تجارت بینالمللی را به یک وزارتخانه مهم در بریتانیا تبدیل کند. البته در آن زمان مسایل مربوط به برگزیت هم باعث چنین اهمیتی میشد. تراس پیش از همه پرسی سال ۲۰۱۶ مخالف برگزیت و طرفدار ماندن در اتحادیه اروپا بود اما در سومین تغییر موضع سیاسی بزرگ خود در زندگی، پس از رفراندوم به یکی از سرسختترین حامیان خروج از این بلوک تجاری تبدیل شد و در ماههای اخیر لایحهای را به مجلس برده که به دولت اجازه میدهد بخشهایی از توافق خروج از اتحادیه اروپا را نقض کند.
نقاط ضعف و قوت
همین موضع راستگرایانه و به شدت تند او البته باعث شده که او یکی از شخصیتهای محبوب بدنه حزب محافظهکار شود. او اگرچه مثل تاچر سخنران خوبی نیست و اگرچه گاهی گوشههای لبش هنگام حرف زدن کج میشود ولی جاه طلبی است که بریتانیا از دهه ۱۹۸۰ به این سمت ندیده است. بریتانیا یا بهتر است بگوییم حزب محافظه کاری که از نخست وزیران عملگرا در ۲۰ سال اخیر خسته شده دلش میخواهد کسی بیاید و با دل و جرات، کارهایی را انجام دهد و پایش بماند.
بریتانیا میخواهد در شرایطی که تورم به ۴۰ درصد رسیده، نخست وزیر جدید پای حرفش بایستد و جلوی افزایش حداکثر قیمت گاز و برق را که هر سه ماه یک بار تعیین میشود، بگیرد. بریتانیا میخواهد کمی در سیاست خارجی جلودارتر از دیگر کشورهای اروپایی باشد (و البته این با توجه به موضع ذاتا منفی تراس نسبت به ایران خبر خوبی برای ما نیست.)
بقیه چیزها خیلی مهم نیست. اینکه در آن سخنرانی معروف سال ۲۰۱۴، آن طور عصبی شد از واردات پنیر که تا دو هفته سوژه طنز شده بود در بریتانیا یا اینکه علاقه زیادی به همبرگرهای کثیف دارد (غذای انتخابی او فست فود زنجیرهای بریتانیایی Bleecker است که بیشتر پنجشنبه شبها را از آن سفارش میدهد) و از سس مایونز متنفر است و یا اینکه او ذاتا بیدست و پا است.
مهم این است که او بیدست و پا بودن را به یک مزیت تبدیل کرده است و پس از آنکه توانست چهره و صدای بینالمللی بریتانیا شود، حالا رئیس دولت آن شده است. آیا تاچر دیگری در راه است؟ کمی باید منتظر بمانیم. (با استفاده از پروفایلهای پولیتکیو و بی.بی.سی. فارسی و صفحه تراس در ویکی پدیای انگلیسی)


