روزنامه هفت صبح| این یک روایت نزدیک از حدود ۹سال حضور کارلوس کی‌روش در تیم ملی فوتبال ایران است به قلم دوست و همکارمان فرهاد عشوندی. این مطلب جذاب را با مقداری تلخیص برایتان انتخاب کرده‌ایم. هرچه باشد همین امروز و فرداست که کی‌روش به ایران برگردد.

* اوایل دهه ۹۰ بود. پس از تصمیمات فاجعه‌بار محمود احمدی‌نژاد در برکناری دایی و حذف تیم قطبی، فوتبال به کمترین سطح محبوبیت رسیده بود. دولت روزهای سختی را به خاطر فوتبال تجربه می‌کرد پس سیاست جذب مربی بزرگ خارجی در دستور کار قرار گرفت. گزینه اما چه کسی می‌توانست باشد؟ برگرداندن برانکو؟ بازگشت به آری هان؟ تراژدی پیرمرد خودخواه اسپانیایی خاویر کلمنته؟ رسیدن به گزینه عامه‌پسندی چون فاتح تریم؟

* نه! خیلی اتفاقی یک ایرانی مقیم سوئد، به واسطه ارتباط با کارلوس کاروالیو ایجنت سرشناس پرتغالی، نامی را به عباس ترابیان معرفی کرد که با شنیدن این نام برق سه فاز مسئول بین‌الملل فوتبال را گرفت. او این نام را معرفی کرد: کارلوس بریتو کی‌روش، سرمربی پرتغال در جام‌جهانی ۲۰۱۰.

* ملاقات اول در دوبی در ساحل جمیرا در یک مجتمع طرف قرارداد با وزارت نفت اتفاق افتاد. مذاکرات چندان موفق پیش نرفت. قرار دوم در خانه پدری کی‌روش در محله‌ای نه‌چندان لاکچری در لیسبون بود. جایی که بعدها هر بار عباس ترابیان قصد طعنه به مرد پرتغالی را داشت در وصفش می‌گفت:«چنان از کم بودن امکانات ما می‌گوید که انگار خانه‌شان در پرتغال را ندیدم. به کجای امکاناتت می‌نازی آقای کی‌روش؟»

* این دور از مذاکرات اما بهتر پیش رفت. مرد پرتغالی بازی ایران و روسیه را هم دیده بود. در پرونده حقوقی با فدراسیون پرتغال و محرومیت دو ساله‌ای که برایش بریده هم دست برتر را پیدا کرده بود اما هنوز تا آزاد شدن و رسیدن به ایران اقلا دو ماهی زمان نیاز داشت. کی‌روش اما ارزش این پنهانکاری و منتظر نشستن را داشت. انتظاری که نتیجه داد و او به تهران آمد. در آن سفر مترجمش هومن افاضلی سرمربی وقت تیم امید بود نامی که البته سال‌ها بعد نقشی کلیدی در شکل‌گیری دو قطبی بزرگ کی‌روش - برانکو داشت. کسی که ادعا می‌کند اولین‌بار خودش کی‌روش را به فوتبال ایران معرفی کرده است.

* «فکر کردی اگر زیر سایه درخت دراز بکشی خدا کمکی خواهد کرد؟ نه بریزید دور این خیالات پوچ را. باید سخت کار کنیم. باید بجنگیم تا خدا شانسش را از ما دریغ نکند.» این جمله را کی‌روش بارها گفته و این البته مانیفست شغلی‌اش است. پس برای همین بود که از همان روز اول سخت می‌گرفت. لباس، زمین، شخصیت بازیکنان ملی، محل اقامت، تعامل با باشگاه‌ها و پرواز. همه چیز. جزئیات در حد حتی یک کفش. کی‌روش روی ریزترین چیزها به قصد کشت دعوا می‌کرد. برای همین بود که عباس ترابیان برای خریدن کفش‌های هتلی نامناسب و گران‌قیمت در اندونزی از تیم ملی اخراج شد.

* علی کفاشیان درباره کی‌روش یک تز داشت! برایش دو چیز خیلی مهم بود؛ چیزهایی که برای موفقیت تیمش لازم داشت و اسکناس!
‌کارلوس کی‌روش که خود مهدی تاج هم پس از حذف از جام ملت‌های آسیا منتقد سبک فوتبالش شده بود و برای برندینگ مارک ویلموتس، مدام روی فوتبال هجومی و روح فوتبال زیبا مانور می‌کرد.

* اولین‌بار شاید جدی‌ترین انتقاد از سبک بازی کی‌روش برای فوتبال دفاعی‌اش را مجتبی جباری مطرح کرد. وقتی یک ماه به جام‌جهانی ۲۰۱۴ اردو را ترک کرد و گفت:«می‌روم چون کی‌روش اصلا فوتبال بازی نمی‌کند که به پلی میکر نیاز داشته باشد.»

* انتقاداتی که بعدتر امثال علی کریمی و منتقدان دیگر هم به آن پرداختند. محمود گودرزی وزیر پیشین ورزش و علیرضا اسدی دبیرکل اسبق فوتبال و البته منتقدانی از جنس محمد مایلی کهن برایش الگوریتم ساختند و نتایج را منتشر کردند: برد خفیف مالدیو … شکست برابر لبنان، باخت به ازبکستان … تساوی با ترکمنستان … بدترین شکست تاریخ برابر ژاپن و یک همیشه بازنده برابر عراق جنگ‌زده!

* انتقاداتی که برجسته‌ترینش را مهدی مهدوی‌کیا بعد از بازی با اسپانیا مطرح کرد. ستاره سابق هامبورگ برای اثربخش‌تر شدن روایتش آنها را از زبان رئیس فیفا نقل کرد:«اینفانتینو رئیس فیفا به من گفت این چه وضع بازی است که همه جمع شدید جلوی دروازه تیم‌تان و پیش نمی‌روید؟»

* او این سبک از فوتبال را خجالت‌آور خواند. اما آیا مدل فوتبالی کی‌روش بد بود؟ اقلا نتایج در روزهای سخت و رضایت مردم این را نمی‌گفت. شب قبل از بازی با آرژانتین وقتی حمید درخشان، حسن روشن و پرویز مظلومی با پوزخند از باخت تیم ملی با گل‌های زیاد می‌گفتند، او برای تیمش برنامه داشت. برنامه‌ای که اگر به اشتباه مشترک نکونام، رضا حقیقی و علیرضا حقیقی منتهی نمی‌شد ما بازنده جدال با لیونل مسی نبودیم. اصلا برای همین هم بود که مردم در ته بازی به خیابان ریختند و جشن گرفتند. جشنی که هنوز منتقدان کی‌روش آن را نماد فلاکت می‌نامند!

* کی‌روش و شاگردانش آن شب باختند اما بلایی سر آرژانتین آوردند که ۴سال بعد سمپائولی سرمربی وقت آرژانتین می‌گفت:«در قرعه‌کشی به هر تیمی بخوریم مهم نیست اما خدا کند به ایران نخوریم!»چون او و دیگر آرژانتینی‌ها خوب یادشان بود که در بلوهوریزنته بر تیم ملی آرژانتین چه گذشت. درست مثل اتفاق بازی با اسپانیا یا پرتغال در جام‌جهانی ۲۰۱۸٫ بله بازیکنان ایران با جان و دل، با تمام وجودشان برای نباختن جنگیدند.

روی توپ افتادند و گل نخوردند. از دروازه‌شان دفاع کردند اما طوری بودند که حس غرور سهم ملت باشد. همان چیزی که کی‌روش درست شب قرعه‌کشی و در لحظه قرار گرفتن در گروه مرگ با مراکش، پرتغال و اسپانیا قولش را داده بود. وقتی که همه می‌ترسیدیم، درحالی که داشت فنجان قهوه‌اش را می‌نوشید:«از چی می‌ترسی؟ مگر هی نمی‌گفتند بازی بزرگ؟ این هم بازی بزرگ. هر کدام از این بازی‌ها برای برگزاری‌اش اقلا دو میلیون دلار پول احتیاج دارد. به نظرت توان برگزاری‌شان را داریم؟ ولی حالا ما در جام‌جهانی قدرت‌مان را نشان می‌دهیم.»

کافی است خیلی اتفاقی اسم کی‌روش را با هر یک از اهالی فوتبال ایران با واژه دعوا سرچ کنید. احتمالا نتیجه جست‌وجو ناامیدتان نمی‌کند!
‌از تدارکات تیم ملی تا وزرای ورزش و روسای فیفا و ای اف سی. از تنبیه بدنی علیرضا خطیر توسط دستیارانش تا جنگ تن به تن با علیرضا اسدی در دفتر دبیر کل. از برخورد لفظی با کریمی و قلعه‌نویی و مانوئل ژوزه تا فریادهای لرزه‌انداز بر سر روسای فدراسیون و دیگر مسئولان‌شان. از برخورد با دستیارانش و پیاده کردن دستیار خاطی در مسیر سفر به کره از پرواز تیم ملی تا طناب‌کشی مسیر کمپ تیم ملی در جام‌جهانی و ممنوع الورود کردن روسای فدراسیون و نمایندگان حراست و معاونان وزیر به قلمروی تیم و بازیکنان.

* اصلا همین ویژگی‌ها کاراکتر سیاهِ سیاه یا سفیدِ سفید کارلوس کی‌روش را ساخته بود. او که مربی ایرانی مشهور را به اردویش تحمیل کردند، به مربی شناخته شده گفت بر اساس تقسیم کار مسئولیتش این است:« چک کن ببین بازیکنان سر وقت در اتاق‌های‌شان هستند یا نه؟» رفتاری که بعدها آن دستیار در وصفش گفته بود:«نقشم را کرده بود شمارش و کنترل کفش‌های بازیکنان جلوی در اتاق‌های‌شان!»

* یا مثلا در تعامل با کمیته فنی تحمیلی، مرد پرتغالی در پاسخ به محصص که پرسیده بود چه کمکی از کمیته فنی برای بهتر شدن شرایط تیم ملی بر می‌آید؟ پاسخ داده بود:«چه خوب که این را پرسیدید، بارها به این مسئولان فدراسیون گفته‌ام زشت است این وضع سرویس‌های بهداشتی کمپ باشد، شما ببین زبان‌شان را می‌فهمی!»

* کارلوس کی‌روش که قبل از امضا پای اولین قرارداد مربیگری با ایران به برانکو برای مشورت زنگ زده بود، احتمالا باورش نمی‌شد روزی به هیچ نامی در زندگی فوتبالی‌اش بیشتر از برانکو حساسیت داشته باشد. حتی بیشتر از فلورنتینو پرز که هر بار اسمش می‌آمد دشنامی نثارش می‌کرد و نفرینش می‌کرد برای سرنوشتی که در رئال برایش رقم زده بود!

* در مقابل برانکو هم البته همین است. تقریبا هر بار این جمله را تکرار می‌کند:«در ایران فقط مربیان کروات و صرب خوب نتیجه گرفته‌اند. از رایکوف و ایویچ تا من و بلاژویچ. بدون تردید اسکوچیچ خیلی بهتر است از کی‌روش و ویلموتس و این را نتایجش می‌گوید.» برای برانکو مارکت مربیان کروات در فوتبال ایران مهم است و برایش تا ته خط دعوا با کی‌روش پیش رفته و قطعا باز هم پیش می‌رود.

* او که حافظه تلخ تاریخی از فوتبال‌های ضعیف دفاعی‌اش در مسیر جام‌جهانی ۲۰۰۶ را با یک پرسپولیس هجومی و کوبنده پاک کرد و همین قهرمانی‌های متوالی برگ برنده‌اش شد در جنگ با مرد پرتغالی. او هیروی طرفداران پرسپولیس شد از همان روزی که روی پله‌های ایفمارک ایستاد و اردوهای تیم ملی را باعث افت بازیکنانش نامید! رفتاری که کی‌روش را به مرز جنون رساند. حکایت سال ۹۵ است. یک روز پس از آن مصاحبه در ساختمان جنجالی ایفمارک، در ساختمانی که نامش به هومن افاضلی گره خورده بود!

* یک‌بار جنجال بر سر تعداد بازیکنان، یک‌بار بر سر زمان اردوها. فریادهایی بی‌پایان. پرسپولیس در لیگ قهرمانان می‌درخشید. تیم ملی حریفان مقدماتی جام‌جهانی را قلع‌وقمع می‌کرد. برانکو اما آرام بود و در آرامش طعنه می‌زد، کی‌روش ولی طوفانی بود و آتشین. برانکو هر روز پشتش بیشتر به هواداران آتشین پرسپولیس گرم می‌شد و شده بود لیدر منتقدان داخلی کی‌روش اما طیف استقلالی‌های خسته از مدیریت سلطانی‌فر را پشت خود داشت که باور داشتند وزیر ورزش نقشی کلیدی در قهرمانی‌های پرسپولیس دارد.

* یک روز برانکو دست به شکم بیرانوند می‌کشید و می‌گفت وقتی از اردوی تیم ملی می‌آید اضافه وزن پیدا می‌کند و فردایش کی‌روش کل بازیکنان پرسپولیس وهمه دستیاران ایرانی‌اش را از اردو کنار می‌گذاشت. یک روز کی‌روش از نقشش در ساختن ستاره‌ای مثل کریس رونالدو می‌گفت و فردایش برانکو به طعنه از افتخار به داشتن لوکا مودریچ می‌گفت که ستاره جام‌جهانی شده بود.

* دعواهایی که اوجش شد بازی فینال لیگ قهرمانان آسیا و شکست پرسپولیس. اتهام شادی دستیار کی‌روش و یک بلوای باورنکردنی. مسیری که از آن روز برایش فقط یک خط مانده بود. پایان جام ملت‌ها و جدایی کی‌روش. او خود این حقیقت را یافته بود برای همین گزینه کلمبیا را دو ماهی قبل از جام ملت‌ها برای آینده‌اش نهایی کرده بود. کی‌روش رفت اما برانکو هم به هدفش نرسید.او هم در آتش دعوای‌شان با کی‌روش سوخت و به رویایش یعنی بازگشت به نیمکت تیم ملی نرسید و ته دنیایش شد نشستن روی نیمکت مربیگری تیم ملی عمان! ‌

سایر اخبارکاربران ویژه - ورزشیرا از اینجا دنبال کنید.