روزنامه هفت صبح | یک: ناکامی تقریبا همزمان محمد بنا و بهروز عطایی در کشتی فرنگی و والیبال، پروسه اطمینان به مربیان داخلی و خودباوری آنها را دچار وقفه و سکته کرده است. محمد بنا طی ۱۲سال گذشته کارنامه بسیار خوبی در هدایت رشته فرنگی دارد و نتایج امسال فقط با کلمه عجیب قابل تفسیر است. شکستهای ناباورانه و در لحظات آخر، کمر تیم را شکست و نشانه فقدان کوچینگ درست هم بود.
دو نقره و یک برنز در ده وزن و عقب ماندن از ترکیه وجمهوری آذربایجان نشانههای یک شکست قطعی هستند. بنا خودش از مهمترین منتقدان مربیان خارجی حتی در رشتههای دیگر بوده است و از بزرگترین مخالفان حضور کیروش در ایران. امیدواریم خبر خداحافظی بنا از تیم ملی شایعهای بیش نباشد و او را دوباره بر مسند کارببینیم. با وسواس بیشتر و کنترل دقیقتر. بدون خودبینی، بدون تعصب. در والیبال هم این اتفاق به نوعی رخ داده است.
همین یک ماه پیش بود که عطایی با کلماتی طعنه زننده درباره ولاسکو و آلنکو حرف زد و دستاوردهای خودش را به نوعی بالاتر دانست. حالا اما در بازگشت از جام جهانی والیبال او در قامت یک مربی شکست خورده به تهران بازگشته است. حالا نقطه ضعفهایش در کوچینگ و ارتباط با بازیکنان کاملا واضح و مشخص است.
امیدواریم این شکست عطایی را به مرزهای تواناییهایش واقف کند و ارزش کار ولاسکو و آلنکو را درک کند. مطمئنا او به یک آنالیزور و دستیار ممتاز خارجی احتیاج دارد و روشهای کنترل اعصاب و کلام در لحظات بحرانی. و نکته دیگر این که در والیبال هم ترکیه از ما سبقت گرفت و این نشانههای بدی برای ورزش ماست. ورزش قهرمانی در ایران در حال سیرمعکوس است. نشانههایش را در ناکامی بسکتبالیستها هم دیدهایم. در المپیک ۲۰۲۰ توکیو کاروان ورزش ایران در جایگاه ۲۷ قرار گرفت و ترکیه در جایگاه ۳۵٫
جدول المپیک بدون لکنت و به شکلی واضح از تواناییهای کشورهای مختلف در عرصه ورزش قهرمانی میگوید. اما حالا در دو رشتهای که در این سالها نسبت به همسایه شمال غرب خود برتری داشتیم، گوی رقابت را واگذار کردهایم. سازمان ورزش به یک شوک احتیاج دارد. یک جای کار تا اندازهای میلنگد!
دو: عکسهای متعددی منتشر شده از ترافیک جاده چالوس و همین طور ترافیک در مرزهای غربی برای راهپیمایی اربعین. به نظرم تحلیل دوقطبی از این عکسها هیچ دردی را دوا نمیکند. دیگر واضح است که ایدههای مذهبی و اعتقادات مذهبی به جز طبقه سنتی، در دیگر طبقات جامعه هم با قدرت تمام به زندگی خود ادامه میدهند. مردم عادی جدا از این صفبندیهای سنتی و مدرن، با درک عرفی و ذاتی خود، مفاهیم مذهبی را در زندگی خود حمل میکنند.
درک درست عامه مردم؛ تحلیل درست رفتارهای میلیونها زائر اربعین و صدها هزار مسافر تفریحی شمال، نیازمند دور انداختن عینک تعصب است. اگر اعتمادتان به مردمتان بیشتر شود دیگر نیازی نیست که برای مسائل اجتماعی بحث تخلف و قانون و جرم را وسط بکشید. اگر به میان مردمتان بیایید و با ذات آنها، با عقاید آنها بیشتر آشنا شوید دیگر نیازی نیست برای هر حرکت و هر کنش اجتماعی یک قانون محدود کننده اختراع کنید.
سه: ژان لوک گدار، اصغریوسفی نژاد، منوچه رصادقپور و ایرنه پاپاس. چهار سینماگر در کمتر از ۴۸ ساعت دارفانی را وداع گفتند. که خب مرگ یوسفی نژاد آن هم در ۵۳ سالگی دردناک بود. پاپاس و گدار در ۹۶ سالگی و ۹۱ سالگی این جهان راترک کردند. ایرنه پاپاس یکی از آن چهرههای بینالمللی موسیقی و سینما و ادبیات یونان است که اتفاقا در ایران هم بسیار محبوبند. نیکوس کازانتزاکیس، میکیس تئودوراکیس، ملینا مرکوری،تئو آنجلوپولوس، ونجلیس، ایرنه پاپاس،یورگوس لانتیموس،یانی. به جز دو نفر آخر بقیه درگذشتهاند.


