روزنامه هفت صبح | چند سال پیش در یکی از جلسات «توبیخ دوستانه» با یکی از نهادهای امنیتی بحث به مسئله حجاب کشیده شد. کسی که مسئول توبیخ و هشدار به من بود از طرح‌های بیگانگان برای لوث کردن مسئله حجاب در ایران گفت. به عنوان تهی کردن جمهوری اسلامی از معنا و هویت.

پاسخ دادم که شاید فرضیه شما درست باشد اما من بعید می‌دانم در جبهه اطلاعاتی بیگانگان طرح‌هایی اینچنین دیربازده به اولویتشان بدل شود. آنچه آنها را بیشتر خوشحال می‌سازد تنش و درگیری بر سر حجاب است. این چیزی است که به‌عنوان یک هدف کوتاه‌مدت مدنظرشان است و گشت ارشاد این بهانه را میسر می‌سازد. ارسال پیام اغتشاش و نارضایتی از ایران که مطمئنا در طرح‌های کوتاه‌مدت آنها بسیار پربازده خواهد بود!

بافت جمعیتی ایران به‌گونه‌ای است که باید مدام نیروهای متعادل‌کننده آرامش آن را تضمین کنند. باید در این گربه دوست‌داشتنی،‌ نیروها و نهادها و شخصیت‌هایی باشند که در بحبوحه افراط، ‌در معرکه تهاجم برای یکدست کردن جامعه و تحمیل ایده‌های خود به دیگران، ‌مداخله کنند و به یادشان بیاورند که طبقات مختلف اجتماعی در ایران آن‌قدر رنگ‌به‌رنگ است که این تحمیل‌ها لاجرم با واکنش‌های شدید مواجه خواهد شد.

در مورد قبل این تحمیل‌های افراط‌گرایانه فرهنگی و اجتماعی به واکنش مسالمت‌آمیز دوم خرداد 1376 و ماجراهای بهار و تابستان 88 بدل شده بود. واکنش به پاترول‌های سبز و کرم رنگ دهه هفتاد و ون‌های گشت ارشاد در دهه هشتاد. طبقه متوسط ایرانی طبقه‌ای پرزور،‌ معتمد به نفس،‌ با روحیه و سرسخت است. فشار آوردن به آنها،‌ به شکل افراطی چنین واکنش‌هایی را تکرار خواهد کرد. طبقه متوسط ایرانی طی شصت سال خودش را در خط مقدم همه تحولات می‌پندارد و به شکلی ذاتی به‌عنوان یکی از دردسرهای حاکمیت به حیات خود ادامه می‌دهد.

زلزله‌های شدید اقتصادی در دهه نود، این گسل اجتماعی را خاموش ساخته بود اما ماجرایی که از بهار سال 1401 صدایش شنیده می‌شد و یک خبرگزاری با انتشار پیاپی کمپین‌های خاص و فعالیت شدید و ناگهانی ستاد امر به معروف و همین‌طور اصرار و تکرار خطبای جمعه بر انتظاراتشان از نیروی انتظامی در این حوزه،‌ کار را دوباره سخت و پیچیده ساخته بود. گسل طبقه متوسط، ‌گسل دانشجویی و جوانان که آرام شده بود ناگهان فعال شد.

آن‌هم در تقابل با ایده‌های خاص گشت ارشاد و حامیانش که ناگهان به این نتیجه رسیده بودند که پوشش زنان ایرانی باید به حالت ایده‌آل موردنظر خودشان در بیاید. به همان شکل سال‌های دهه شصت. یعنی آن‌قدر استانداردهای دلخواه خود را بالا برده بودند که نصف زنان و دختران شهرنشین به عنوان مجرم بالقوه و بالفعل در نظر گرفته می‌شدند! و بدتر این‌که در هیاهوی مدیران رسانه‌ای ذوق‌زده که هنوز فکر می‌کنند نورچشمی آسمان هستند، ‌هیچ نهاد و شخصیت مهم و بزرگی درصدد بر نیامد نقش معتدل‌کننده را در این موج سنگین ایفا کند.

هیچ اتاق فکری نخواست به دوستان بگوید که این همان راهی است که سردار رادان در سال 87 امتحان کرده بود و به آن اتفاق سنگین سال 88 تبدیل شد. شاید چون تئوری‌های حاکمیتی کل ماجرای هشتادو هشت را در قالب توطئه سرویس‌های بیگانه تفسیر می‌کنند و فعالیت‌براندازها و این‌طور چیزها! خب اشتباه است. آن‌ها به محصول زمینی نگاه می‌کنند که با اشتباهات حاکمیت در آن سال‌ها باران خورده بود و ‌آماده ثمر دادن به سمت آشوب و اغتشاش بود.

امسال هم نیروهای متعادل‌کننده نقش خود را فراموش کرده بودند و زمین بازی را به این جوانان جاه‌طلب سپرده بودند و خطبای سنتی ما هم بر این داستان تاکید داشتند و در این میان باز هم پلیس به عنوان قربانی اول مطرح شد. نیرو و اعتبار پلیس در این میانه خرج شد و به یغما رفت و همه فراموش کردند چهل شهید این نیرو را فقط طی 9 ماه گذشته. شهیدانی در راه مبارزه با اشرار، دزدان و ‌قاچاقچیان و قاتلان.

پلیس در محاصره نیروهای سنتی قرار گرفت که از او برخوردهای سخت و ضربتی را می‌خواستند و پلیس هم به اشتباه تن داد به استانداردهای ایده‌آل طبقه سنتی. به عنوان یک نهاد ایجادکننده امنیت و آرامش،تبدیل شد به مسئول چک کردن لباس دختران و زنان آن هم در سال 1401 و نیروها و شخصیت‌های متعادل‌کننده همگی در سکوت بودند!

دوشنبه شب در تهران و رشت و مشهد و گوهر‌دشت واکنش‌های طبقه متوسط را دیدیم. در مقابل اجبار برای یک دست شدن و فرو رفتن در اتمسفر مورد رضایت‌بخش سنتی. فقدان نیروهای متعادل‌کننده در چند ماه گذشته موجب شد تا آن تعادل جامعه زنان ایرانی در چند سال گذشته که شاید فقط نیاز به کمی مواجهه با هنجارشکنی‌های آشکار و واضح داشت برآشفته شود و خب طبیعی است که بدخواهان ایران هم از همه سو هجوم بیاورند.

آن یکی از کشوری دیگر با خانواده امینی تماس تلفنی بگیرد؛ تلویزیون ارگان سعودی‌ها به عنوان رسانه افشاگر مترقی‌(!) خود را به نمایش بگذارد،‌ گروه سیاسی مسلحانه ورشکسته خودشان را جلوی صف بکشانند و… آن‌هم در حالی که حاکمیت توانسته بود با دو حادثه پیوستن به معاهده شانگهای و راهپیمایی اربعین در بهترین موقعیت خود باشد… نیروهای متعادل‌کننده چرا سکوت کرده بودند؟‌ چرا؟

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.