روزنامه هفت صبح| یک: فرنگیها یک واژهای دارند به اسم رسپکت. میدانم که معنیاش احترام گذاشتن میشود اما نه به عنوان یک کلمه که به عنوان یک ایده و یک منش جزو آداب اجتماعی بخشی از این فرنگیها شده است. چیزی که ما باید درآن پیشرفت کنیم. احترام گذاشتن به دیگری،به رقیب، به اقلیت،به شهروند. این رویه حتی اگر فقط در ظاهر هم باشد، رویه درستی است. اصلا بن مایه جذابیت ظاهری تمدن معاصر همین کلمه است.
رسپکت. به نظر من در بحث مربوط به گشت ارشاد و مهسا امینی و البته تاریخچه بیست ساله و یا شاید هم کمی بیشتر آنچه آزارنده بوده است همین فقدان احترام بوده. مقابله با دختران دانشجو و جوان بدون احترام گذاشتن. بدون آنکه شخصیت و حریم آنها در نظر گرفته شود و برخورد با آنها به عنوان مجرم. این مسئله حتی در لحن حراست ورودیهای دانشگاه و یا برخی فرودگاهها و برخی بیمارستانها هم به سادگی قابل تشخیص است.
یا حتی فرستادن آنها به گوشه پرت ورزشگاه هنگام تماشای بازی فوتبال. این لحن را حتی در همین مناظرههای تلویزیونی در لحن یکی دو نفر از شرکتکنندگان میشود ردیابی کرد. فقدان حس احترام را در سخنرانیهای هفتگی میشود جستوجو کرد. این فقدان احترام، این بیاحترامی مدام (البته با توجیهاتی مثل عدم پایبندی به قوانین پوشش و …) یکی از دلایل این کینه ویرانگری است که این روزها شاهدش هستیم و در فواصل دو سه ساله مدام راهی برای نمود آتشفشانی خود پیدا میکند.
احترام گذاشتن و مراعات و ملاحظه کردن شخصیت آدمها گمشدهای است که میتواند آرامش را به زندگی ما بازگرداند. لحن سردار سلیمانی در توصیف دختران کم حجاب همان چیزی است که گروههای رادیکال باید یاد بگیرند. احترام بگذارید حتی اگر مخالفشان هستید و حتی اگر- در بدترین حالت- مجبور به اعمال قانون میشوید. تلقی شما از جرم با تلقی آن دختر و خانوادهاش و یا همسرش کاملا متفاوت است. دیگر خیلی مفهومش را باز نمیکنم.
دو: این روزها دکترها قشر محبوبی هستند چون پای حرف خودشان ایستادهاند و دچار ملاحظه و اینطور چیزها نشدهاند. اما دیروز دخترم را بردم یک پزشک مشهور کودکان در خیابان کارگر شمالی. ساعت یک رسیدم و نفر یازدهم شدیم. گفتند کارتخوان خراب است بروید از بانک پول نقد بگیرید! دویست هزار تومان برای ویزیت اول و 160 هزار تومان ویزیت دوم به بعد. دکتر یک ربع به دو آمد. فکر کردم حالا که نفر یازدهم هستیم و احتمالا ویزیت هر بیمار 10دقیقه حداقل طول میکشد حدود دوساعتی وقت خواهم داشت.
به منشی گفتم ما برویم همین روبهرو ناهار بخوریم و برگردیم که منشی گفت نه! کجا؟الان نوبتتان میشود! همینطوری هم شد نیمساعت بعد نوبت ما شد. در حالی که در اتاق کوچک آقای دکتر، قرار داشتیم و خانواده بعدی در آستانه در نیمه باز مطب آماده ایستاده بودند که بلافاصله جای ما را بگیرند تا خدای نکرده وقت دکتر لحظهای هم هدر نرود!
کل ویزیت دختر من چهار دقیقه شد در حالی که خانواده بیمار بعدی در جریان تمام مشکلات و حرفهای ما قرار داشتند و هیچ حریمی هم در بین نبود و برای رفتن ما از مطب لحظه شماری میکردند و خانواده بعدی هم آماده بود که سریع بیاید دم در مطب جا بگیرد! تقریبا شبیه یک گاراژ بین راهی بود تا مطب دکتر. با عرض معذرت اما حاضرم فیلم این نوع ویزیت را بگیرم و برایتان پخش کنم. وقتی از مطب بیرونآمدم احساس خوبی نداشتم. نمیتوانم حسم را دقیقا منتقل کنم چون حاوی مجموعهای از کلمات رکیک و موقعیتهای زشت است!
سه: در این هاگیر واگیر این خبر جالب راهم بخوانید:«ماه فرهنگی ژاپن» با رویکرد لباس، پارچه و نخ ابریشم کارش را آغاز کرده است. البته برنامههای متنوع دیگری هم در این ماه برگزار خواهد شد. سینما، مانگا، انیمه و غذا، موضوعات دیگری هستند که قرار است در بستر فرهنگی ژاپن، به مردم ایران ارائه شود. دانشگاه تهران، دانشگاه کاشان، مجموعه فرهنگی هنری آسمان و سفارت ژاپن در تهران، در روزهای آینده میزبان برنامه ماه فرهنگی ژاپن ۲۰۲۲ و پذیرای علاقهمندان به فرهنگ و هنر ژاپن خواهد بود.


