روزنامه هفت صبح، نگین باقری| خبری که دیروز وزیر ارتباطات داد یک پیام روشن داشت: برای اینکه اینستاگرام و واتساپ از فیلتر خارج شوند، هیچ راهی جز نشستن پشت میز مذاکره مقابل مارک زاکربرگ باقی نمانده. یا باید اینطور که عیسی زارعپور گفته شرط و شروط ما را بپذیرد و یا اینکه حدود 50 میلیون کاربر ایرانی را از دست بدهد. اما آن کسی که چیزی از دست میدهد زاکربرگ است یا 9 میلیون ایرانی که از این پلتفرم درآمد دارند؟ آیا ما راهی برای مذاکره با پدرخوانده اینستاگرام و واتساپ داریم که به یک توافق حداقلی برای سر پا نگه داشتن آنها برسیم؟
خبر دیروز این بود که بعد از حدود 25 روز وزیر ارتباطات گفت که محدودیتها از اینترنت بینالملل برداشته شده. سیام شهریور شورای فضای مجازی دو گام به عقب برداشت: در قدم اول اینترنت بینالملل را مختل کرد تا هر وبسایتی که خارج از شبکه ملی اطلاعات بود، حتی سرچ گوگل، از کار بیفتد و در قدم دوم واتساپ و اینستاگرام فیلتر شود. خبر جدید این بوده که این شورا در قدم اول دوباره به نقطه صفر برگشته و اینترنت بینالملل را فراهم کرده اما قدم دوم دیگر برداشته نشده.
مجلس، دولت و شورای عالی فضای مجازی برای قدم دوم چند شرط مهم گذاشتهاند که برای آن باید با مارک زاکربرگ، مدیرعامل اینستاگرام و واتساپ وارد مذاکره شوند. چه شرط و شروطی؟ اینبار یک نماینده مجلس این شرایط را توضیح داده که خلاصه حرفش این است که این پلتفرمها باید به مقامات ایران پاسخ دهند. بیایید این حرف را تفسیر کنیم: یعنی اگر برای مثال کیم کارداشیان پستی بگذارد که خلاف قوانین ما باشد، باید دفتر نمایندگی اینستاگرام در ایران پاسخگو باشد؟
از زبان راستینه به نقل از ایسنا بخوانید:
باید سریعاً با دعوت از نمایندگان پلتفرمهای خارجی، برای ایجاد دفاترشان در کشور و پاسخگو بودن آنها نسبت به عملکردشان گام برداریم.هر پلتفرم خارجی که آمادگی پاسخگویی نسبت به عملکردش را دارد طبق قوانین نظام جمهوری اسلامی نباید بستر توسعه فعالیتهای غیرقانونی را برای شبکههای معاندین در بستر فضای مجازی فراهم کند.
مذاکره در نسخه بینالمللی
این پیشنهاد مذاکره تا حدودی در ترکیه، روسیه یا پاکستان تکرار شده. برای مثال سال 2021 همین که دولت ترکیه احساس نیاز کرد که به شکایات کاربران رسیدگی شود، دفتر اینستاگرام در استانبول تاسیس و از فیلترینگ این سایت جلوگیری شد. همچنین روسیه (قبل از جنگ با اوکراین) و پاکستان به یک فیلترینگ حداقلی موارد حداقلی اکتفا کردند. روسیه خواستار حذف اکانتهای توئیتری شده بود که اقدامات تروریستی را تشویق میکردند و پاکستان از تیکتاک خواسته بود برای موارد غیراخلاقی سانسور قائل شود و تعاریف این دو کاملاً با معانی بینالمللی سازگاری داشت.
راه گفتوگو مسدود است
اما دو مشکل بزرگ در راه مذاکره ایران با زاکربرگ، مانع موفقیت ما خواهد بود. از کجا با این قطعیت میشود نظر داد؟ از اینرو که این پیشنهاد، پیشنهاد جدیدی نیست و اولینبار بهطور جدی در دولت یازدهم پیگیری شد تا مدیرعامل تلگرام را برای همین پروژه قانع کنند. حالا به همان دلایلی که آن چانهزنی موفقیتآمیز نبود، این مذاکره هم به بنبست خواهد رسید. دو دلیل مهم برای بیسرانجام بودن مذاکره با زاکربرگ وجود دارد:
یک: دلیل اولی که مانع گفتوگوی ایران و طرف غربی میشود به تفاوت الگوهای اخلاقی این دو سمت برمیگردد. الگوی اخلاقی رسمی دولت درباره اینترنت از یک ادبیات خیرخواهانه پیروی میکند؛ به این معنا که حاکمیت خیر شهروندانش را میخواهد و اجازه قرار گرفتن او در معرض محتواهای نامناسب را نمیدهد.
«نظاممند کردن اینترنت» که بارها از سوی مسئولان تکرار شده اسم رمزی برای توضیح این است که اینستاگرام باید پایبندی خودش را به سیاستهای اخلاقی ما نشان دهد و در محدودسازی انتشار محتواهای خشن، مستهجن، حامی تروریسم و آموزش خشونت از همان الگویی نظام اخلاقی رسمی پیروی کند.
این دقیقا همان خواستهای بود که در ناآرامیهای سال 96 بارها و بارها از سوی مقامهای ایرانی در مورد تلگرام وفعالیت کانالی بهنام آمدنیوز تکرار شده بود اما همانطور که پاول دورف مخالف بود، زاکربرگ هم حاضر نخواهد بود که به قیمت 50 میلیون کاربر خودش را با انتقادهایی مانند نقض آزادی و این جور چیزها دربیاندازد.
دو: اگر از سد اول بگذریم، سد دومی هنوز جلوی روی ما خواهد بود. دلیل دوم این است که تحریمها اجازه میزبانی ایران از دفاتر کمپانیهای غربی را نمیدهد. همانطور که برای مثال زمانی تحریمها علیه چین منجر شد که دفتر شرکت گوگل در این کشور بسته شود، در ایران هم اجازه فعالیت به این شرکتها داده نخواهد شد. برای همین هم باید اینطور پیشبینی کرد که یا این اینستاگرام است که در خاطره جمعی کاربر ایرانی بهزودی به وایبر میپیوندد و یا اینکه کاربران ایرانی خودشان را به استفاده روزمره از پروکسی و ویپیانها عادت خواهند داد تا دست از این اپلیکیشنها نکشند و آن را از دست ندهند.


