روزنامه هفت صبح| یک: ‌ ابتدا دخترمان مبتلا شد. دقیق‌تر بخواهم بگویم دوست صمیمی او. از سه‌شنبه پیش نوبت دخترمان شد. بردیم دکتر و بعد انبوهی از داروهای رنگارنگ. جمعه همسرم و شنبه خود من مبتلا شدیم. دیروز خانه ما یک درمانگاه عمومی بود. همه بستری. این را هم بگویم تاثیر داروهای رنگارنگ تجویز شده از سوی دکتر (آنتی‌بیوتیک و شربت و اسپری و تقویت‌کننده سیستم ایمنی بدن و کلی از این‌جور چیزها)

بر روی کاهش بیماری دخترم بسیار اندک بوده و سرفه‌هایش و بی‌حالی‌اش بعد از 5 روز ادامه دارد. لابد ذات این بیماری این‌گونه است. در نتیجه سرخود تصمیم گرفتم از روش‌های کلاسیک برای بهبود خودم استفاده کنم. به‌هرحال این آنفلوآنزا را دست‌کم نگیرید. من قبلا کرونا گرفته بودم اما بلایی که آنفلوآنزا شنبه شب بر سر من آورد از کرونا وحشتناک‌تر بود.

دو: مهندسی اجتماعی کار حیرت‌انگیزی است. گروهی جمع می‌شوند و می‌گویند حالا می‌خواهیم این برنامه را روی مردم کشور پیاده کنیم تا خلق و خوی آنان از نقطه A به نقطه B برود. به موفقیت‌شان هم ایمان دارند. یعنی کلا به کار بلند‌مدت، به روح جمعی یک شهر یا کشور،‌ به ایجاد سرمایه اجتماعی و جلب اعتماد، اعتقادی ندارند.

تصورشان از جامعه مثل کودکان حرف‌شنو و حالا شاید کمی تخس داخل خانه است. معتقدین به این ایده، ‌در مورد توانایی‌های مهندسین اجتماعی کشورهای بیگانه در امورات کشور ما نیز مبالغه‌آمیز فکر می‌کنند. مهندس میرسلیم از محترم‌ترین چهره‌های اردوگاه اصولگرایان است اما اگر گفته‌هایی از ایشان که در رویداد 24 نقل شده حقیقت داشته باشد نشان می‌دهد که تصور ایشان از مهندسی اجتماعی و نقشه‌های سازمان‌های جاسوسی بیگانه در ایران تا چه‌اندازه مبالغه‌آمیز هستند.

طبیعی است که این سازمان‌ها و جاسوس‌ها مترصد استفاده از هرگونه ناآرامی و ناملایمات هستند اما در مورد توانایی‌هایشان اغراق نکنید. طبیعی است که آنها در آشوب‌های اخیر هم حضور دارند و خودشان را در میان معترضین جا زده‌اند اما نباید فکر کنیم آنها انسان‌های خارق‌العاده و ابرانسان هستند. آقای میرسلیم گفته‌اند:‌

« بنده در چند ماه پیش و در چند مورد، آن‌هم پیش از شکل‌گیری ناآرامی‌ها، افرادی را در خیابان دیدم که لخت مادرزاد بودند. این اتفاقات نشان می‌داد که دشمنان نظام برای ضربه‌زدن به حاکمیت، برنامه داشتند، زیرا ریشه انقلاب اسلامی، فرهنگی و معنوی است… بالغ بر صدها موسسه تحقیقاتی درباره شناخت اسلام، ایران و جمهوری اسلامی تاسیس کردند.

این موسسات تحقیق کردند تا ببینند انقلاب ۵۷ اقتصادی بود؟ جواب منفی بود. نه اینکه آن زمان مشکلات اقتصادی نبود، اما انگیزه انقلاب‌کردن مردم اقتصادی نبود. آنها فهمیدند که مردم ما ذکرشان یاحسین است و در عاشورا اعتقاداتی دارند، پس رفتند دنبال مسائل فرهنگی و معنوی و در تحقیقات تکمیلی خود به این رسیدند که مشکلات اقتصادی در جامعه اگر زیاد شود، اهتمام به مسائل معنوی، سست می‌شود. یعنی اگر شما درگیر مسائل اقتصادی باشید و نتوانید حقوق زن و بچه خود را بدهید، اگر کسی به شما بگوید، چرا این مسئله شرعی را رعایت نمی‌کنید؟ احتمال دارد به او بگویید ول کن بگذار به زندگی‌ام برسم.»

اجازه بدهید در اینجا در روزنامه کوچک هفت‌صبح با این ادبیات کم‌دقت آقای میرسلیم موافق نباشیم. سیاستمداری کهنه‌کار که مهندس هم هست نباید این‌گونه غیر‌دقیق حرف بزند. همینجا بگویم که در میان اصولگرایان نیروهای دیگری هم وجود دارند که در مقابل اجتماع و شهروندان تیزهوشی بیشتری به خرج مي‌دهند. مثل بانیان اجتماع سلام فرمانده و یا جشن غدیر. اما گاه صدای این گروه در همهمه پدرسالارانه گروه اول گم می‌شود.

سه: آقا بعد از ماجرای آسفالت خیابان‌های تهران پس از حدود یک دهه این‌که می‌بینم برای سروسامان دادن به مسئله بازیافت زباله‌ها هم حرکت‌هایی انجام شده واقعا دلگرم‌کننده است. شما در طول روز به‌جای آن کودکانی که تا کمر در سطل‌های زباله خم شده‌اند نوجوانان(!) و جوانانی را می‌بینید که با لباس‌های متحد‌الشکل (حالا خیلی هم تمیز نیستند البته) و با سطل‌های آرم‌دار در حال کاوش زباله و بازیافت آنها هستند تا این نقطه ضعف تصویری بسیار پرهزینه برای کشورمان کمی تعدیل شود. خوب است آقای زاکانی.

چهار: دیروز در یک گروه تلگرامی ژورنالیست‌های سینمایی حرف از همه‌چیز بود جز فیلم. یک نفر آمده بود و ساکتین انجمن منتقدین در برابر حوادث سیاسی روز را تهدید می‌کرد که دوره وسط‌بازی‌تان تمام شده و اسم‌های همه‌تان را یادداشت می‌کنم برای بعد و یکی دیگر که تازه داشت با نفر اول مخالفت می‌کرد می‌گفت بزرگ‌ترین وظیفه ما الان مبارزه با رانت است!

نمی‌فهمم چگونه روح چه‌گوارا و جلال آل‌احمد این‌گونه در کالبدی از ایده‌های لیبرالیستی حلول کرده که همه حتی منتقدین و خبرنگارهای سینما هم می‌خواهند نشان دهند که تعهد اجتماعی و سیاسی من از آ‌ن یکی بیشتر است.در عوض ورق زدن این شماره از دوره جدید مجله 24 برای دوستداران جدی سینما یک غافلگیری به تمام معناست. خواندنی، ‌پاکیزه و مفید که خب گل سرسبد مطالب مقاله بلند حسن حسینی درباره کارنامه نقدنویسی پرویز دوایی است. این شماره 24 را از دست ندهید.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.