روزنامه هفت صبح، نگین باقری| از روزی که برنامه شیوه در شبکه چهار صداوسیما شروع شد، ما شاهد ظهور اسامی جدیدی در عرصه سیاست بودیم. این اسامی که قبلا آنقدرها برای مخاطب تلویزیون ملی پرزنت نشده بودند، حالا کمکم به سلبریتیهایی تبدیل میشوند که فعالیتشان در صفحات شبکه مجازی هم تحت تاثیر همین مناظرات قرار گرفته.
نمونه آخرش هم همان مورد احمد زیدآبادی بود که شرح مناظره او را با صادق کوشکی دادهایم. این یعنی بالاخره صداوسیما توانسته برنامهای بسازد که تریبون آن را بین دو طیف سیاسی مختلف تقسیم کند. این مدت «شیوه» از چه شخصیتهایی برای مخاطبان عام صداوسیما رونمایی کرده؟
شرف اهل قلم در صداوسیما؟
خلاصه مناظره زیدآبادی و کوشکی را همین چند روز قبل شرح داده بودیم. زیدآبادی در این برنامه گفته بود که همسرش او را بهخاطر حضور در صداوسیما تهدید به طلاق کرده. اگرچه این جمله را به شوخی گفت اما همین شوخی درواقع طعنهای به فرآیند طرد و انزوا از تلویزیون ملی داشت. زیدآبادی بعد از اتفاقهای سال 1388، به «شرف اهل قلم» شهرت پیدا کرد.
بعد از یک حکم زندان و سپس تبعید به تهران برگشت و حالا عضو شورای سردبیری روزنامه هممیهن است. زیدآبادی که ما امروز میشناسیم، دیگر آن محبوبیتی که سالهای اول دهه 90 داشت، ندارد. این تحلیلگر سیاسی اهل کرمان در چند مورد واکنشی به رویدادهای مختلف نشان داد که به مذاق گروهی از مخاطبانش خوش نیامد ولی گروه جدیدی از مخاطبان میانهروتر به هوادارانش اضافه کرد. خودش در توئیتر ماجرای حضور در صداوسیما را اینطور تعریف کرده:
«دیشب هنگامی که از شبکه چهارم صداوسیما زنگ زدند و برای حضور در مناظرهای درباره استقلال دعوتم کردند، غافلگیر شدم. پاسخم به آنها این بود که چند هفتهای مهلت دهید تا دربارهاش فکر کنم. گفتند: برنامه برای ساعت ۱۰ شب تدارک دیده شده است. بسیاری از نتیجهاش استقبال کردهاند و بسیاری هم اصل حضورم را نپسندیدهاند. چند نفری هم ظاهراً آن را علامت «سقوط» من دانستهاند! از نگاه این افراد هرکس طبق امیال و علایق آنان حرکت نکند، حتماً سقوط کرده است.»
همین پست در تلگرام او 34 هزار بار دیده شد. این در حالی است که بهطور میانگین مطالب او در صفحه تلگرامش حدود 20 هزار بار دیده میشود. آنالیز صفحه اینستاگرام او نشان میدهد که این محتوا در آخرین پست اینستاگرامش، بیش از 500 کامنت داشته که رکورد مشارکت در صفحه او را زده. اگر هم فقط با شاخص لایک صفحهاش را بررسی کنیم، باز خواهیم دید که با دو هزار و 900 لایک رکورد پسندیده شدن در اینستاگرام او را هم پشتسر گذاشته.
آخرینباری که مشارکت نسبتا بالایی در اینستاگرامش شد به زمانی برمیگشت که در واکنش به مرگ مهسا امینی بخشی از توضیحات سازمان نظام پزشکی را گذاشت و نوشت: «لازم است پزشکان متخصص منظور از «عدم توان انطباقپذیری مناسب فرد در کنترل هیجانات» و همینطور «اقدامات غیرمؤثر در احیای قلبی و تنفسی در دقایق اولیه که در وقوع مرگ نقش داشته» را توضیح دهند.
آیا این جملات به معنای دلهره و اضطراب بالای مهسا به علت بازداشت و همینطور عملیات ناشیانه احیای قلبی و تنفسی در مقر گشت ارشاد است؟ بهمعنای روشنتر آیا اگر مهسا بازداشت نشده بود، باز هم در آن تاریخ از دنیا میرفت؟» از سوی دیگر هشتگهای موتلفه، زندان، صدا و سیما، دانشگاه، لباس شخصی از پرتکرارترین هشتگهای صفحه او بوده.
مردمشناس مقابل نماینده مجلس
نفر بعد نعمتالله فاضلی بود که در این مناظره بیشتر بهچشم آمد. طرف مقابل او احمد نادری قرار داشت. هر دو استاد جامعهشناسی و مردم هستند اما فاضلی در دانشگاه علامه و نادری در دانشگاه تهران. با این تفاوت که فاضلی چند سالی را اجبارا به استراحت در خانه گذراند اما نادری به سمتهای بالاتری ازجمله نمایندگی مجلس هم رسیده. این جایگاههای امروز آنها گویای این است که کدام یک از آنها بیشتر از تلویزیون ملی سهم داشته.
احمد نادری پیش از این سهم خودش را از شهرت گرفته و در نه فقط تلویزیون، بلکه روزنامه و توئیتر و رادیو و مراسمهای دولتی دیده میشد. این تازه نعمتالله فاضلی بود که به چشم مخاطبان آمد. او یک صفحه در اینستاگرام دارد که فالوئرهایش به 4 هزار نفر میرسد. ماهی یک بار هم پست میگذارد ولی آنقدرها در آن بحث و مباحثه نمیشود. در عوض در پستهای تلگرامش کامنتها همیشه محل گفتوگوی طرفداران و مخالفان است.
دانشجویان علوم اجتماعی او را بهخاطر آثارش در حوزه جامعهشناسی فرهنگ میشناسند اما فاضلی هیچوقت در صداوسیما دیده نشده. او در تلگرام یک کانال با شش هزار عضو دارد که مرتب آپدیت میشود. در مورد تحصیلات فاضلی هم این را میدانیم که این انسانشناس و نویسنده ایرانی امروز دیگر نه استاد دانشگاه علامه بلکه، استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است؛ محلی امن برای استادانی مانند او و عباس کاظمی (جامعهشناس سابق دانشگاه تهران) که به استراحت اجباری فرستاده شدهاند.
او دکترای خود را در رشته انسانشناسی اجتماعی از مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن در سال ۱۳۸۳ گرفته؛ دانشگاهی که البته خیلی از سوی وزارت امور خارجه ما معتبر نیست اما در مجامع آکادمیک دانشگاه مهمی در حوزه علوم انسانی به حساب میآید. اتفاقا استاد جامعهشناسی دیگری بهنام کچوئیان هم مدرک جامعهشناسی خودش را از همین دانشگاه گرفته که یکی دیگر از مهمانهای این روزهای برنامه شیوه بوده؛ البته او از قدیم همیشه در صداوسیما رفت و آمد داشته؛ آنهم بدون محدودیت و مشکل. از ویژگیهای معروفش هم این است که معمولا هم از نظریههای پست مدرن برای موضعگیری خود استفاده میکند.
محمد فاضلی؛ از دولت تدبیر و امید تا امروز
نعمتالله فاضلی را معرفی کردیم اما در این برنامه محمد فاضلی هم تند و تیزترین اظهارات را داشت. او خیلی وقت است که به مخاطب عام معرفی شده؛ در واقع از زمانی که روحانی به منصه قدرت رسید و فاضلی در دولت او سمتهای مختلف علمی پژوهشی گرفت، در توئیتر هم بیشتر دیده شد. محمد فاضلی 40 هزار فالوئر در توئیتر دارد که بهطور میانگین توئیتهایش دو هزار لایک میگیرد.
از لندن تا جامجم
تفرشی سلبریتی جدیدی است که صداوسیما معرفی کرده. نه اینکه قبلا معرفی نشده باشد اما او هم جزو آن دسته افراد تحصیلکرده ایرانی بود که جایگاهی در تلویزیون ملی نداشت. تفرشی 17 هزار نفر فالوئر در توئیتر دارد که بهطور میانگین مطالبش 200 لایک میگیرد. منتقدان حضور او میگفتند که حرفهای تند اما معمولی زد که روزانه در کوچه و خیابان خیلی راحت زده میشود اما هیچوقت حق انتشار در تلویزیون ملی نداشته. تفرشی تحصیلاتش را در لندن گذرانده، مدت زیادی آنجا زندگی کرده و بهعنوان کارشناس بارها در شبکههای خارجی فارسیزبان دعوت شده است.
پنهان در «جوان»؛ آشکار در صداوسیما
عبدالله گنجی بازیگر جدیدی در عرصه سیاست نیست اما در حدود یک سال گذشته حضور پررنگتری در توئیتر و اینستاگرام خود داشته. او این مدت بهواسطه همین فعالیتها بیشتر دیده میشد و در صداوسیما هم توانست به دایره مخاطبان خود گروهی را اضافه کند. او سالهاست مدیر مسئول روزنامه جوان بوده و تریبون خودش را در ستونهای سرمقاله همیشه داشته؛ اما داشتن هزاران مخاطب در صداوسیما و 105 هزار فالوئر در توئیتر کجا و ستون سرمقاله کجا؟ حالا هم مدیرمسئول روزنامه همشهری است و به زحمت ماهی یک پست در اینستاگرام برای 400 فالوئرش منتشر میکند تا تمرکزش از توئیتر پرجنبوجوش خارج نشود.
آقای مجری و سبک متفاوت
حالا در کنار همه اینها آقای مجری را هم باید در لیست جدید سلبریتیها بگذاریم. سلبریتیهای جدید عرصه سیاست که ممکن است مانند امید قالیباف که روزی مجری برنامههای خبری بود، کمکم پا به عرصه مدیریتی بگذارند. او عطاالله بیگدلی است و روزگاری مسئول بسیج دانشگاه امام صادق بوده. وقتی شیوه پوشش او را میبینید با خودتان میگویید که حتما جهتگیری سیاسی به نفع جبهه راست (به معنایی که در ادبیات سیاسی ما به کار میرود) دارد اما قضاوتتان اشتباه است.
او جهتدهی نمیكند و معمولا شناخت کافی و تسلط بالایی روی مباحث و مفاهیم علوم انسانی دارد. این آقای بیگدلی فقط مجری نیست؛ گاهی در مناظرههای دانشجویی (مثل مورد دانشگاه پلیتکنیک) حضور داشته، گاهی در برنامههای نقد فیلم (مثل مراسم نقد فیلم زندگی مشترک آقای محمودی و بانو) شرکت کرده و گاهی هم ویراستار مجلههای اندیشه و حقوقی بوده.
مجلهای که از قضا برخی از مهمانان این برنامه در آن حضور داشتند. اینبار هم سردبیری و مجریگری برنامهای را به عهده گرفته که بارها شایعه تعطیلی و سانسور آن تکذیب شده. البته پیش از این هم اجرای برنامههای گفتوگومحور شبکه چهار را پیش برده که از جمله آنها میتوان به «زاویه» و «مصیر» اشاره کرد اما هیچکدام اندازه شیوه معروف نشده و نتوانسته به میانبری جدی برای معرفی چهرههای جدید سیاسی منجر شود.


