روزنامه هفت صبح، ساعد برقی| این واقعا یک کارلوس دیگر است. آن پرتغالی خشمگین زیادهخواه جایی گم شده است. این آغوش رایگان کارلوس برای سیدمهدی رحمتی از عجایب دلفریب روز گذشته بود. در همهمه قتل و آدمربایی و تهمت و آشوب و اعتراض، این عکس کمی ما را آرام میکرد. سیدمهدی رحمتی در آغوش کارلوس کیروش.
رحمتی احتمالا مهمترین دروازهبان ایران در دهه هشتاد بود. دروازهبان 183 سانتیمتری که کوتاهی نسبی قدش را با بازیخوانی، شجاعت و شوت و مهارتش در دفع شوتهای از راهدور نشان میداد. دروازهبانی کماشتباه که در دورهای به آیکن اصلی تیم استقلال بدل شده بود. هرچند گروهی هنوز او را بهخاطر بیمبالاتیاش در دربی سال 85 وقتی استقلال در مقابل پرسپولیس مصطفی دنیزلی قرار گرفت و سهلانگاری رحمتی و سماجت تماشاگرپسندش در اعتراض به داوری و دنبال کردن یک توپ بیخطر، موجب شد تا مهرزاد معدنچی از زاویهای بسته و نزدیک به خط کرنر توپ سادهای را به دروازه بدون نگهبان استقلال بفرستد و پرسپولیس آن دربی را برنده شود.
رحمتی حتی آن دربی سه برد و مشهور را درون دروازه استقلال بود، همان هتتریک ناگهانی ایمون زاید در 10دقیقه. رحمتی حتی پرونده خوردن 4 گل از پرسپولیس را نیز در کارنامه خود دارد؛ وقتی طارمی و رضاییان استقلال را به توپ بسته بودند. با این حال رحمتی در قلب استقلالیهاست.
دروازهبانی که در نیمه دوم دهه هشتاد مالک دروازه تیم ملی شد و کسی را هم یارای مقابله با او نبود. او حتی نگهبان اصلی تیم کیروش هم شد. اما گلی که در تهران از ازبکستان خورد و گلی که در بیروت از لبنان خورد پرونده او را براي کیروش بست. کیروش عصبانی از رحمتی او را متهم به ترسو بودن در حفاظت از دروازه کرد.
و اعلام کرد که دانیل داوری را به تهران فرا میخواند. این براي رحمتی غیرقابل هضم بود. او سلطان دروازه تیم ملی بود، بیرقیب و نمیتوانست حضور بازیکنی نیمهایرانی را بهعنوان رقیب تحمل کند. پس اعلام کرد از تیم ملی خارج خواهد شد. حساب و کتابهایش هم درست بودند. ایران شانس چندانی برای صعود نداشت مگر اینکه سه بازی پیاپی در مقابل لبنان و قطر و کره جنوبی را برنده شود.
بازی با قطر و کره جنوبی در زمین حریفان بود و بازی با لبنان در تهران. رحمتی با چنین دورنمایی اعلام کرد در تیم ملی بازی نخواهد کرد. کاری که او کرد خنجر از پشت بود. بیرون پریدن از یک کشتی متزلزل در دریایی طوفانزده بود. اما در معجزهای باورنکردنی کشتی از طوفان جان سالم بهدر برد و به ساحل رسید.
کیروش هر سه بازی را برد. حتی به دانیل داوری هم اعتماد نکرد و رحمان احمدی را درون دروازه گذاشت و با کمک بخت و اقبالی که همیشه همراه و همنشین مردان مبارز است، ایران را به جام جهانی رساند. رحمتی تقاضای بخشش کرد. تقاضای بازگشت به تیمملی اما کیروش او را نبخشید.
و عجیب آنکه نگهبانی تیم ملی در نهایت نه به دانیل داوری رسید و نه رحمان احمدی و این علیرضا حقیقی بود که با کمک بخت و اقبال بلندش در سه بازی مقابل نیجریه و آرژانتین و بوسنی درون دروازه تیم ملی در جام جهانی قرار گرفت و درخشید و دخترکان اروپایی را فریفته خود کرد و همنشین بیبی رکسا هم شد و… رحمتی اینگونه بزرگترین حادثه ورزشی عمرش را بیخود و بیجهت از دست داد و با حسرت شاهد حضور رحمان احمدی و علیرضا حقیقی درون دروازه تیم ملی شد.
دروازهبانی که 77 بازی ملی در کارنامه داشت و عدد باورنکردنی 35 کلینشیت را برجای گذاشته بود. مردی که چهار بار با استقلال و سپاهان قهرمان لیگ شد و چهار بار هم قهرمان جام حذفی. مرد مطمئن دروازهها که در مهمترین لحظه زندگیاش بدترین تصمیم عمر خود را گرفت. حالا این مرد چهل ساله که بر نیمکت مربیگری مطمئن و تضمین شده آلومینیوم اراک مینشیند به ملاقات کیروش رفته است. و همدیگر را در آغوش گرفتهاند.


