روزنامه هفت صبح| یک: همه درباره ورشکستگی سینما میگویند و این که مردم به دیدن فیلمها نمیروند و از این جور چیزها. پنجشنبه شب گذرمان به یک مرکز خرید در منطقه میدان هروی افتاد. مرکز خرید شیک و قشنگی بود و در طبقات آخرش سالنهاي مجهز سینما و پوسترهای 8 فیلم سینمایی ایرانی که در حال نمایش بودند.
حتی یکدانهاش هم براي من بیننده جاذبه خرید بلیت نداشت. شاید فقط پسر دلفینی که خب خوشبختانه کودکم قبلا این فیلم را دیده بود. مشکل سینمای ایران، شرایط سیاسی حاکم بر شهر هست اما در اکران فیلمها هم به نظرم هیچ سلیقه خاصی اعمال نشده است و فیلمها همدیگر را به لحاظ شباهت در ژانر خنثی میکنند.
فیلمهای مهم روی پرده یعنی تی تی و ابلق هرکدام چهارماه و سه ماه است که از اکرانشان گذشته است و فیلمهای کمدی روی پرده هم یعنی سگبند و انفرادی و دوزیست و طبقه یک و نیم که کل دارو ندار سینمای کمدی ایران را روی دایره ریختهاند:(رضا عطاران، جواد عزتی، پژمان جمشیدی، هادی حجازی فر، مهدی هاشمی، امیر جعفری، بهرام افشاری، نازنین بیاتی، شقایق دهقان، مهران احمدی و…) هیچ کدامشان ظرفیت جذب مخاطب جدید ندارند. قدم اول برای سروسامان دادن به اکران سینماها تولید و اکران فیلمهای جذاب است.
دو: دوستی دارم که در لندن زندگی میکند. شش سالی میشود. برایم پیام فرستاده که قدر هوای تهران و سوخت ارزان را بدان که امسال ما در لندن همه در آستانه رماتیسم و سینه پهلو قرار داریم. و البته بد و بیراهی هم به پزشکان لندنی گفته که در دادن دارو چقدر امساک میکنند.
سه: خسرو نقیبی به درستی اشاره کرده که حرکت ترانه علیدوستی در برداشتن حجاب در شبکههای اجتماعی میتواند اکران دو فیلم مهم سینمای ایران یعنی برادران لیلا و تفریق را با خطر روبهرو سازد. امیدواریم این گونه نشود و تماشاگران بتوانند این دو فیلم را مشاهده کنند. تفریق را دیدهام و میدانم که سطح بازی در این فیلم چقدر بالا بوده است. بهخصوص بازی ترانه علیدوستی که بهترین کار دوران حرفهایاش است. امیدواریم اکران این فیلم از منازعات سیاسی جدا انگاشته شود.
چهار: متنی از خانم دکتر الهه کولایی (استاد دانشگاه و نماینده سابق مجلس ) در فضای مجازی به سرعت نور منتشر و تکثیر شد به عنوان تجربیاتش از دستگیری در روز اعتراض پزشکان در جلوی نظام پزشکی. متن دردناک و برانگیزانندهای بود که وسط خواندنش یادم آمد که خانم دکتر کولایی اصلا پزشک نبوده. بعدش دیدم خود خانم کولایی هم اشاره کرده که این متن جعلی است. دو سه تا از کانالهای معتبر که این متن را گذاشته بودند بدون هیچ توضیحی آن را حذف کردند اما این نسخه جعلی به حیات خود در برخی کانالهای دیگر ادامه میدهد…
پنج: فقدان مارکو رویس، ریس جیمز و انگولو کانته در جام جهانی قطر (هرسه به خاطر آسیب دیدگی) از حوادث دردناک جام امسال است. جامی که درست در اوج مسابقات فوتبال باشگاهی و در فصل مصدومیتها برگزار میشود. به جز این ستارههای منحصر به فرد مصدوم، امثال صلاح و هالند هم به خاطر جبر جغرافیایی جام جهانی را از دست میدهند.
مربی برزیلیها هم فرمینیو را از تیم خود خط زده است تا فقدان بازیکنان بزرگ و خلاق در جام جهانی امسال بیش از پیش احساس شود. این را هم اضافه کنم که با دیدن بازیهای باشگاههای انگلیس در هفته گذشته این نور امید در ذهنم پدیدار شد که اگر هری مگوایر و اریک دایر همزمان در ترکیب باشند و جردن هندرسون هم جلوی آنها بازی کند و به امید خدا کوین فیلیپس به بازی با ایران نرسد شاید توانستیم انگلیس را ببریم. البته این یک رویا بافی است و متاسفانه کوین فیلیپس میرسد تا در کنار دکلان رایس امان هافبکهای تیم ملی را ببرد!
شش: در ادامه سقوط دنباله دار بسکتبال و والیبال که با تکیه بر فرمول« استفاده از مربیان ایرانی به هر شکل ممکن »رخ داده تیم ملی بسکتبال ایران دیشب در همین تهران و در حضور تماشاگران ایرانی به تیم چین باخت تا صعودش به جام جهانی تقریبا غیرممکن شود. تیم بسکتبال ایران با مهران شاهین طبع و این اواخر با سعید ارمغانی به هیچ توفیق مهمی نرسید و به نظر میرسد باید به فکر یک سرمربی یا حداقل استعدادیاب درجه یک خارجی باشیم. پتانسیل بسکتبال و والیبال در ایران خیلی بیش از این نتایج ضعیف دنباله دار است. حمید سجادی باید فکری جدی برای ترقی و رشد والیبال و بسکتبال انجام دهد و خودش را از پیله مشاورین و معاونین همیشه شکست خورده خود خارج کند.


