روزنامه هفت صبح| یک:‌ این روزها، شب‌ها شنونده رادیو ورزش هستم. دستشان درد نکند زحمت می‌کشند. دو شب پیش در بازی آمریکا و انگلیس مجری محترم برنامه و مهمان آن روز (آقای ایوب وطنی) متفق‌القول نظر داشتند که مساوی این دو تیم به ضرر ایران است چرا‌که آمریکا می‌تواند روز آخر با یک تساوی با ایران سه امتیازی شود و با تفاضل گل بهتر صعود کند. در مورد این ایده کلی هم بحث کردند!

خب واضح است که در صورت تساوی ایران چهار امتیازی خواهد شد و صعود می‌کند و شکست و تساوی آمریکا فرقی در شرایط بازی ایجاد نمی‌کرد. روز بعد باز هم مجری و کارشناس به این نتیجه رسیدند که ژاپن اگر کاستاریکا را شکست دهد صعودش را قطعی کرده که خب این‌گونه نبود و اگر کاستاریکا را هم شکست می‌دادند باید تا بازی آلمان و اسپانیا صبر می‌کردند و اگر آلمان می‌توانست اسپانیا را شکست دهد، صعود‌کنندگان در روز آخر مشخص می‌شدند.

پریشب هم باز مجری و کارشناس با هم بحث می‌کردند و از بازی آرژانتین و لهستان می‌گفتند و این‌که در روز آخر ‌ هر دو تیم برای صعود احتیاج به پیروزی دارند که خب این‌گونه نیست و لهستان با یک مساوی هم صعود می‌کند. این‌ها نکات مهمی نیستند اما از شبکه تخصصی ورزش انتظار می‌رود که در کار ساده‌ای مثل خوانش جدول و امتیازات دقیق‌تر عمل کند. به‌هرحال دوستان خسته نباشند.

دو: این جادوی جام‌جهانی است. جدا از تاکتیک و تکنیک و استراتژی، این غرور ملی است که نتایج را گاه این‌گونه تغییر می‌دهد. بی‌جهت نیست که تمام دوزخیان روز اول جام‌جهانی، در روز دوم رستگار شدند. ایران که شش گل از انگلیس، کاستاریکا که هفت گل از اسپانیا و استرالیا که چهار گل از فرانسه خورده بودند، ‌در روز دوم یقه حریفان خود را گرفتند و غرور را به تماشاگرانشان بازگرداندند.

حتی لهستان که غم تساوی و هدر دادن پنالتی در روز اول مقابل مکزیک را در خاطر داشت، توانست در روز دوم به بازی‌ها برگردد و یا سنگال. تنها قطر بود که در چاه دوزخی‌اش بیشتر و بیشتر فرو رفت. سعودی و ژاپن همه داشته‌های روز اول خود را بر باد دادند. هرچند هر دو تیم هنوز هم شانس خوبی برای صعود دارند. در مقایسه این دو تیم، سعودی‌ها یک سرو‌گردن فوتبال بهتری بازی می‌کنند و ژاپنی‌ها همان‌طور که قبلا نوشتیم در بازی مقابل آلمان از اقبال بلندی برخوردار بودند.

سه: یک نهضت تدریس زبان انگلیسی به مسئولان و کارگزاران اصلی نظام باید راه بیفتد. آخر این چه وضعي است؟ ‌در تهران کلی دانشجو و جوان‌های مستعد داریم که به یکی دو زبان روز دنیا مسلطند. انگلیسی، ‌فرانسه، ‌آلمانی و… حتی آن شرپای محلی دماوند در تعدد برخورد با کوهنوردهای خارجی به خوبی انگلیسی صحبت می‌کرد، بعد چطور است که مقامات مسئول کشور از پیر و جوان ما این‌گونه در تکلم به زبان انگلیسی باز می‌مانند؟‌

البته می‌توانند بگویند فارسی حرف می‌زنیم و مترجم می‌خواهیم اما مشکل اینجاست که فکر می‌کنند بر زبان انگلیسی مسلط هم هستند و اصرار به این که به زبان انگلیسی با خبرنگاران حرف بزنند و نتیجه‌اش کلي بیکاز و آی دونت نو و یس بی‌دلیل می‌شود. اول از همه دانشگاه امام صادق باید یک فکری در این مورد کند!

چهار: از آزادی هنگامه قاضیانی خوشحال شدیم و از بازداشت مهدی امیرپور نگران.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.