روزنامه هفت صبح| درباره نمایش بیش از حد محتاطانه تیم ملی در نیمه اول بازی با آمریکا به اندازه کافی خواندهاید اما این بار میخواهیم درباره ضعیفترین بازیکنان و البته سرمربی تیم ملی بنویسیم که با نمایشهای دور از انتظار و تصمیمات عجیب، از عاملان اصلی ناکامی تیم ملی در قطر بودند.
مجید حسینی: در جامجهانی قبلی، او جزو تیم اصلی نبود و احتمالا قرار بود فقط در دقایق آخر بازیها برای حفظ نتیجههای دلخواه به میدان برود اما مصدومیت روزبه چشمی بعد از اولین بازی باعث شد تا مجید حسینی از بازی دوم مقابل اسپانیا فیکس شود و البته با نمایشهایی فوقالعاده و مطمئن همه را سورپرایز کند. بعد از جامجهانی روسیه هم به تیم ترابزون اسپور ترکیه پیوست.
با این حال در 4 سال گذشته خبری از پیشرفت او نبود. 3 سال در ترابزون بازی کرد و فصل گذشته به کایسری اسپور پیوست. او بدون هیچ پیشرفت خاصی در رده باشگاهی به جامجهانی 2022 قطر رسید، آن هم در حالی که جایگاهش را در زمان اسکوچیچ از دست داده بود. کارلوس کیروش اما او را به تدریج به ترکیب اصلی برگرداند و سرانجام در اولین بازی مرحله گروهی مقابل انگلیس در ترکیب اصلی تیم ملی قرار گرفت. بااین حال در آن بازی نمایشی فاجعهبار داشت.
بارها در نبردهای هوایی مغلوب مهاجمان حریف شد و از آنها دریبل و سر توپ خورد و سهم مهمی در شکست پرگل تیم ملی مقابل انگلیس داشت. حسینی مثل سایر بازیکنان در برابر ولز بهتر کار کرد و اشتباه بزرگی نداشت اما در بازی سوم مقابل آمریکا باز هم درست مثل بازی با انگلیس ضعیف ظاهر شد. به خصوص در صحنه گل که یک قدم جا ماند و نتوانست مانع رسیدن پاس دِست به پولیشیچ شود. این ضعیفترین تورنمنت حسینی در دوران فوتبالش بود و تصویر خوبی از او در ذهن هواداران به جای نگذاشت.
میلاد محمدی: تا قبل از جامجهانی قطر، او را با دو لحظه خاص در جامجهانی روسیه به یاد میآوردیم. یکی صحنه استارت فوقالعادهاش در بازی مقابل پرتغال که باعث محبوبیت بیشترش در ایران شد و دیگری صحنه پرتاب اوت عجیبش در مقابل اسپانیا که شوخیهای زیادی را به دنبال داشت. محمدی تقریبا 6 سال است که لژیونر است و در احمد گروژنی، خنت و آاک آتن بازی کرده اما او هم پیشرفت خاصی در بازیاش نکرده و در واقع تیمهایی که در آنها بازی کرده باعث پیشرفتش نشدهاند.
نتیجه همین درجا زدن هم یک نمایش فاجعهبار در جام جهانی قطر بود. او در مقابل انگلیس یکی از ضعیفترین بازیکنان تیم ملی بود که در برابر یار مستقیمش بوکایو ساکا تسلیم محض بود و در دقیقه 63 تعویض شد و همین تعویض شرایط را برای تیم ملی کمی بهتر کرد. میلاد در مقابل ولز، مثل سایر بازیکنان در شرایط بهتری قرار داشت و تا پایان بازی در زمین بود اما در برابر آمریکا دوباره فاجعهبار ظاهر شد.
در همه صحنههای رویارویی با سرجینیو دِست مغلوب شد و اشتباهش در جاگیری پایهگذار تنها گل آمریکاییها بود. آنقدر بد بود که کیروش این بار تعلل نکرد و او را بین دو نیمه تعویض کرد که همین تعویض، دوباره شرایط تیم ملی را بهتر کرد. میلاد را در این جام با حرکات عجولانه، بدون تمرکز و دویدنهای زیاد اما بیحاصل به یاد خواهیم آورد. البته نتیجه 4 سال درجا زدن در تیمهای ضعیف و متوسط اروپایی باید هم همین باشد.
سامان قدوس: او در جامجهانی قبل موثرتر بود، اگرچه زیاد بازی نکرد. در بازی مقابل مراکش خطای منجر به گل تیم ملی را گرفت و در بازی مقابل پرتغال هم شوت او بود که با برخورد به مدافع حریف منحرف شد و مقابل پای طارمی افتاد و آن فرصت تاریخی به دست آمد. مطابق انتظارات، در این جام جهانی هم جزو تیم اصلی نبود و فقط باید در مواقع اضطرار به میدان میآمد. این اضطرار در بازی با آمریکا پیش آمد و قدوس در بین دو نیمه جای سردار آزمون را گرفت.
با تجربه سالها بازی در اروپا و تیمهای نسبتا معتبر، انتظار میرفت در این برهه حساس عصای دست کیروش و تیم ملی باشد اما یک نمایش به شدت ناامیدکننده داشت که همه تصورات را راجع به خودش به هم ریخت. او دو ضربه به سمت دروازه حریف داشت که هیچ کدام در چارچوب نبود. توپهایی که احتمالا یکی مثل اشکان دژاگه حداقل یکی از آنها را تبدیل به گل میکرد. سامان اما به شکلی باورنکردنی اعتماد به نفس نداشت و نهتنها در زدن ضربات آخر بلکه در حرکات پا به توپ و دادن پاسهای ساده هم به شدت ترسو به نظر میرسید.
پاسهای بلند و سانترهایش هم هیچ کدام به مقصد نرسیدند. از بازیکنی با تجربه مثل او انتظار میرفت در چنین شرایطی رهبر و ناجی تیم ملی باشد و بازی را در دست بگیرد و همهکاره میدان باشد اما او نهتنها چنین نقشی را ایفا نکرد بلکه از بازیکنی مثل ابوالفضل جلالی هم ضعیفتر و ناامیدکنندهتر ظاهر شد.
کارلوس کیروش: و اما میرسیم به نقش اول این ناکامی بزرگ. کسی که اگرچه خیلی دوست داشت تیمش را از مرحله گروهی راهی مرحله حذفی کند اما با اشتباهات بزرگ و باورنکردنی در دو بازی از سه بازی، همه چیز را خراب کرد. درباره بازی اول مقابل انگلیس به اندازه کافی نوشتهایم. پس از بازی با ولز هم به اندازه کافی از او تمجید کردیم و امیدوار بودیم که در بازی آخر اشتباه نکند اما هم ما درباره او اشتباه کردیم و هم خود او درباره تیمش دچار اشتباه شد.
او بارها مزد جسارت و بازی شجاعانه تیم ملی را در زمان مربیگری خودش دیده بود، مثل بازی با کرهجنوبی در تهران، مثل بازی با اسپانیا و پرتغال در جامجهانی 2018 و چند بازی دیگر. بهترین و دمِ دستترین نمونه هم همین بازی هفته گذشته مقابل ولز بود. اما کیروش در بدترین زمان ممکن دوباره محتاط شد و ترس را با دز بالا به تیمش تزریق کرد.
وقتکشی و بازی تدافعی و پاسهای رو به عقب زیاد و حفظ توپ در یکسوم دفاعی، نهتنها کمکی به بالا رفتن اعتماد به نفس تیم ملی نکرد بلکه جسارت حمله را به آمریکاییها هدیه داد و آنها بدون آنکه فشار زیادی روی دروازه ما بیاورند، با چند حمله باحوصله، دروازه ما را باز کردند. تعویضها و تغییر رویکرد در نیمه دوم هم کافی نبود و تیم ملی با دو باخت و نتایجی ضعیفتر از حد انتظار از جامجهانی حذف شد. نتایجی که احتمالا راهی برای تمدید قرارداد با او باقی نخواهد گذاشت.


