روزنامه هفت صبح| یک: نازنین ملایی برای سومین‌بار قهرمان آسیا شد. قدرش را می‌دانیم؟‌ آیا به تلویزیون و رسانه‌ای گروهی رسمی دعوتش کرده‌ایم؟ آیا خانواده‌ها می‌دانند که چه موفقیت‌های بزرگی این قهرمان آسیا داشته است؟ ‌آیا آن خانم دکتری که رفت اورست را فتح کرد در تلویزیون ما مطرح شده است؟ ‌

یا برنامه‌سازان تلویزیونی ما از ترس عواقبش در پیله محافظه‌کاری و ترس و لرز از دادن تریبون به این قهرمان‌ها حذر کرده‌اند؟ ‌چرا فرزانه فصیحی و مریم طوسی و فرشته کریمی و اعضای تیم هندبال بانوان و دیگر چهره‌های موفق ورزش خانم‌ها نباید در تلویزیون معرفی و تقدیر بشوند؟ ‌این ملاحظات شما هیچ‌وقت ته ندارند. همیشه می‌شود محافظه‌کارتر و با ملاحظات بیشتر بود. همیشه.

دو: دیروز در رادیو ورزش داشتند با هیجان درباره شکست خفیف استرالیا مقابل آرژانتین حرف می‌زدند و می‌گفتند چه کسی باور می‌کرد یک روزی نماینده آسیا این‌طوری آرژانتین را به دردسر بیاندازد. کلا فراموش کرده بودند که هشت سال پیش تیم ملی ایران مقابل آرژانتین قوی‌تر و پرمهره‌تر از تیم فعلی‌اش، تا دقیقه 90 مقابل تیم ملی ایران دچار دردسر شده بود و اگر داور بهتری آن بازی داشت ایران برنده آن بازی بزرگ هم می‌شد.

فراموش کرده بودند که تیم ملی چه زجری به حریف بزرگ عارض کرده بود. همان تیمی که همان دوره نایب قهرمان جهان شد و اگر کمی خوش‌شانس‌تر بود باید فاتح جام‌جهانی می‌شد. یادشان رفته بود و یادمان رفته بود که آن تیم به‌خاطر بازیکنان جنگنده و با تعصبی مثل دژآگه و قوچان‌نژاد چطوری آرژانتین را از نفس انداخته بود. یادشان رفته بود که زمانی این تیم ملی چگونه آرژانتین و اسپانیا و پرتغال را زجر می‌داد…

یادشان رفته بود که زمانی تیم‌های ملی ایران با تعصب و جنگندگی بازی می‌کردند نه مثل این روزها که ژست مردمي می‌گیرند، ‌حواله خودرو دریافت می‌کنند، ‌بعد از یک برد کم‌اهمیت مربی‌شان را به آسمان پرتاب می‌کنند و در مهم‌ترین بازی تاریخ فوتبال ایران در حد و اندازه آماتورهای ترسو ظاهر می‌شوند و ناله می‌کنند که روحیه‌مان خوب نبود!

سه: من نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که یوزپلنگ‌ها به یک بیزینس تبدیل شده‌اند و به یک سرگرمی. مدام از دست‌اندازی انسان به طبیعت شکایت می‌شود بعد دوتا توله یوزپلنگ را بر می‌دارند و تصمیم می‌گیرند با پیروز زندگی زناشویی جدیدی راه‌اندازی کنند تا نسل یوزپلنگ‌ها ادامه داشته باشد. کلی هم خبر ساخته می‌شود که چرا فلان یوزپلنگ عزیز در پاییز زاییده و نباید طبق محاسبات ما در پاییز بچه‌دار می‌شده است.

انگار غریزه یک یوزپلنگ در دشت‌ها و کوه‌ها هم باید در کنترل دوستان حیوان‌دوست عزیز ما باشد. تا همین جایش هم زیاد حرف زده‌ام اما اتفاقاتی که برای پیروز و حالا وقایعی که برای دوتا توله جدید رخ داده است فصل جدیدی از این مغازله با یوز و یوزپلنگ گشوده است. راستش مطمئن هستم یک جای کار ایراد دارد .

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.