روزنامه هفت صبح| یک: نقلقولهایی که از حجتالاسلام منتظری دادستان کل کشور منتشر شد مبنی بر توقف گشت ارشاد، بازتابهای بسیار گستردهای داشت و کار به نیویورکتایمز و الجزیره و بیبیسی هم رسید. اما خدا شاهد است که در همان بار اول که شنیدم مطمئن بودم یک سهو لسانی است، شاید هم سهو سمعی! با توجه به شخصیت و روحیه آقای منتظری و نزدیکی مواضع ایشان به روحانیت سنتی میدانستم که اینجا حتما در نقل و یا شاید هم در گفتن اشتباهی رخ داده است و خب حدسم درست بود.
راستش ارزش فیلم اصغر فرهادی یعنی فیلم قهرمان اینطور جاهاست که دوباره برایم احیا میشود. وقتی که شاکله درام روی بیدقتی و سهوهای کلامی پیش میرود. ترکیب همیشگی کلام روزمره ما با مثلها و طعنهها و اصطلاحات و گفتن مقصود به شکل دوپهلو و نهچندان سرراست و گرفتاری در تعارفات و ملاحظات بیپایان، ما را دچار سوءتفاهمهای متعدد میسازد. نقلقول روایت شده از حجتالاسلام منتظری هم دچار چنین سرنوشتی شد.
دو: امیدوارم طرحهای جدید حاکمیت برای مسئله حجاب به تنش میان گروههای مختلف مردم بدل نشود. نمیدانم آیا تحلیلهای درستی از بافت جمعیتی و گسلهای مختلف موجود در میان مردم امروز ایران در میان حاکمیت وجود دارد یا نه؟ راستش ماجراهای تابستان گذشته نشان داد که تحلیلگران خیلی هم در کار خود مهارت ندارند!
سه: تصویر بعد از بازی آرژانتین و استرالیا و سرودخوانی بیش از 10هزار طرفدار این تیم در استادیوم مجلل قطر و همخوانی بازیکنان این تیم با آنها از آن صحنههایی بود که فقط و فقط به فوتبال اختصاص دارد. این شور ملی و همبستگی میان یازده تا بازیکن و مردم آنهم در این حد از شوریدگی. راستش دلم برای استادیوم، برای پیروزی و برای اینطور سرود خواندن خیلی تنگ شده است. این چیزها را که مینویسم باز هم یادم میآید که تیمملیمان چقدر ما را ناامید کرد.
چهار: دیروز نوشتم و باز هم تاکید میکنم قهرمانان ورزش زنان را به تلویزیون بیاورید و تحسینشان کنید و به آنها بها بدهید. از این عادت زشت در پرده نگه داشتن آنها دوری کنید. در برنامههای اصلی و پربینندهتان به آنها بپردازید. فرزانه فصیحی و والیبالیستها و نازنین ملایی و مهسا بهمنیار و فرشته کریمی و لیلا ابراهیمی و مهروز ساعی و ناهید کیانی و شادی عبدالوند و حالا هم ستارههای تیم هندبال.
تلویزیون باید یک تکانی به خود بدهد. خودتان را از دست ملاحظات پیرانهسری خلاص کنید. بجنبید. آنقدر در این ملاحظات پیرانهسرانه بر سر موارد بدون اشکال غرق میشوید و دوراندیشیهای بیجهت و محتاطانه میکنید که بعد مجبور میشوید نگران اصول و خط قرمزهایتان باشید.


