روزنامه هفت صبح، فاطمه‌ رجبی| خبرها می‌گویند که مجلس با پیشنهاد دولت برای افزایش دو ساله سن بازنشستگی مخالفت کرده است و به این ترتیب یکی از دعواهای مهم این روزهای دولت با فعالان کارگری و نماینده‌های بازنشسته‌ها فعلا آرام گرفته اما این پایان ماجرا‌ست؟ قطعا نه. این را وقتی می‌فهمیم که به دلیل مجلس برای رد پیشنهاد دولت پی ببریم و برنامه بعدی دولت را بدانیم.

اینطور که یکی از معاونان وزارت کار گفته اهالی خانه ملت گفته‌اند که تصمیم دولت برای افزایش سن بازنشستگی حتی اگر قرار باشد به‌صورت آزمایشی اجرا شود، یک تصمیم فرا‌بودجه‌ای است و نیاز به یک طرح جداگانه دارد. دولت هم به سرعت دست به کار شده تا طرح افزایش حداقل دو ساله سن بازنشستگی را آماده کرده و راهی خانه ملت کند تا با قید فوریت به آن رسیدگی شود.

بعضی‌ها دلیل عجله دولت برای چنین تصمیمی را جبران کسری بودجه می‌دانند و پای بدهی دولت به صندوق‌های بازنشستگی را به ماجرا باز می‌کنند، بدهی‌اي که هر سال بیشتر هم می‌شود. آن‌دسته از تحلیلگرانی که با این تصمیم مخالف هستند می‌گویند که چون دولت خودش مسئول تامین صندوق‌های بزرگی چون صندوق بازنشستگی کشوری است و از آن‌طرف به بزرگ‌ترین صندوق کشور یعنی تامین اجتماعی هم بدهی کلانی دارد و نمی‌تواند این بدهی را صاف کند، می‌خواهد با این کار هم صرفه‌جویی بزرگی برای خودش رقم بزند

‌هم امتیازی به صندوق‌ها بدهد که آنها را راضی کند و از بحران نجات بدهد. همین موضوع باعث می‌شود فکر کنیم که عزم دولت چنان برای این کار راسخ است که همه کسانی‌که به بازنشستگی نزدیک هستند باید خودشان را برای دو سال کار بیشتر آماده کنند اما سمبه مخالفان هم چندان کم زور نیست. اعتراضات گسترده در فرانسه که دقیقا به همین موضوع مربوط بود و دولت مکرون را به ستوه آورد که یادمان نرفته است.

شبیخون به بیکاران و سالمندان
مخالفان پرشور افزایش سن بازنشستگی دو دلیل عمده برای مخالفتشان دارند؛ اول اینکه با این کار شاغلان مجبور هستند بدون هیچ‌گونه امتیاز مضاعفی دو سال بیشتر کار کنند و این به‌هر‌حال مقاومت‌هایی را در گروه‌های صنفی کارگری و بازنشستگی ایجاد می‌کند. عمق این مخالفت وقتی بیشتر معلوم می‌شود که بدانیم خیلی از بازنشسته‌ها در ایران بعد از تمام شدن دوران خدمتشان جایی دیگر مشغول به‌کار می‌شوند و به این ترتیب می‌توانند علاوه بر حقوق بازنشستگی یک حقوق دیگر داشته باشند و با توجه به وضعیت اقتصادی که در آن به‌سر می‌بریم چه کسی است که نداند این موضوع چقدر برای خانواده‌ها مهم است.

دلیل دیگری که مخالفان افزایش سن بازنشستگی مطرح می‌کنند چندان صنفی نیست. آنها می‌گویند که با توجه به حجم بالای نیروی کار در صف و جمعیت بزرگ بیکاران این تصمیم می‌تواند عده بیشتری را پشت درهای اشتغال نگه دارد. این گروه می‌گویند که بحران اصلی که صندوق‌های بازنشستگی با آن رو‌به‌رو هستند بحران ناکارآمدی است و موضوعاتی مثل سوءمدیریت و دخالت‌های دولتی باعث شده که آنها تا ورشکستگی پیش بروند نه پایین بودن سن بازنشستگی. بنابراین حتی اگر سن بازنشستگی بیشتر شود نهایتا بتواند برای مدت کوتاهی صندوق‌ها را از بحران بیرون بیاورد.

ارتباط بازنشستگی با زاد و ولد
در بین دلایلی که مخالفان مطرح می‌کنند مهمترین دلیلی که تا الان مجلس را در چراغ سبز نشان دادن به بالا بردن سن بازنشستگی مردد کرده، همین بیشتر شدن بیکاران است اما این نگرانی چقدر منطقی است؟ شاید مرور وضعیت بازنشستگی در سایر کشورها شروع خوبی برای پاسخ دادن به این سوال باشد.

بالاترین سن بازنشستگی در جهان به هلند، ایسلند و نروژ تعلق دارد با ۶۷ سال و کمترین سن بازنشستگی در جهان هم ۶۰‌سال است که ایران در همین گروه کنار کشورهایی مثل چین، ترکیه و هند قرار دارد. در مجموع می‌توان گفت که میانگین سن بازنشستگی در کشورهای جهان حدود ۶۴ سال است. ممکن است بگویید وضعیت ایران با کشورهایی که سن بازنشستگی در آنها بالاتر است قابل مقایسه نیست اما برای چنین ادعایی باید معیارهای تعیین سن بازنشستگی را بدانیم.

یکی از این معیارها امید به زندگی است. امید به زندگی در ایران به‌طور میانگین 76سال است و این سن برای مردم هلند و نروژ بیشتر از ۸۰ سال است. پس شاید طبیعی باشد که سن بازنشستگی در ایران از آنها هم کمتر باشد. تا اینجا یک هیچ به‌نفع مخالفان افزایش سن بازنشستگی اما مقایسه شاخص امید به زندگی و سن بازنشستگی در ایران نشان می‌دهد که شکاف بزرگی در این زمینه ایجاد شده و در حال بیشتر شدن هم هست.

یعنی مقایسه ایران با خودش نشان می‌دهد که در دوره‌ای حدود سال ۱۳۴۵ میانگین عمر در ایران ۵۴ سال بوده سن بازنشستگی ۵۲ سال بوده است اما کم‌کم این شکاف بیشتر و بیشتر شده و حالا در حالی‌که میانگین سن بازنشستگی در ایران زیر ۶۰ سال است (زنان ۵۵ سال و گروه بزرگی که در دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد توانستند خودشان را زودتر از موعد بازنشسته کنند آمار را پایین می‌آورند) سن امید به زندگی از 76 سال بیشتر است.

گذشته از امید به زندگی معیار بسیار مهمتری هم برای تعیین سن بازنشستگی وجود دارد که در واقع معیار اصلی سیاستگذاران برای این کار محسوب می‌شود و آن نسبت تعداد افراد شاغل به بازنشسته‌ها یا همان نسبت نیروی پشتیبان به نیروی بازنشسته است. گفته می‌شود که نسبت استاندارد در این مورد ۶ به یک است؛ یعنی باید به‌ازای هر بازنشسته ۶ نفر شاغل وجود داشته باشد وگرنه چرخ اقتصاد چنان که باید و شاید نمی‌چرخد. دولت می‌گوید این نسبت در ایران سه است یعنی در حال حاضر ما ۱۸ میلیون بازنشسته داریم.

مرور آمارهای بزرگترین صندوق بازنشستگی کشور یعنی تامین اجتماعی نشان می‌دهد که با کاهش نرخ باروری و خروج نیروی کار از بازار، نسبت نیروی پشتیبان به بازنشسته‌ها در سال‌های گذشته روند نزولی داشته و در حال حاضر حدود چهار است. جالب اینکه سقوط این نسبت از اوایل دهه ۹۰ شدت گرفته است به این صورت که در سال ۸۸ نسبت نیروی کار به افراد بازنشسته نزدیک هفت بوده یعنی ۶.۷ اما این نسبت با سرعت نزولی شده و حالا به اینجا کشیده است.

وقتی می‌فهمید که اوضاع در آینده چقدر بدتر خواهد شد که بدانید در حال حاضر متولدان دهه ۶۰ که هرم جمعیتی را در ایران به‌هم زدند در سن کار هستند و قاعدتا الان باید بهترین وضعیت در مورد این نسبت وجود داشته باشد و بحران اصلی وقتی فرا می‌رسد که این نسل به سن بازنشستگی برسد.

تمام اینها کفه ترازو را به سمت مدافعان افزایش سن بازنشستگی سنگین می‌کند. این گروه می‌گویند که دلیل صف طولانی بیکارها مسئله بازنشستگی نیست و افزایش دو ساله سن بازنشستگی که صرفه‌جویی زیادی برای دولت و صندوق‌های بازنشستگی ایجاد می‌کند، نمی‌تواند تغییر چندانی در بازار کار ایجاد کند، چون آنچه جلوی ورود نیروی کار آماده به بازار را می‌گیرد مشکلات اقتصادی و رونق نداشتن تولید است.

آنها اعتقاد دارند که مشکل صندوق‌های بازنشستگی و بحران‌های مالی آنها ریشه در سوءمدیریت آنها و دخالت‌های دولتی دارد و افزایش سن بازنشستگی صرفا ورشکستگی آنها را عقب خواهد انداخت. حالا باید دید که بالاخره دولت می‌تواند خواسته خودش را در این مورد به کرسی بنشاند یا اینکه زور مخالفان خواهد چربید و نماینده‌های مجلس ترجیح خواهند داد جامعه کارگری و کارمندان را عصبانی نکنند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.