روزنامه هفت صبح| در هفتهای که گذشت خبر فوت چند چهره شناخته شده سیاسی، فرهنگی و حتی معروف در میان مردم کوچه و بازار منتشر شد
پایان راه عباس شیبانی؛ از نهضت آزادی تا آبادگران
عباس شیبانی که بیش از 70 سال در عرصه سیاست ایران فعال بود، هفته پیش درگذشت. حیات سیاسی او از روزهایی آغاز شد که به دلیل حضور در تظاهرات حمایت از جمال عبدالناصر دستگیر و از دانشکده پزشکی اخراج شد. شیبانی متولد سال 1310 بود و فعالیت سیاسی خود را از سال 1329 آغاز کرد. سال 1335 در تظاهرات حمایت از جمال عبدالناصر دستگیر و از دانشکده پزشکی اخراج شد. شیبانی سال 1347 در 37 سالگی به دانشگاه برگشت و تحصیلات پزشکی را به پایان رساند و در مجموع با 9 بار محکومیت به دلیل فعالیتهای انقلابی 13 سال از عمرش را در زندان گذراند.
نام شیبانی در اوایل دهه 40 کنار نام موسسان نهضت آزادی قرار گرفت. در نیمههای دهه 40، 13 نفر از اعضای این حزب ازجمله شیبانی مدتی بعد از دستگیری به زندان برازجان تبعید شدند. شیبانی در دادگاه معروف سران نهضت آزادی در سال 1342 هم در کنار مهدی بازرگان، سیدمحمود طالقانی، یدالله و عزتالله سحابی و چند چهره دیگر حضور داشت، اما بعد از انقلاب و از زمانیکه اختلافات روحانیت و حزب جمهوری اسلامی با بازرگان و سحابیها آغاز شد، از نهضت آزادی فاصله گرفت و از آن جدا شد.
نقطه اوج این جدایی نامه سرگشاده او به مهدی بازرگان در مخالفت با دیدگاههایش در قبال جنگ، ولایت فقیه و روحانیت بود. نامهنگاری او و بازرگان از اسناد درخشان تاریخ معاصر بهشمار میآید. از نقاط اوج حضور او در عرصه سیاست عضویت در شورای انقلاب و بعد از آن حضور در دولت شورای انقلاب بود که برخلاف تحصیلات پزشکیاش، بهعنوان وزیر کشاورزی انتخاب شد.
در سالهایی که به دلیل انقلاب فرهنگی دانشگاهها تعطیل بود، شیبانی بهعنوان رئیس دانشگاه تهران انتخاب شد و برای بازگشایی آنهم تلاش کرد. پایان دوره فعالیت او با بازشدن دوباره دانشگاهها همراه شد. عضو خبرساز کابینه او رضا اصفهانی بود که اقتصاد اسلامی درس میداد و مخالف سرسخت سرمایهداری بود. در دوره او به دلیل طرح تخصیص زمین کشاورزی به کشاورزان، توانست حمایت آنها را به دست آورد؛ تا جاییکه آنها در حمایت از نصراصفهانی و طرحش با بیلهایشان در بلوار کشاورز تجمع کردند.
او در بازه زمانی 28 مرداد تا 24 آبان بهعنوان نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی فعالیت میکرد و در مجموع به مدت 19 سال نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی بود. در فهرست بلند فعالیتهای سیاسی او سمتهایی مثل مشاور آیتالله عباس لطفیان سرگزی در موسسه آموزش عالی و پژوهشکده صحیفه سجادیه و رساله حقوقیه، کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دوره دوم بهعنوان یکی از رقبای محمدعلی رجایی و در دوره پنجم بهعنوان تنها رقیب اکبر هاشمیرفسنجانی و عضویت در شورای شهر تهران هم جای دارد.
تنتن، خسرو سمیعی و یونیورسال
خسرو سمیعی مترجم قصههای تنتن هم هفته پیش در سکوت خبری درگذشت. او در سال 1317 بهدنیا آمد و در طول سالهای فعالیتش خود را از فضای خبری دور نگه داشت. سمیعی ایران را با جهان شگفتانگیز قصههای هرژه آشنا کرد و برای اولینبار کتاب «ماجراهای تنتن و میلو» را که انتشارات یونیورسال چاپ کرده بود، به فارسی برگرداند. این انتشارات بعد از چهار دهه به کمک خسرو سمیعی دوباره فعالیت خود را آغاز کرد. یونیورسال کتابهای زیادی در حوزه کودکان و نوجوانان داشت، اما شهرت آن به چاپ کتابهای «تنتن» برمیگردد.
طی سالهای 1350 تا 1356 فقط 13 عنوان از آثار هرژه به چاپ رسید و بعد از آن متوقف شد. سمیعی بهنام مترجم داستانهای پلیسی و کارآگاهی هم شناخته میشد و بهترین ترجمهها از کتابهای مشهوری مانند ماجراهای آرسن لوپن، داستانهای جان گریشام، آگاتا کریستی و جان لوکاره متعلق به اوست. ترجمه او از کتاب «نمسیس؛ فرشته انتقام و عدالت» نوشته آگاتا کریستی در سال 1387 نامزد جایزه کتاب سال شد.
احمد احرار و سرمقالههای درخشانی که دیگر تمام شد
احمد احرار که از چهرههای شناخته شده حوزه مطبوعات بود، هفته گذشته در پاریس درگذشت. او روزنامهنگاری را از زمان دانشجویی در دانشکده حقوق تهران شروع کرد و پیش از آنهم برای روزنامه شاهد که ارگان حزب زحمتکشان ملت ایران بود مینوشت. احرار خبرنگار پارلمانی و سرمقالهنویس یکی از مهمترین روزنامههای مهم آن دوره ایران یعنی اطلاعات بود. همکاران نزدیک او میگویند به مسايل سیاسی علاقهمند بود ولی نه به کار سیاسی.
از برجستهترین نکات بخش اول زندگی مطبوعاتی احرار ارتباط نزدیک او به محمد مصدق بود و آیتالله کاشانی. بعد از کودتای 28 مرداد و تعطیلی حزب زحمتکشان، روزنامه شاهد هم تعطیل شد و احرار کار خود را در روزنامه اطلاعات آغاز کرد. او در آغاز هفته یک سرمقاله مینوشت. نوشتههای او محبوب بود و به مرور زمان به دلیل توانایی زیادش نوشتن سرمقالههای تمام هفته به او سپرده شد. او در شرایطی سرمقاله مینوشت که مطبوعات ایران روزهای سختی را پشتسر میگذاشتند؛ از یکسو دولت تلاش میکرد نظرات خود را از طریق مطبوعات منتقل کنند و از طرف دیگر مردمی که حزبی برای انعکاس نداشتند، تلاش میکردند مطبوعات را به سمت خود بکشانند.
احرار سابقه کار بهعنوان یکی از دبیران روزنامه اطلاعات، سردبیری نشریات هفتگی این روزنامه، اطلاعات جمعه و اطلاعات جوانان را هم برعهده داشت. او در کسوت عضو شورای سردبیری این روزنامه هم فعال بود و پیش از ترک ایران قبل از انقلاب، از برجستهترین سرمقالهنویسان دوره خود محسوب میشد. احرار شبکه وسیعی از دوستان سیاسی پیدا کرده بود که بسیاری از آنها سناتور و وزیر شدند. از معدود روزنامهنگاران ثابت روزنامه اطلاعات، احرار بود که اعتقاد داشت سیاستمداران میروند، اما روزنامهنگاران باقی میمانند.
علاوه بر فعالیتهای مطبوعاتی، او نویسنده داستانهای کوتاه و رمان هم بود و از مهمترین کتابهای داستانی و تاریخیاش میتوان به مردی از جنگل، افسانه شجاعان، شاهین سپید و دو قرن فراز و نشیب مطبوعات و سیاست در ایران اشاره کرد. تعدادی از کتابهای احرار قبل از انتشار بهصورت پاورقی در روزنامه اطلاعات منتشر شده بودند. او بعد از انقلاب به پاریس رفت و با برخی نشریات فارسیزبان خارج از ایران همکاری میکرد. خانه احرار در فرانسه محل اقامت بسیاری از شعرا و نویسندگانی بود که از ایران سفر میکردند.
محمد ثابتقدم و کافهای که شاهد تاریخ شد
محمد ثابتقدم موسس یکی از خاطرهسازترین قنادیهای تهران هم بهتازگی درگذشته است. او با کمک سه نفر از دوستانش این قنادی را بهراه انداخت و یک سرآشپز سوئیسی ساکن فرانسه بهنام «ژیلبرت بارو» را به ایران آوردند تا در پخت شیرینی تحولی ایجاد کنند. این کافه قنادی در دهه 1350 به یکی از مهمترین پاتوقهای جوانان و روشنفکران ایرانی تبدیل شد. کافه قنادی فرانسه از سال 1344 در کنج شمالغربی خیابان ابوریحان شروع به کار کرده و نامش را از قناد فرانسوی خود «ژیلبرت بارو» گرفته است.
گفته میشود که او برای اولینبار در این کافه قنادی شیرینی فرانسوی برای مشتریانش پخته است. بارو تا سال ۱۳۵۶ در ایران بود، سپس مدتی در کيترینگ فرودگاه مهرآباد مشغول بود و بعد از انقلاب از ایران رفت. این کافه شاهد بخش زیادی از تاریخ ایران بوده است؛ از زمانیکه ریچارد نیکسون رئیس جمهوری وقت آمریکا در زمان سفرش به تهران سوار بر ماشین تشریفات از مقابل آن عبور کرد، تا اعتراضات خیابانی. سال گذشته یکی از طرحهای روی جعبه این کافه قنادی باعث شد که مغازه برای مدت کوتاهی پلمب شود. در نهایت مسئولان این کافه مجبور شدند طرح روی جعبه را تغییر دهند.


