روزنامه هفت صبح| یک: ‌بزرگ‌ترین اتفاق خبری دنیا برای من در سال گذشته نه جنگ حیرت‌انگیز اوکراین بود و نه سیلی ویل اسمیت بر گونه کریس راک. نه مرگ ملکه بود و نه جام‌جهانی. نه سلطه فراگیر طالبان بود و نه برگزاری کنسرت خانم سلنا گومز در عربستان. نه تسلط ایلان ماسک بر توئیتر بود و نه نخست‌وزیری یک میلیاردر هندی تبار در انگلیس. نه جنجال امبر هرد و جانی دپ بود و نه جدایی کانیه وست از کارداشیان.

نه انتخاب شی جی پینگ برای سومین‌بار پیاپی به ریاست جمهوری چین بود و نه گردش ناگهانی برزیل به سمت چپ و نه حتی عبور معنادار جمعیت جهان از مرز هشت میلیارد نفر. می‌بینید چه جهان پرحادثه‌ای داشتیم در سال گذشته. تازه همه این‌ها به جز حوادثی است که در پاییز امسال در ایران از سرگذراندیم.

برای من مهم‌ترین اتفاق انتشار عکس‌های تلسکوپ جیمز وب بود. رسوخی استثنایی در بطن زمان و کشف عینی و نابودکننده ریز بودن و حقیر بودن ما. راستش این‌گونه لمس حقارت و کوچکی در ابعاد فرابشری و این نکته که هرگز و هرگز شما درک کاملی از زوایا و ابعاد این هستی بیکران پیدا نخواهید کرد. حتی در بالاترین حد تصور از پیشرفت‌های علمی جهان برای شما نامکشوف خواهد ماند. لابد می‌پرسید مگر قبلا نمی‌دانستید؟ بگذارید توضیح بدهم.

می‌دانید زمانی بود که برای پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ما گذشته مترادف خاطراتی محو از کودکی و والدینشان بود. بعد این خاطرات محو در نسل‌های بعد به عکس‌های سیاه و سفید رنگ و رو رفته و رازآلود بدل شد که همچنان گذشته را در جایگاه رفیع خود حفظ می‌کرد و به زندگی معاصر مفهوم مشخصی می‌بخشید. بعد عکس‌‌های رنگی رسیدند. با شفافیت‌ها و وضوح بالا و بعد فیلم‌های ویدئویی و سپس کیفیت‌های فورکی و اچ دی.

دیگر گذشته چنان با شفافیت و وضوح به تصویر کشیده می‌شدند که همچون لحظه‌ای گذرا در همین نزدیکی به نظر می‌آمد. وقتی کودکی خودمان را با تصاویری با وضوح و شفافیت کامل می‌بینیم آن وقت گذر عمر نه به یک امر رازآلود که به یک تهدید بزرگ و آنی بدل می‌شود که همه زندگی‌تان را در مشت خود می‌گیرد و ناگهان معنی زیستن و کوتاهی عمر را برای ما معنی می‌کند.

تصاویر شفاف جیمز وب هم به نوعی چنین کارکرد شوکه‌کننده‌ای دارند. در سلطه و درخشش این تصاویر از بزرگی واضح و آشکار جهان، همه تکاپوی بشری، کم مقدار و بی‌ارزش به نظر می‌رسند. حتی کشفیات نوابغ و آثار هنرمندان بزرگ. در فضایی چنین کوچک و ناچیز از هستی، اصلا چه ارزشی داریم وقتی این دریای مجهولات پیش‌روی ما هستند؟ دستاوردهای بشری !

از آن‌سو فکر می‌کنم به بزرگانی که روی این کره کوچک و در میان میلیاردها و میلیاردها ستاره و سیاره، نبوغ آسا به محدودیت اندیشه انسان پی بردند. مثل اینشتین و یا گودل و این‌که عقل بشر به رغم خودپسندی کودکانه حاوی از پیشرفت‌های علمی در اوایل قرن بیستم، به تدریج فهمید که نمی‌تواند بر هستی مسلط شود. مگر با کمکی خارج از دایره حواس. که خب داستان دیگری است.

دو: در مورد انحصار ایجاد شده برای تاکسی‌های فرودگاه دیروز گزارشی در صفحه 3 و درباره جزئیات و تبعات این تصمیم کار کردیم. راستش انحصار از سمت فرودگاه را حتی اگر غیرمنطقی و مخالف بازار آزاد کسب‌وکار باشد باز هم درک می‌کنم. این که از فرودگاه بخواهی به سمت شهر بروی ملزم باشی از تاکسی‌های فرودگاه استفاده کنی اما این که از شهر و در داخل محدوده شهری و در فضای کسب‌وکار مجبورت کنند حتما از تاکسی‌های فرودگاه برای رفتن به فرودگاه استفاده کنی غیرمنطقی و ناعادلانه است. به چه کسی مربوط است من با چه وسیله‌ای می‌خواهم به فرودگاه بیایم؟ با این انحصار امکان دارد به زودی رفتن با اتومبیل‌های شخصی به فرودگاه هم ممنوع شود‌ !

سه: بعد از اینکه برونو فرناندز و په په پس از شکست کاملا عادلانه‌شان مقابل مراکش داوران را به حمایت از آرژانتین متهم کردند و گفتند جام را به مسی بدهید و خودتان راخلاص کنید که خب شباهت‌های بسیاری به حرف‌های برخی طرفداران فوتبال ایران در قهرمانی‌های پنج‌گانه پرسپولیس داشت، دیروز هم فرانسوی‌ها طوماری را به فیفا فرستاده‌اند که موقع گل سوم آرژانتین به فرانسه چندتا از یاران ذخیره آرژانتین بر اثر هیجان چند متری داخل زمین بوده‌اند و فینال باید تکرار شود! فضای فوتبال جهان به سرعت دارد شبیه لیگ ایران می‌شود!

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.