روزنامه هفت صبح، مهلا جوادپور| چند روز پيش خبري از انتقال يك زن 81ساله به خانه سالمندان كه براي اورژانس اصفهان مزاحمت ايجاد ميكرد منتشر شد. مزاحمتهاي تلفني براي اورژانس و آتشنشانيها موضوع جديدي نيست و در طي سالها گزارشهاي مختلفي درباره آمار مزاحمتهاي روزانه و اينكه چه مقدار ميتوانند آسيبزا باشند منتشر شده است. اينبار هفت صبح با چند اورژانس در شهرستانهاي مختلف كشور تماس گرفته است تا ماجراي چند مورد از مزاحمتهاي عجيب و پرتكرار خود را بازگو كنند. اكثر اين مزاحمتها از طرف كودكان، سالمندان و يا افرادي با مشكلات روحي ايجاد ميشود.
اصفهان؛ زنگ ميزد و فرار ميكرد
اول با عباس عابدي مدير راوبط عمومي اورژانس و فوريتهاي پزشكي اصفهان تماس گرفتيم. به گفته عابدي بهجز تماسهاي امدادخواهي، چند دست تماس ديگر هم وجود دارد. يكسري از اين تماسها اشتباه هستند. مثلا قصد داشتند 110 را بگيرند اما به 115 زنگ زدهاند، يا براي وارد كردن كدهاي دستوري، ستاره و مربع را وارد نكردهاند. سري دوم تماسها مربوط به افرادي هستند كه مشكلاتشان به 115 مربوط نميشوند. مثلا سوال پزشكي دارند اما اورژانسي نيستند؛ مانند سوال درباره ميزان طبيعي قند خون.
برخي هم هستند كه مشكلشان با يك مشاوره حل ميشود و نيازي به اعزام اورژانس ندارند. اينها هم نوعي از مزاحمت براي اورژانس محسوب ميشوند. به گفته او تنها يك چهارم از تماسهاي آنها واقعا اورژانسي هستند و منتهي به اعزام واحدهاي امدادي ميشوند. روزانه حدود 3500 تماس با واحدهاي اورژانس اصفهان صورت ميگيرد و حدود پنج درصد آنها مزاحمت محسوب ميشوند. اما برخي از اين مزاحمتها مكرر هستند و اخطار، تاثيري روي آنها ندارد و ممكن است در يك بازه چند روزه چندين بار تماس بگيرند.
مواردي كه خيلي حاد ميشود و مانع كار كارشناسان است، واحد امور حقوقي پيگيري ميكند و برايشان شكايت قضايي رد ميشود. اگر لازم باشد دستگير ميشوند، به زندان ميروند، يا تلفنشان قطع ميشود. عابدي يكي از مواردي كه اخيرا پيش آمده و مورد پيگيري قضايي قرار گرفته است را اينگونه تعريف ميكند: «يك آقايي بود كه مكررا تماس ميگرفت و آدرس و شرح حال هم ميداد. اما وقتي آمبولانس به محل ميرسيد از در ديگر خانه فرار ميكرد.
وقتي اين اتفاق چندين بار تكرار شد توسط نيروي انتظامي بازداشت شد و چند روزي هم در بازداشتگاه بود. بعد از بررسيها مشخص شد اين آقا با مشكل اعصاب و روان دست و پنجه نرم ميكرده اما شرح حالي كه به اورژانس ميداد خيلي دقيق و واقعي به نظر ميرسيد. حتي صدايش هم ميلرزيد و هركسي گوش ميداد فكر ميكرد مشكلي برايش پيش آمده است. هر بار هم يك داستان جديد تعريف ميكرد. اين فرد از اول امسال 55 بار در مدت 4 ماه با اورژانس تماس گرفته و تقريبا هر بار نيروي امدادي به خانه او اعزام شده است.»
او موارد ديگري هم از معلولان ذهني تعريف ميكند كه مواقعي كه در خانه تنها هستند مرتب به اورژانس زنگ ميزنند. گاها به دنبال همصحبت هستند و گاهي هم اصلا متوجه نيستند كه چه كار ميكنند. در ادامه عابدي از مرد مسني ميگويد كه هر چند وقت يكبار تماس ميگيرد: «اول خيلي مودبانه سلام ميكند و بعد حرفهاي بيربط ميزند. از تاريخ و سياست و از هر دري كه فكرش را بكنيد حرف ميزند. وقتي هم كه به او ميگويند اشتباه گرفتي ميگويد شما فقط به من گوش بدهيد.»
او ماجراي اخير پيرزن 81 ساله را هم براي هفت صبح توضيح ميدهد: « اين خانم در مدت 2 ماه بيش از 100 بار با اورژانس تماس گرفته است و 500 بار با روشهاي مختلف آمبولانس را به دم خانه خود كشانده است. يك بار گفته خودم بيمار هستم، يك بار مادرش، يك بار غريبه، يك بار سكته قلبي، مغزي و … . بعضي وقتها هم فقط زنگ ميزده و ناسزا ميگفته. بعضي مواقع هم حرفهاي بيمعني ميزده. مثلا كارشناس اورژانس از او ميپرسيده آدرس شما كجاست و جواب ميداده سر كوه!»
روابط عمومي اورژانس اصفهان گزيدهاي از مكالمات اين خانم با اورژانس را هم منتشر كرده است. به گفته عابدي برخي از اين مزاحمها هم كودكان هستند كه يا با تلفن همراه پدر و مادرشان تماس ميگيرند يا بعد از تعطيل شدن از مدرسه با تلفن عمومي مزاحم اورژانس ميشوند. زنگ زدن به نيروهاي امدادي با تلفن عمومي رايگان است به همين دليل برخي كودكان از اين فرصت استفاده ميكنند.
مشهد؛ درخواست دستورغذا از اورژانس
يكي از مسئولان اورژانس مشهد در گفتوگو با هفت صبح از سه مزاحم به يادماندني و البته آزاردهنده صحبت ميكند: «يكي از اين مزاحمها اسمش عليرضا بود كه 27 يا 28 سال داشت. او چند سال با شمارههاي مختلف مزاحم اورژانس ميشد. هر بار كه شماره او را به دادستاني ارجاع ميداديم و قطع ميشد، دوباره با يك خط جديد به اورژانس زنگ ميزد. تنها زندگي ميكرد و ظاهرا از همسر خود جدا شده بود. معمولا ساعت 10 و نيم تا 11 شب تماس ميگرفت و دستور پخت غذاهاي مختلف را از كارشناسان اورژانس ميخواست.
البته شنيده بوديم كه به مراكز امدادي ديگر هم زنگ زده اما بيشتر سعي داشت با كارشناسان خانم اورژانس صحبت كند و دستور غذا بگيرد. حدود 15 خط او را سوزانديم. نميدانيم چه اتفاقي براي او افتاد اما در آخر تماسهايش متوقف شد.» يكي ديگر از مواردي كه او تعريف ميكند مربوط به سال 88 و از طرف يك سرهنگ بازنشسته در خانه سالمندان بوده كه درد و دل ميكرده و يك تا دو دقيقه وقت اورژانس را ميگرفته است.
در ادامه اين مسئول مورد ديگري را بازگو ميكند كه مربوط به سال 92 يا 93 است: «پسري به نام مجيد كه دبستاني بود، به اورژانس مشهد زنگ ميزد و تقليد صدا انجام ميداد. همكارانمان ميگفتند استعداد خوبي هم دارد و اگر از اين استعداد استفاده درستي كند شايد به جاهاي خوبي برسد.» به گفته او از زماني كه كرونا شروع شده و كودكان براي آموزش مجازي به تلفن همراه دسترسي پيدا كردهاند مزاحمتها بيشتر شده است چرا كه برخي خانوادهها به كودكان اين موارد را آموزش نميدهند.
خوزستان؛ شوخي با همسركشي
در خوزستان هم يك مورد عجيب از مزاحمت يك كودك مدرسهاي اتفاق افتاده كه يكي از مسئولان اورژانس اين استان تعريف ميكند: «اين كودك كه به نظر ميرسيد10 يا 12 سال سن داشته باشد به اورژانس زنگ زد و در تماس اول خيلي جدي ادعا كرد پدرش ميخواهد مادرش را بكشد. موقعيت ترسناكي بود و اپراتور ما هم خيلي ترسيده بود. اين بچه حتي جيغ و داد هم ميكرد و كاملا حرفهايش باورپذير بود. با نيروي انتظامي هم تماس گرفته شد تا اعزام شود.
دوباره اين كودك زنگ زد و ادعا كرد پدر، مادرش را كشته و سرش را بريده است. ما تمام اقداماتي كه لازم بود را انجام داديم و علاوه بر خودمان نيروي انتظامي، دادستاني و آتشنشاني را هم درگير كرديم. در نهايت بعد از چند تماس اين پسر زد زير خنده و گفت سر كارتان گذاشتم. آدرسي هم كه داده بود صحت نداشت.» او در ادامه موارد ديگري هم تعريف ميكند كه افراد از سر تنهايي با اورژانس تماس ميگيرند و ميگويند از تنهايي ميترسند و ميخواهند با كسي حرف بزنند. يكي از اين افراد از شب تا صبح بيش از صد بار تماس گرفته است.


