روزنامه هفت صبح، رامتین لطیفی| اینکه یک فرد بیسواد یا کمسواد، بدون داشتن تجربه و تدبیر لازم با کولهباری از دروغ و داستانبافیهای جعلی و البته دراماتیک درباره خود و زندگیاش به مقام و منصبی مانند ریاستجمهوری، وزارت یا نمایندگی مجلس برسد، تصوری است که میتوان راجع به فعل و انفعالات سیاسی در یک کشور جهان سومی داشت. در میان کشورهای پیشرفته جهان، آمریکا تافته جدابافته و کشور تحقق رویاهاست و سازوکار بسیاری از مسائل در آن متفاوت است.
برای مثال هر فردی با هر مرتبهای و از هر خاستگاهی میتواند به انواع مقامهای سیاسی برسد و حتی روزی رئیسجمهور شود. اما اگر پدیده دونالد ترامپ را بهعنوان یک استثنا بپذیریم و کنار بگذاریم، باید بگوییم که دروغ در نظام سیاسی آمریکا جای چندانی ندارد و دروغگو همیشه رسوا و شرمسار است و راهی بهجز استعفا و دوری از امور سیاسی ندارد. حالا اتفاقی نادر در مجلس نمایندگان آمریکا در حال رخ دادن است که حیرت مردم و سیاستمداران را بهصورت توامان برانگیخته و به معمای شگفتانگیز و غیرقابلحلی بدل شده است؛ مورد عجیبی بهنام جورج سانتوز.
رزومه دروغ
رزومه سانتوز بسیار جذاب و چشمگیر بهنظر میآمد و دل هر خوانندهای را آب میکرد. در میان سطور این رزومه با جوان ۳۴سالهای روبهرو بودیم که در خانوادهای مهاجر بهدنیا آمده بود و پدر و مادر یهودیاش نیز از نجاتیافتگان هولوکاست بودند. تحصیلات در کالج باروخ و دانشگاه ایالتی نیویورک و کار در کمپانیهایی مانند سیتیگروپ و بانکهتی زنجیرهای گلدمن ساکس، وزن رزومه او را بیش از پیش سنگین میکرد. او که بهعنوان نامزد جمهوریخواهان وارد رقابتها شده بود بهخوبی میدانست که با افرادی طرف است که اغلب سنتی و مذهبی هستند و از اینرو ازدواج و تشکیل خانواده برای آنها یک اصل ارزشمند و قابل تقدیر بهحساب میآید.
پس جورج تصمیم گرفت که در مورد مهمترین دستاورد و سرمایه زندگیاش یعنی همسرش و زندگی عاشقانهای که با هم تشکیل دادهاند و نیز اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده در جامعه، جملاتی بنویسد و در خطابههای پر سوز و گدازش به آن اشاره کند و از جوانها بخواهد که مرعوب تبلیغات گمراهکننده دنیای امروز نشود و هرچه زودتر آستینها را بالا بزنند و ازدواج کنند. براساس مندرجات این رزومه، دستاوردهای کثیر جورج سانتوز سبب شده بود که اندوخته مالی قابلتوجهی نیز بههم بزند
و او که علاوه بر تمام سجایای اخلاقی، حامی حقوق حیوانات هم بود تصمیم گرفت خیریه برای کمک به حیوانات آسیبدیده تاسیس کند و درآمدها و پساندازهای خود را برای ارتقاي سطح زندگی و آرامش حیوانات خرج کند. او توانست با این رزومه و آن سخنرانیها از ایالت نیویورکی که بهطور سنتی حیاط خلوت دموکراتها بهحساب میآمد، بهعنوان نماینده جمهوریخواهان روانه مجلس شود اما معلوم شد تمام آنچه گفته بود از بیخ و بن دروغ است و هیچکدام حقیقت ندارد و به تعبیر روزنامه نیویورک تایمز، جورج سانتوز رزومه خود را اختراع کرده بود.
نجاتیافتگان هولوکاست
یهودیها بهواسطه حمایت بیبرو برگرد و همهجانبه آمریکا از آنها، احترام ویژهای نزد مردم این کشور دارند. حال اگر ریشه و تبار فردی یهودی بهگونهاي باشد که داستانها و خاطراتی از مصائب خود یا والدینش درباره جنگ جهانی دوم را روایت کند، این ارزش و احترام مضاعف میشود و به اوج خود میرسد. در این بین بالاترین جایگاه این است که فردی یهودی یا والدین او از نجاتیافتگان فاجعه هولوکاست باشند. جورج سانتوز که به کمتر از بهترین راضی نبود همین روایت را برگزید و پدر و مادرش را یهودیانی جا زد که از هولوکاست جان سالم بهدر برده بودند و خود را با سختی به آمریکا رساندند.
با این روایت سانتوز بیستوسومین یهودی جمهوریخواه دوره جدید مجلس نمایندگان بهحساب آمد و کوین مککارتی که بهواسطه کدورتهای سابق، سعی در بهدست آوردن دل پیروان این دین داشت، پشت تریبون حاضر شد و با افتخار اعلام کرد که بزرگترین کمیته یهودیان مجلس نمایندگان در ۳ دهه اخیر تشکیل شده است و از جورج سانتوز بهعنوان عضو برجسته این کمیته نام برد. اما چند روز بعد فاش شد که پدر و مادر جورج، نه یهودی بودند و نه مهاجر. جورج سانتوز یک مسیحی کاتولیک است که پدر و مادرش از ایالتهای غربی و جنوبی آمریکا به نیویورک نقلمکان کرده بودند. این رسوایی سبب شد بزرگترین کمیته یهودیان مجلس در ۳ دهه اخیر از بین برود و آمریکاییها با فردی روبهرو شوند که در مورد خود و رزومهاش دروغ بافته و پیروز شده است.
نماینده جاعل
فاش شدن دروغ اول او سبب شد تمام آنچه که جورج سانتوز در رزومهاش نوشته بود یا در سخنرانیهایش گفته بود راستیآزمایی شود. کالج باروخ و دانشگاه ایالتی نیویورک از وجود این فرد در میان فارغالتحصیلان خود اظهار بیاطلاعی کردند و گفتند او هرگز دانشجوی این دانشگاهها نبوده است. در ادامه مشخص شد او در هیچ زمان و مکانی به دانشگاه نرفته و آخرین مدرک تحصیلی او دیپلم دبیرستان است. در این بین اتفاق جالبی که رخ داد وجود افرادی بود که از مشاهده مدرک فارغالتحصیلی او حرف میزدند.
پیگیریهای نیویورکتایمز نشان داد که به احتمال زیاد آن مدارک جعلی و کار خود سانتوز بوده است چراکه او مدتی در برزیل بهعنوان جاعل چک مشغول بهکار خلاف بوده و به همین دليل در آن کشور پرونده دارد و تحت تعقیب قضایی است. از سوی دیگر سیتی گروپ و گلدمن ساکس نیز اعلام کردند هرگز کارمندی بهنام جورج سانتوز نداشتند. جستوجو در حسابهای بانکی او هم نشان داد که جورج هرگز آهی در بساط نداشته و از وجود سرمایه قابلتوجهی در حسابهای پسانداز هیچ خبری نیست.
باید اضافه کرد که خیریه حمایت از حیوانات او نیز در عالم واقع وجود ندارد و او با چند عکسی که متعلق به پناهگاههای حیوانات در جایجای جهان بوده است یک پایگاه اینترنتی راه میاندازد و آن را بهعنوان خیریه حمایت از حیوانات خود جا میزند. اما باید بگوییم بیش از هر چیزی واکنش او در مقابل این افشاگری جالب بود. سانتوز در پاسخ به حیرت همه آمریکایی گفت «من جنایتکار نیستم، فقط کمی پیاز داغش را زیاد کردم و این یک اتفاق طبیعی است.»
یهودی مغرور آمریکایی
با وجود انتشار اطلاعاتی در مورد مسیحی بودن خانواده و تبار سانتوز، او همچنان تاکید داشت که یهودی است و درباره این موضوع دروغ نگفته است. به همین دلیل او در حسابهای کاربریاش در شبکههای اجتماعی، عبارت «یک یهودی مغرور آمریکایی» را اضافه کرد. حال سانتوز در آخرین اظهارنظرهای خود اعلام کرده که بهعنوان یک «همجنسگرای مغرور» از ران دسانتیس برای حضور در رقابتهای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ بهطور تمامقد دفاع میکند.
این اتفاق در حالی رخ داد که از یکسو سانتوز اعلام کرده بود همسر و زندگی مشترک عاشقانهای دارد و از سوی ديگر ران دسانتیس هم مبدع تحرکات ضدهمجنسگرایی در سالهای اخیر است. تحقیقات رسانههای خبری نشان داد که ۳ هفته قبل از انتخابات کنگره و درست در زمانیکه سانتوز از اهمیت ازدواج حرف میزد و همسرش را ستایش میکرد از او طلاق گرفته است.
بهعلاوه تحقیق از دوستان و همسر سابق او نشان میدهد که ادعای همجنسگرایی سانتوز هم واهی است و حقیقت ندارد. جالب است بدانید ران دسانتیس مبدع جنبش «چیزی در مورد همجنسگرایی نگو» و حذف تمام مطالب در مورد همجنسگرایی از کتابهای درسی است. آخرین خبر در مورد سانتوز این است که توسط کوین مککارتی وارد چند کمیسیون مهم مجلس نمایندگان آمریکا شده است. با این اوصاف بهنظر میآید در زمانهای قرار داریم که در آن دروغگو پیروز است.


