روزنامه هفت صبح| یک: ‌ داشتم فکر می‌کردم ساختار سیاسی کشور به گونه‌ای شده است که تصمیمات یک دولت با ایده‌های خاص سیاسی و اجتماعی‌اش به فوریت به تصمیمات کلان نظام الصاق می‌شود و راه را بن بست نشان می‌دهد. شاید این به خاطر کارکرد شوراهای عالی است که به شکل بالادستی در همه عرصه‌ها حضور دارند. تصمیمات این شوراها به شکلی پیچیده با نظرات اعضای دولت‌های وقت مرتبط می‌شوند چرا که بخشی از اعضای موثر این شوراها برگرفته از بدنه دولتند اما در نگاه عمومی این شوراها مصوباتی را به انجام می‌رسانند که انگار وحی آسمانی و غیرقابل تغییر هستند.

در یک حالت نرمال‌،‌ تصمیمات آیت‌الله رئیسی و دولت و پشتیبانانش برای مسائلی مثل فضای مجازی‌، دیپلماسی‌،‌ بهره بانکی و حتی مسائل مربوط به سختگیری در حجاب می‌توانست منوط به ایده‌های یک دولت باشد که بنا به سلیقه و آرای رای دهندگان و حامیانش اتخاذ شده‌اند و اگر گروهی با آنها مخالفند‌، باید تلاش کنند تا در انتخابات بعدی مجلس و ریاست جمهوری مشارکت کنند و دیدگاه‌‌های مورد علاقه خود را به قدرت برسانند. اما این دورنمای سلامت بخش مسدود شده است.

برخی حامیان دولت آیت‌الله رئیسی طوری حرف می‌زنند و طوری درباره مسائل اساسی و اصولی نظام یعنی جمهوریت و دموکراسی شک و شبهه وارد می‌کنند که دورنمای تغییر‌های کوچک مدنی را کور می‌کنند و بدتر ازآن‌، ‌گویی از تحمیل این دورنمای راکد خوشحال هم هستند و مدام بر آن تاکید هم می‌کنند و به شکل زیرپوستی بر استحاله نظام حکومتی در کشور حرف می‌زنند.

آنان چه درست و چه غلط می‌خواهند به مخاطب این ایده را منتقل کنند که این تصمیمات، تصمیمات حاکمیتی غیرقابل تغییر هستند و چه بخواهید و چه نخواهید همین است که هست‌! این اکو‌سیستم بسته که از سوی برخی از این دوستان تبلیغ می‌شود خطرات خود را دارد‌. کاش ترتیبی اتخاذ شود که احتمال تغییر متکی بر سیاست‌های هردولت مشروع و منتخب‌،‌ به عنوان یک امر حیاتی و واقعی و قابل دسترس به مردم معرفی شود.

رسانه‌ها و نهادهای دولتی که بعید است به این مسئله اقبالی داشته باشند؛‌ اما نهادهای بالادستی باید این انتظارات دموکراتیک را دوباره در بطن جامعه زنده بکنند. این‌گونه می‌توان از بحران‌های اجتماعی تا حدی جلوگیری کرد هرچند برخی برایشان این بحران‌ها مهم نیست و اتفاقا از این بحران‌ها استقبال هم می‌کنند‌. موجوداتی هستند برای خودشان‌!

دو: سینمای 2022 آکنده از ناامیدی بود. بعد از سرخوردگی‌های ناشی از دیدن فیلم‌های پرستاره‌ای مثل منیو و آمستردام و اونیون گلس‌،‌ تماشای بابیلون هم راضی کننده نبود. فیلم لحظات قابل قبولی دارد و دورنمای نسبتا متقاعد کننده‌ای از صنعت سینما در دوران صامت به دست می‌دهد اما شخصیت‌های اصلی فیلم ارتباطی با تماشاگر ایجاد نمی‌کنند و تصمیم‌هایشان و سرنوشت‌شان ضربه‌ای به تماشاگر نمی‌زند.

و بالاخره عجیب است که این سال‌ها این قدر فیلم در ستایش سینما ساخته شده است. همین امسال هم خانواده فیبلمن و هم بابیلون نمایشی از حیرت سازندگانشان در مواجهه با پدیده تماشای فیلم هستند. شاید چون آیین نگاه کردن فیلم به شکل دسته‌جمعی در سالن‌های تاریک کم کم روبه افول است و حالا زمان بزرگداشت این آیین رو به فراموشی فرا رسیده است.

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.