روزنامه هفت صبح| یک: ‌یکی از دوستان که برای یک شوی شبانه یکی از پلتفرم‌ها مهمان دعوت می‌کرد می‌گفت با چهره‌های مشهور سینما وتلویزیون تماس می‌گرفتیم برای حضور در این شوهای شبانه همزمان با جام‌جهانی. حدسمان این بود که به خاطر شرایط حاکم بر جامعه به‌خصوص در آن روزها (اوایل آبان) پیدا کردن مهمان سخت باشد.

اما به تدریج با یک پدیده دیگر روبه‌رو شدیم. بازیگران و چهره‌هایی که مسائل اعتراضات و حال بد جامعه را دستاویزی می‌کردند برای دریافت پول بیشتر! یعنی نمی‌گفتند چون شرایط جامعه مثلا فلان طور است ما در این شوهای شبانه حاضر نمی‌شویم بلکه می‌گفتند شرایط فلان است و اگر بخواهیم بیاییم باید پول بیشتری بگیریم! یعنی قشنگ از تهدید برای خود فرصت می‌ساختند.

به هرحال عموما با رقم‌هایی دو و یا سه برابر رقم عادی حضور در چنین برنامه‌هایی، حاضر می‌شدند بیایند جلوی دوربین. اما بقیه بیزینسشان را در محل نمایش انجام می‌دادند. وقتی که به‌رغم دریافت پول‌های کلان برای نیم‌ساعت و یا چهل دقیقه برنامه؛ چهره‌ای غمگین و غمزده به خود می‌گرفتند و حتی به سوالات مجری برنامه پاسخ‌هایی سرد می‌دادند و از موضع یک انقلابی که به زور و با اکراه مجبور به حضور جلوی دوربین شده چهره‌ای سرد و عبوس به خود می‌گرفتند.

یعنی پول کلان می‌گرفتند و از آن طرف کل برنامه را هم با ژست و حرف‌های دوپهلوی خود و عدم مشارکت در بحث‌ها مضمحل می‌ساختند! دوستم می‌گفت کارگردان برنامه وسوسه شده بود که هروقت مهمانان چنین ژست‌هایی را جلوی دوربین می‌گرفتند یک زیرنویس به روی تصاویر بیاورد با این مضمون که تماشاگران عزیز، ‌این مهمان که با چنین نگاه غمزده و ژست همدردی جلوی چشمان شماست، ‌برای همین چند دقیقه،80میلیون تومان پول دریافت کرده است! که خب تهیه‌کننده منصرفش کرده بود.

دو: دکتر جلیلی به عنوان یکی از مهم‌ترین سیاستمدارهای امروز ایران که نقش مهمی در دولت فعلی دارد در روز 22 بهمن در همدان سخنرانی کرده‌اند. رفتم با اشتیاق متن این سخنرانی را بخوانم که خب در مجموع ناامیدکننده بود. یعنی نه تنها در سرفصل‌ها که در کلمات و ادبیات هم تکراری بود.

نکته ظریف و جالبی در تمام سخنرانی به چشم نمی‌خورد و باورکردنی برایم نبود که این حرف‌های یک مدیر با نفوذ در کشور است. به لحاظ ساده بودن و خطی بودن و تکرار مفاهیمی که سال‌هاست از تریبون‌های رسمی می‌شنویم و گفتن دوباره‌اش هیچ جذابیتی نداشتند. می‌دانم که مراسم سالگرد انقلاب بعضی مفاهیم را اجبارا در سخنرانی‌ها وارد می‌کند اما کاش سیاستمداران ما برای چنین مراسمی با دستی پرتر شرکت کنند و از نویسندگان و مشاوران زبردستی استفاده کنند تا متون متفاوت و جذاب‌تری تولید کنند.

دیگر خیلی درباره: اشک تمساح غربی‌ها و 250 کانال ماهواره‌ای و دلقک‌ها و برهه حساس و پیچ تاریخی و استیصال و کوری چشم دشمن و این‌طور عبارات شنیده‌ایم. مردمی که در سرمای این روزها برای جشن‌های انقلاب حضور پیدا کردند سزاوار شنیدن حرف‌های متفاوت‌تر و عمیق‌تری هستند.

سه: این لوح‌های افتخار جشنواره فجر بدون امضا و با آن خط بد و شلختگی مایه سرشکستگی است. نمی‌دانم مسئولش چه کسی بوده است اما فکر کنم کارش را دوست ندارد. خب شغلش را عوض کنید. اگر هم اشتباه سهوی بوده و جابه‌جا شده که باز هم به نظرم شغل مسئولش را عوض کنید. یک کار دیگر بهش بسپارید که مسئله سلیقه و دقت و اعتبار در آنها دخیل نباشند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.