روزنامه هفت صبح| ولنتاین همیشه در ایران مناقشه‌برانگیز بوده است اما همزمان که حضور مردم در شبکه‌های اجتماعی اوج گرفت این مناسبت هم شکل اغراق‌آمیزتری پیدا کرد و طبیعتا واکنش‌ها به آن هم تند شد تا جایی‌که حتی چند سال پیش قبل از اینکه کرونا برای مدت نسبتا زیادی طومار همه مناسبت‌ها را در‌هم بپیچد، مغازه‌های سر تا پا قرمز و عروسک‌های بزرگ آنقدر پلیس و کسانی‌که چنین رویدادهایی را غرب‌زدگی می‌دانند عصبانی کرد که پلیس اماکن اعلام کرد فروش اقلام ولنتاینی و هر کالای دیگری که اشاعه فرهنگ غرب داشته باشد، ممنوع است و با واحدهای صنفی که این کار را بکنند برخورد خواهد شد. امسال اما حاشیه‌های این روز به دلایل مختلف ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد و به‌تبع واکنش‌های پررنگ‌تری هم به‌دنبال داشت.

یکی می‌مرد ز درد بی‌نوایی
بغرنج‌تر شدن وضعیت اقتصادی و ادامه‌دار شدن تورم باعث شد که امسال ولنتاین از دو جهت به لحاظ اقتصادی حاشیه پیدا کند؛ یکی اینکه قیمت محصولات ولنتاینی چشم‌ها را چهارتا می‌کرد و دوم اینکه خیلی‌ها می‌پرسیدند در شرایطی که مردم نان ندارند بخورند چطور عده‌ای میلیونی برای خرید عروسک‌های خرسی هزینه می‌کنند؟

مثلا گزارشی از تجارت‌نیوز خبر می‌داد: «بررسی‌ سایت‌ها و کانال‌های اینترنتی نشان می‌دهد که برخی فروشگاه‌ها خرس ولنتاین را حدود ۵۳ میلیون تومان قیمت‌گذاری کرده‌اند. در حالی که قیمت هر گرم طلای ۱۸‌عیار از کانال دو میلیون و ۱۲۰ هزار تومان هم عبور کرده، این بدان معناست که این عروسک‌های گل‌آرایی‌شده به‌اندازه بیش از ۵۰ گرم طلا ارزش دارند.

همچنین در کانال‌ تلگرامی یکی از فروشگاه‌های گل تهران یک سبد قلبی ۲۵ میلیون و ۸۸۰ هزار تومان به فروش می‌رسد. در این سبد بین ۱۸۵ تا ۲۱۰ شاخه گل رز هلندی چیده شده است. البته در سایت‌های فروشگاهی سبدهای گلی با قیمت‌های بیش از ۷۵ میلیون تومان هم براي فروش گذاشته شده‌اند. فروشندگان مدعی استفاده از ۱۰۰۰ شاخه گل در این سبدها هستند که اولاً این گل‌ها به‌طور دقیق قابل‌شمارش نیستند و در ثانی اگر هم باشند قیمت هر شاخه آن ۷۵ هزار تومان خواهد بود که بالاتر از قیمت بازار است.»

واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی به این گزارش همانطور که انتظار می‌رفت تند بود، یکی از آنها نوشته بود: «یکی می‌مرد ز درد بی‌نوایی، یکی می‌گفت خانوم زردک می‌خواهی؟» یکی دیگر از خبرها و عکس‌هایی که شکل جلب‌ توجه‌اش به همین صورت بود، لکسوس کادوپیچ شده‌ای بود که روی یک تریلی ماشین‌بر قرار داده شده بود. نحوه تزئین این لکسوس با روبان قرمز و یک قلب بزرگ قرمز روی کاپوت باعث می‌شد که هرکسی با دیدن آن مطمئن شود که کادوی ولنتاین یک معشوق خیلی خوشبخت است که عاشق بسیار پولداری هم دارد.

بانک ملی و ایران‌خودرو هم بازی
مدت زیادی است که تیم‌های تولید‌محتوا و مدیران شبکه‌های اجتماعی برندهای مختلف از هر مناسبتی برای تولید محتواهای بامزه و جالب توجه در شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند که در مواردی هم تبدیل به آشی با شوری زیاد می‌شود. به‌نظر می‌رسد توئیت پر سر‌و‌صدای بانک ملی هم در همین راستا نوشته شد.

حساب کاربری بانک ملی به مناسبت ولنتاین نوشت: «به‌جای اینکه ولنتاین ببریش کافه، بیارش شعبه، وام ازدواج ثبت‌نام کنید.»همزمان چون ایران‌خودرو اعلام کرده بود که قرعه‌کشی‌اش را بعد از مدت‌ها توقف فروش به این شیوه ، در روز ۲۵ بهمن‌ماه برگزار خواهد کرد رسانه‌ها از این اتفاق با عنوان هدیه ولنتاینی ایران‌خودرو به مردم یاد کردند، هدیه‌ای که البته داده هم نشد.

بازار داغ تحلیل و خرس قرمز
یکی از نکته‌های جالب در مورد ولنتاین در ایران واکنش‌های جامعه‌شناختی به ماجرا‌ست؛ یعنی انگار همانقدر که دادن خرس و قلب و شکلات به معشوق آن‌هم به «چشم دربیارترین» حالت ممکن مد شده ارائه تحلیل‌های جامعه‌شناختی به همین مناسبت هم رواج پیدا کرده است تا جایی‌که خیلی از کسانی که دستی بر نوشتن دارند معمولا به همین مناسبت متنی پر آب‌چشم منتشر می‌کنند که در آن از تبدیل شدن عشق‌های اساطیری و آسمانی به عشق‌های پر زرق و برق زمینی شکایت می‌کنند و آن را هشداری برای ابتذال فرهنگی می‌دانند.

مثلا در یکی از این متن‌ها که نسبتا زیاد هم مورد توجه قرار گرفت، نویسنده که جامعه‌شناس جویای نامی هم هست می‌نویسد: «در چنین زیست تجاری شده و بازاری یکی دیگر از کالاهای قابل خرید و فروش ديگر، «عشق» است. در این بازار مکاره و پر از فریبی که به‌نام عشق به‌راه افتاده است، دیگر «لرزش دل و دست» و «پیچ مو» و «خم کمان ابرو» و «ناوک مژگان» و «نرگس مست» و امثالهم نیست که خطوط عشق را ترسیم می‌کند…

ولنتاین مانند «نظام مد» یکی از نمادهای جامعه مصرفی است تا از این طریق هم سرمایه‌داری با ایجاد ابژه نیاز کالاهای مازاد خود را به کالای مصرفی تبدیل کرده و به فروش حداکثری برساند و هم سوژه‌های تهی از «هنر عشق» برای خود سرگرمی جدیدی را خلق نمایند. در ولنتاین دیگر مهر و محبت و صداقت و علاقه نیست که مرزهای عشق را ترسیم می‌کند، بلکه این نوع کالاها و قیمت کالاهای رد‌و‌بدل شده است که مرزهای علاقه را رنگ می‌بخشد.»

عشق یعنی…
امسال واکنش رسانه‌های اصولگرا هم به ماجرا جالب بود. این رسانه‌ها که بعد از ناآرامی‌های چند ماه گذشته از هر اتفاقی که فضای جامعه را نرمال و شاد نشان دهد استقبال می‌کنند، امسال خلاف سال‌های گذشته چنان که باید و شاید به ولنتاین و خیابان‌های شلوغ و مغازه‌های پر از خرس و قلب قرمز نتاختند.

به‌عنوان مثال خبرگزاری فارس به نوشتن گزارشی درباره عشق واقعی بسنده كرد که در آن آمده بود: «برای عشق ورزیدن به فردی که دوستش دارید نه ساعت خاصی نه مکان خاصی و نه هدیه و خرج‌های آنچنانی لازم است. عشق ورزیدن شاید همان هنگامی است که به یک نفر بگويید از پیراهنش خوشتان می‌آید و بعد از آن او هر روز آن پیراهن را بپوشد…»

در آخر هم واکنش سپندارمذگانی‌ها جالب بود که رسانه‌های میانه‌رو و کاربران نه‌چندان غرب‌ستیز اما ایران‌دوست فضای مجازی را شامل می‌شد که برای چند دهمین سال متوالی به مناسبت ولنتاین اعلام کردند که ما ایرانی‌ها خیلی هم جلوتر از غربی‌ها روز عشق و عاشقی داشته‌ایم. اصلا این حرف آنها آنقدر تکراری است که «ما خودمان سپندارمذگان داریم» به یکی از اصطلاحات اهالی توئیتر تبدیل شده و به فراخور موضوع به‌جای سپندارمذگان کلمه مورد نظر که قرار است در تقابل با یک پدیده غربی قرار بگیرد گذاشته می‌شود.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اجتماعیرا اینجا بخوانید.