روزنامه هفت صبح، شهنام صفاجو| پاریس، پایتخت ابدی فرهنگ و هنر جهان مدرن است؛ مدینهای که نشان از تاریخی کهن بر ضمیر خود دارد تا همه گردشگران جهانی را مجذوب نماید؛ جایی که معنای موزه و معماری و مُد دارد و همه زیباییها را غرق رود سِن و بلندای ایفل کرده است. در این شهر اما فوتبال چه معنا و جایگاهی دارد؟
پدیدهای که هرقدر هم بخواهی فاصلهاش را از فرهنگ و هنر حفظ کنی، بازهم ردپایی از آن خواهی یافت! در پاریس، فوتبال رنگ و لعاب عنابی دارد و باشگاهی که نیم قرن از تاسیس آن میگذرد، سالهاست توسط صندوق سرمایهگذاری قطریها اداره میشود و مدیرانی چون الخلیفی دارد. تیمی که آرزوهای بزرگی دارد و با وجود همه یوروهای نفتی، به نزدیکی رویاهای خود هم نرسیده است. این وجه تمایز هنر و فوتبال به نیابت پاریس بزرگ است. آخه تو رو چه به فوتبال؛ پاریس!
پاریسنژرمن
عطش چند ساله مدیران این تیم دولتی برای قهرمانی اروپا و ناکامی سریالی در مراحل حذفی لیگ قهرمانان، پاریسیها را سخت کلافه کرده است. به نظر میرسید امسال با توجه به تجربیات قبلی و حضور ستارههای نامی، پاریسنژرمن یکی از شانسهای قهرمانی یو.سی.ال باشد؛ بهخصوص اینکه کاپیتان قهرمان جهان و ستاره روز فوتبال دنیا هم در این تیم بازی میکنند؛ اما تیم پاریسی از گذشته نزدیک درس نگرفت و با قرار گرفتن روی سکوی دوم مرحله مقدماتی، به قرعه سخت بایرن تن داد تا در همان بازی رفت در پارکدوپرنس ناکداون شود و اندک بخت صعود خود را در بازی 17 اسفند آلیانسآرهنا جستوجو کند.
پاریسنژرمن به وضوح تیمی بالانس نیست و در برخی پستها ضعف مشهود دارد. در تحلیل اول، مشکل اصلی پاریسیها به خط دفاعی تیم برمیگردد؛ جایی که عادت به تاکتیک سه دفاع ندارند و راموس 36 ساله، در کنار کاپیتان مارکینیوش و پرسنل کیمپمبه همیشه مصدوم، زنجیره دفاعی نامطمئنی را بر پیکره تیم رقم زدهاند و حضور یک خط عقبتر دنیلو پریرا هم مشکلی را حل نکرده است. پاریسنژرمن در دفاع تیمی نیز مشکل دارد و انبوهی از ستارههای تنبل مانع تکمیل این پازل مهم تیمی شدهاند.
این تیم در دو جناح طولی زمین، مهرههای موثری چون اشرف حکیمی و نونو مندس را در ترکیب دارد، اما در قلب زمین و در غیاب وراتی همیشه مصدوم، چند هافبک معمولی به خدمت گرفته شدند که در سطح سایر ستارههای تیم نیستند. الخلیفی و مشاورانش باید بپذیرند که ویتینیا، کارلوس سولر، فابین رویز و رناتو سانچز در حد و اندازههای قهرمانی اروپا نیستند و با حضور آنها در کنار مثلث اسمی مسی-نیمار-امباپه، بالانس تیمی پی.اس.جی بههم خورده است. فقط کافی است این هافبکهای میانی را با مودریچ و کروس مقایسه ضمنی کنید تا خیلی زود به نتیجه برسید. تحت این شرایط کادر فنی پاریسنژرمن به هافبک 16 سالهای به نام وارن زئیر امری روی آوردهاند تا کار را دربیاورد؛ اما او نمیتواند معجزه کند!
اختلاف داخلی
طی دو، سه سال اخیر یکی از دلایل ناکامی پاریسیها اختلاف «لئوناردو» مدیر فنی برزیلی وقت تیم با مربیانی چون توخل و پوچتینو بود که در نهایت به برکناری همه آنها منجر شد؛ حال روح این تنشها به ترکیب فنی گالتیه- کمپوس رخنه کرده و از این بابت پاریسنژرمن لطمه خورده است. حضور لوئیس کمپوس در مقام مدیر فنی روی نیمکت تیم در آخرین بازی لیگ 1 فرانسه، جای هیچ توجیهی باقی نمیگذارد و نشان از عدم اعتماد مسئولان امر به سرمربیشان دارد. اگرچه برخی کریستوف گالتیه را یک کُوچ موقتی ارزیابی میکنند تا زیدان OK نهایی را بدهد؛ اما این مرد 56 ساله نشان داده که از شخصیت لازم برای رهبری تیم شهر پاریس برخوردار است.
جام جوانی
یکی از ویژگیهای گالتیه، توجه به جوانان تیم است. او در اولین فصل حضور در پاریسنژرمن که قاعدتاً باید محافظهکار و نتیجهگرا باشد، بازیکنانی چون هوگو اتیکیته (20 ساله)، وارن زئیر امری (16 ساله)، الشادل بیتشیانو (17 ساله)، اسماعیل غربی (18 ساله)، تیموتی پمبله (20 ساله) و الیاس حسنی (17 ساله) را به فراخور بازیها، به میدان فراخوانده و به پشتوانهسازی روی آورده که در هر باشگاه مطرحی یک هدف مهم است؛ اما قطریها فقط جام میخواهند و مربی فرانسوی از ایدهآلهای مدیران تیمش دور و دورتر به نظر میرسد.
پاریسنژرمن در تاریخ 52 ساله خود، 10 بار برنده لیگ 1 شده و 14 جام حذفی، 11 سوپرجام و 9 جام اتحادیه فرانسه را نیز بهدست آورده است؛ اما در خارج از مرزها، تنها جام برندگان جام فصل 96-95 و جام اینتر.تُو.تُو سال 2001 در کارنامه این تیم به چشم میخورد که اصلاً پذیرفتنی نیست و خلفای آلثانی و الخلیفی در تغییر این وضعیت با وجود سرمایهگذاری آنچنانی، سالهاست که ناکام مطلق هستند.
موردِ نیمار
این بازیکن برزیلی با رقم حیرتانگیز 222 میلیون یورو به پاریسنژرمن آمد تا برگ برنده تیم در مسیر قهرمانی اروپا باشد؛ اما بعد از گذشت چند سال، سر نخواستن او دعواست. مدیران قطری به این نتیجه رسیدند که نیمار چاره کار نیست، اما مهاجم برزیلی هرگز قصد جدایی ندارد؛ چرا که هیچ تیمی توان پرداخت دستمزد 30 میلیون یورویی او را ندارد.
نیمار جونیور که از سال 2017 به پاریس آمده، در بیشتر بازیهای مهم این 6 فصل مصدوم بوده و هرگز نتوانسته دوران موفق بارسا و برزیل را در تیمی که بیشترین دستمزد را به او میدهد، تکرار کند. نتیجه این نمایشهای ناامیدکننده، حکم خروج از پاریس است؛ اما نیمار تا سال 2025 مقاومت خواهد کرد!
کاپیهای کلاسیک
دو کاپیتان نبردهای مهیج و پُر زد و خورد یک دهه اخیر الکلاسیکو که تابستان 2021 به پاریس مهاجرت کردند، دو بازیکن پُر خرج و تقریباً ناکام ترکیب تیمی PSG هستند. راموس که در بیشتر روزها مصدوم بوده و بهتازگی فرصت بازی پیدا کرده و نمایش معمولی داشته است. مسی هم هرگز آن ستاره ابدی «آبی- اناری» و «آبی- آسمانی» نبوده و گویا تمایلی هم به بازی با تمام وجود برای تیم پاریسی ندارد. راموس و مسی با حذفِ نزدیک پاریسنژرمن از لیگ قهرمانان، شانسی برای تمدید قرارداد با سرمایهگذاران قطری ندارند و باید چشم به دعوتنامههای خود از آمریکا و چین و عربستان بدوزند.
داستان امباپه
به نظر میرسد پروژه بازسازی پی.اس.جی با کنار زدن سه ستاره گرانقیمت (مسی، نیمار، راموس)، استخدام چند بازیکن موثر در خطوط دفاعی و میانی و توجه کامل به کیلیان امباپه میسر خواهد شد. ستاره فرانسوی با پشت کردن به رئالمادرید، به هدف کوتاه مدت خود که قهرمانی در جمع چهرههای نامی بود، نرسید و بیشتر با آنها درگیری پیدا کرد؛ حال او دو راه بیشتر ندارد، همراهی با پروژه بازسازی پاریسنژرمن که فرایندی زمانبر است یا پیوستن به تیم آرزوهای خود که شاید منطقیتر بهنظر برسد. ت
حت این شرایط و با خروج احتمالی ستاره آبیها که شاید یکسال عقب بیفتد (تا تابستان 2024) هدف پاریسنژرمن به جامهای داخلی محدود میشود؛ مگر این که آنها برگ برنده را رو کنند و با پیشنهادی که هرگز نمیتوان به آن «نه» گفت، زیدان را به پاریس برگردانند و امباپه را راضی به ماندن کنند. البته اگر توخل آلمانی ناگهان از راه نرسد و همه این معادلات را بههم نزند.


