روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| اولاد بادام است نوه مغز بادام. یعنی در پیش پدربزرگ و مادربزرگ، نوه از ارج و قرب خاصی برخوردار است. یعنی هرکجا که فرزند از دست پدر و مادر هم عاصی شده به پدربزرگ و مادربزرگ پناه برده که وساطت کنند تا او را از شرایط سخت نجاتش بدهند و چه وقتها که پدربزرگ و مادربزرگ واسطه نوه و پدر و مادر نشدهاند.
اما تلخی داستان اینجاست که یک بار نوه در خشمی لحظهای نقشه قتل آنها را بکشد یا از کوره در برود و باعث مرگشان بشود! همین چند وقت پیش بود که نوهای در خشم لحظهای با یک مشت مادربزرگش را کشت! هزار بار در همین ستون و پروندهها نوشتهایم که خشم آنی چطور از فردی آرام و ساکت هم یک قاتل میسازد. در این گزارش سراغ پرونده قتل مادربزرگها رفتهایم. سراغ قتل خانمجانهای مهربان به دست نوههای نامهربان!
گذشت از نوه بیرحمی که مادربزرگش را کشت
پرونده پسر جوانی که متهم است با همدستی یکی از دوستانش مادربزرگش را به قتل رسانده پس از 14 سال برای سومین بار در حالی به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد که اولیای دم از مجازات او گذشت کردند. رسیدگی به این پرونده از اواخر شهریور سال 87 با گزارش قتل زن سالمندی در خانهاش به پلیس، آغاز شد و مأموران بلافاصله به محل اعزام شدند.در بررسیهای اولیه مأموران تحقیقات میدانی را آغاز و با همسر مقتول صحبت کردند.
وی در تشریح جزئیات به مأموران گفت: من طبق عادت هر روزه برای خواندن نماز به مسجد رفتم همسرم در حال وضو گرفتن بود. وقتی از مسجد برگشتم و در خانه را زدم کسی در را باز نکرد و نگران شدم و بهسرعت با پسرم که در نزدیکی خانه ما زندگی میکرد تماس گرفتم. به اتفاق او در را شکستیم و وارد خانه شدیم و دیدیم که همسرم با ضربات متعدد چاقو جان باخته است.در ادامه مشخص شد مقتول مقداری طلا در خانه نگهداری میکرده که پس از قتل همه طلاها سرقت شده است.
همچنین مأموران پس از بررسی شواهد در صحنه جنایت پی بردند که عامل یا عاملان قتل با زور وارد خانه نشدهاند و قربانی با قاتلش آشنا بوده است. با این سرنخ مأموران تحقیقات خود را برای شناسایی عاملان قتل در دستور کارشان قرار داده بودند تا اینکه مرد جوانی با مراجعه به اداره آگاهی عنوان کرد که ساعاتی پیش پسر جوانی برای فروش 250 گرم طلا پیش من آمده و از آنجایی که رفتارهای او مشکوک بود ترجیح دادم موضوع را با پلیس در میان بگذارم.
بدین ترتیب اظهارات طلافروش مأموران را به پسر جوان به نام شهرام رساند و بازداشت شد. شهرام پس از حضور در اداره آگاهی تحت بازجویی قرار گرفت و به قتل مادربزرگش اعتراف کرد.قاتل 18 ساله گفت قصد ازدواج با زنی را داشتم که از ازدواج قبلی خود دو فرزند داشت اما پولی در بساط نداشتم برای همین نقشه قتل مادربزرگم را گرفتم!در جلسه اول دادگاه فرزندان مقتول و حتی مادر قاتل برای متهم درخواست قصاص کردند.
او گفت: من روز قبل از ماجرا مشروب و قرصهای آرامبخش خورده بودم و حال مساعدی نداشتم. آن روز من با همراهی دوستم به خانه مادربزرگم رفتیم و اگر هم قتلی صورت گرفته من تنها نبودم. با این حال پشیمانم و از اولیای دم میخواهم من را ببخشند. در نهایت همدست نوه نیز دستگیر شد.بعد از 14 سال در آبان امسال نوه مقتول که با قید وثیقه آزاد بود با عنوان اتهامی معاونت در قتل از طریق تحریک و تسهیل در قتل متهم شد.
قتل مادربزرگ بهخاطر عشق به پراید!
پسر جوان که قصد سرقت از خانه پدربزرگش را داشت با دادن قرصهای بیهوشی باعث مرگ مادربزرگش شد. نخستین روز آذر ماه سال 99 زن جوانی با حضور در اداره پلیس اعلام کرد که پدر 85 ساله و مادر 75 سالهاش همیشه در خانهشان هستند اما از صبح هرچه با آنها تماس میگیرد کسی جواب نمیدهد و نگران آنها است.بدین ترتیب تیمی از ماموران به خانه پدر و مادر پیر رفته و وقتی وارد خانه شدند مشاهده کردند که این زوج بیهوش روی زمین افتاده و داخل خانه به هم ریخته است.
خیلی زود امدادگران اورژانس به محل اعزام شدند و پدر و مادر پیر را به بیمارستان منتقل کردند اما زن 75 ساله روز 2 آذر ماه به کام مرگ فرو رفت و مرد 85 ساله 3 روز بعد به هوش آمد.دختر خانواده که در بیمارستان حضور داشت در تحقیقات ابتدایی ادعا کرد که احتمال میدهد این اتفاقات زیر سر برادرزاده 29 سالهام باشد.
این زن به ماموران گفت: 5 سال قبل برادرم از همسرش جدا شد و برای ادامه زندگی به ترکیه رفت و برادرزادهام پدرام با مادرش زندگی میکند که روز قبل از این اتفاقات برادرم با من تماس گرفت و عنوان کرد که پدرام قصد دارد به خانه پدرمان برود و از من خواست به برادرزادهام پول بدهم که من 200 هزار تومان به حساب پدرام ریختم و احتمال میدهم او در این ماجرا نقش داشته باشد. پدربزرگ خانواده نیز پس از بهبودی به ماموران اعلام کرد که روز حادثه نوهام در خانه ما میهمان بود و برای ما کباب و دوغ خریده بود که پدرام بعد از خوردن غذا عنوان کرد که میخواهد برود و بعد از آن دیگر هیچ چیز به یاد ندارم و نمیدانم این اتفاقات کار پدرام بوده یا نه.
تا اینکه نوه دستگیر شد و گفت: من هیچ وقت قصد کشتن مادربزرگ و پدربزرگم را نداشتم و فکر نمیکردم با دادن قرص خواب آور باعث مرگ مادربزرگم شوم. در اعترافاتش گفت: شنیده بودم که یک تابلو فرش قدیمی به ارزش 400 میلیون تومان در خانه پدربزرگم است و چون علاقه زیادی به پراید 111 دارم تصمیم به سرقت تابلو فرش گرفتم تا با فروش آن خودروی مورد علاقهام را بخرم و مابقی پول را هم خرج خودم و هزینه دانشگاهم کنم.
وی افزود: چند سال معتاد به مواد مخدر گل بودم اما مدتی است که مواد را ترک کردم، یک روز قبل از اجرای نقشهام در خانه پدربزرگم بودم و قصد داشتم داخل اتاقها به دنبال تابلو فرش میلیونی بگردم و آن را سرقت کنم اما ترسیدم پدربزرگ و مادربزرگم متوجه شوند و سرآسیمه از خانه خارج شدم.باورکنید من قصد کشتن مادربزرگم را نداشتم، عشق به پراید 111 مرا کور کرده بود به همین خاطر در اینترنت شیوه و شگردهای سرقت را جستوجو کردم که خواندم با ریختن قرص خواب آور در آب و نوشیدنی میتوانم باعث بیهوش کردن شوم و به راحتی سرقت کنم! جرم او مباشرت در قتل عمدی و سوءقصد عنوان شد.
قتل مادربزرگ برای سرقت طلاهایش
مرداد سال 98 دختر جوانی که به خاطر سرقت طلاهای مادربزرگ خود، او را در اراک به قتل رسانده بود، در تحقیقات پلیسی دستگیر شد و به قتل اعتراف کرد. در یکی از روزهای مرداد ماه گزارشی از قتل خانمی سالخورده در یکی از محلههای شهر اراک به پلیس اعلام و با حضور کارآگاهان اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی استان، تحقیقاتی تخصصی برای شناسایی و دستگیری قاتل آغاز شد.
در مراحل تحقیقات کارآگاهان پلیس مشخص شد که مقداری طلاجات و کارتهای بانکی از منزل فرد مقتول سرقت شده است و سرنخهایی از دست داشتن یکی از بستگان نزدیک فرد مقتول در این قتل به دست آمد. در فرایند رسیدگی به این پرونده، سرانجام اسناد و مدارک لازم از دست داشتن نوه فرد مقتول در ارتکاب قتل به دست آمد و با هماهنگی انجام شده با مرجع قضایی، او در آذرماه دستگیر شد. فرد دستگیر شده در بازجوییهای تخصصی کارآگاهان پلیس به این قتل اعتراف کرد و اذعان داشت که در حال سرقت مقداری طلاجات از منزل مادربزرگش بوده که او متوجه شده و به خاطر سرپوش گذاشتن به این سرقت، مادربزرگش را به قتل میرساند!
نقشه قتل مادربزرگ ثروتمند!
این پرونده هم درباره مادربزرگکُشی است اما این بار پیرزن از نقشه قتل نوهاش جان سالم به در میبرد. دختر معتاد براي رسيدن به ارثيه ميلياردي مادربزرگش نقشه قتل او را اجرا كرد اما زن 85 ساله به طرز معجزهآسايي نجات يافت و راز اين سناريو را فاش كرد.مرداد سال 93كارآگاهان پليس آگاهي استان اصفهان، درجريان حمله دو مهاجم به يك پيرزن 85 ساله قرار گرفتند و براي تحقيقات بيشتر در خصوص اين حادثه، به بيمارستان رفته و با او صحبت كردند.
او به ماموران گفت: عصر روز حادثه در خانهام مشغول تماشاي تلويزيون بودم كه زنگ در به صدا در آمد. از آيفون تصوير دختر جواني كه به صورتش ماسك بهداشتي زده بود و در دستش يك كاسه آش بود را ديدم. گوشي را برداشتم و گفتم چه كار داري كه دختر جوان گفت، برايتان آش نذري آوردهام. بعد از گرفتن آش ميخواستم به آشپزخانه بروم كه ناگهان دخترك از پشت سر به من حمله كرد و همراه دوست ديگرش كه او هم ماسك بر صورتش داشت، با مشت و لگد آنقدر به من ضربه زدند كه از حال رفتم.
چند ساعتي بيهوش بودم تا اينكه يكي از آشنايانم كه به باز بودن در حياط مشكوك شده بود وارد خانه شده و با ديدن من در آن وضعيت، مرا به بيمارستان رساند. در بررسيها مشخص شدكه مهاجمان پس از مجروح كردن پيرزن طلاهاي وي را به همراه ظروف نقرهاي گرانقيمتي كه در خانهاش داشته به سرقت بردهاند.با توجه به ثروت زیاد پیرزن به آشنایان او مشکوك شده و مشخص شد دختر 32 سالهاي كه نوه پسري پيرزن بوده در سرقت نقش داشته است.
متهم اعتراف کرد معتاد به شیشه است و انگيزهاش از اين كار را مرگ مادربزرگ و رسيدن به ميراث ميلياردياش عنوان میکند و میگوید: چون پدرم چند سالي است كه فوت كرده ميدانستم كه در صورت مرگ مادربزرگم ارث ميلياردي او به من ميرسد. از سوي ديگر چون شيشه مصرف ميكنم، هزينه موادم زياد است و چند بار كه براي تهيه موادم از مادربزرگم پول خواستم، او از دادن پول به من طفره رفت به همين خاطر اين نقشه شيطاني را كشيدم. براي اينكه بتوانم نقشهام را عملي كنم، به همكاري يك نفر ديگر نياز داشتم به همين دليل موضوع را با يكي از دوستان شيشهاي خود مطرح كردم، ابتدا وي قبول نميكرد.
اما وقتي به او گفتم كه هرچقدر ارث به من برسد با او تقسيم خواهم كرد راضي شد و پس از تهيه ماسك بهداشتي و زدن آن به صورت خود به منزل مادربزرگم رفتيم. من سر كوچه مراقب اوضاع بودم تا كسي مطلع نشود و وقتي دوستم وارد منزل شد من هم پشت سرش رفتم و بعد هر دو پيرزن را به باد كتك گرفتيم؛ وقتي او بيهوش به زمين افتاد فكر كرديم ديگر كارش تمام شده به همين خاطر براي اينكه همه فكر كنند كه به منزل مادربزرگم دزد زده با صحنهسازي اقدام به سرقت طلاهايش كرده و چند تا از ظروف نقرهاي درون منزل را هم با خود برديم که دستگیر شدیم!
قتل مادربزرگ با ضربه مشت
این پرونده برای بهمن ماه همین امسال است. جوان معتاد که بعد از مصرف موادمخدر دچار توهم شده بود با مادربزرگش درگیر شد و او را با ضربات مشت به قتل رساند.گزارش شد زن سالخوردهای که از ناحیه سر بهشدت مجروح شده بود پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داده است. بررسیهای اولیه حاکی از آن بود که متوفی که 72سال داشت ساکن یکی از منازل مسکونی فاز۸ پردیس بود.
آنطور که همسایهها ادعا میکردند او براثر درگیری با نوهاش که جوانی معتاد است مجروح شده بود. ساکنان مجتمع مسکونی صدای درگیری و سر و صدا از خانه متوفی را شنیده بودند و چون اغلب نوه او را میشناختند مطمئن بودند که او با مادربزرگش درگیر شده است. حتی چند نفر میگفتند که نوه ناخلف با مشت چند ضربه به سر مادربزرگش زده و او را به قتل رسانده است.
از سویی پس از این حادثه جوان معتاد ناپدید شده بود و همین موضوع گمانه زنیها درخصوص قتل زن سالخورده بهدست نوهاش را تقویت میکرد. در این شرایط وی تحت تعقیب قرار گرفت تا اینکه مأموران موفق شدند مخفیگاه متهم را شناسایی و او را دستگیر کنند. وقتی متهم به پلیس آگاهی منتقل شد و تحت بازجویی قرار گرفت به قتل مادربزرگش اعتراف کرد و گفت: چون موادمخدر مصرف کرده وضعیت عادی نداشته و در درگیری با مادربزرگش چند ضربه مشت به او زده و جانش را گرفته است.


