روزنامه هفت صبح| چهره ویژه بازی سپاهان و پرسپولیس در جامحذفی سیاوش یزدانی بود. او به شکلی غیرمنتنظره توسط ژوزه مورایس در ترکیب اصلی سپاهان قرار گرفت و به نظر میرسید روی انگیزه و تجربه یزدانی حساب کرده است. اما نمایش ضعیف او عامل اصلی باخت و حذف سپاهان بود. او در صحنه پنالتی اول به راحتی و به شکلی کاملا ناشیانه روی محمد عمری خطا کرد و این در حالی بود که صحنه اصلا خطرناک نبود!
او در نیمه دوم هم روی پریرا خطا کرد و با دادن دومین پنالتی، کارت زرد دوم را هم گرفت و از بازی اخراج شد. این بدترین سناریوی ممکن برای یزدانی بود اما باعث اثبات دو موضوع مهم شد. او همان بازیکنی است که فرهاد مجیدی فصل گذشته مدعی بود که یک انگشتش به تمام مدافعان تیم ملی میارزد! با این نمایش اما حالا مشخص شد که یزدانی نهتنها یک انگشتش به تمام مدافعان تیم ملی نمیارزد، بلکه از تمام مدافعان سطح اول فوتبال ایران، حداقل در این چند ماه فاصله دارد و فعلا هیچ شانسی برای رسیدن به تیم ملی ندارد.
موضوع مهم دیگری که چهارشنبه شب اثبات شد، این بود که او در ترکیب استقلال مقابل سپاهان به عمد پنالتی نداده بود و ظاهرا سبک بازی او این است که در بازیهای مهم و حساس راحت مرتکب خطای پنالتی میشود! البته این دو پنالتی مقابل پرسپولیس باعث شده تا بخشی از هواداران سپاهان به شوخی مدعی شوند که یزدانی برای اینکه اثبات کند در بازی مقابل سپاهان به عمد پنالتی نداده و باعث باخت استقلال نشده، در برابر پرسپولیس هم به عمد دو پنالتی داده است!
البته که این ادعا درست نیست اما خب شوخی بامزهای بود! دیگر دستاورد این بازی احتمالا نیمکتشینی طولانیمدت یزدانی در سپاهان خواهد بود. به این ترتیب در کمتر از یک سال، بازیکنی که به ادعای سرمربی سابقش، انگشتش بهتر از تمام مدافعان تیم ملی بود، در لیگ یک هم بازی نکرد، از استقلال هم به دلیل ضعف فنی اخراج شد و در سپاهان هم به اینجا رسید. امیدواریم این اتفاقات کارمای ادعایی نباشد که محمود فکری درباره او کرده بود.
جلوههایی از ایدههای نوین یک مدیرعامل
چند روز پیش بود که از تیتر یک و عکس جلد عجیب روزنامه استقلال جوان نوشتیم. درست یک روز قبل از بازی پیکان و استقلال سردبیر روزنامه تصمیم گرفته بود عکس علی فتحاللهزاده، همهکاره این روزنامه را روی جلد ببرد و این تیتر درشت را هم به او اختصاص بدهد: «مرد روزهای سخت، خدا قوت». سرمقاله هم به تعریف و تمجیدهای استخوانسوزی از علی فتحاللهزاده اختصاص یافته بود.
در بخشی از این مقاله آمده بود: «شنیدن دغدغههای هواداران و درک درست از ورزش و فوتبال به عنوان یک صنعت و ایجاد ایدههای نوین و پایدار از شایستگیهای بارز این مدیر لایق به شمار میرود که درک و فهم آن برای برخی افراد ناشنوا، بیسواد و کمخرد در این حوزه، سخت و غیرقابل فهم است». خلاصه اینکه نویسنده سرمقاله تعریف و تمجید از مافوقش را کافی ندانسته بود و منتقدان او را ناشنوا، بیسواد و کمخرد معرفی کرده بود. بگذریم.
قبلا در این باره نوشتهایم اما چیزی که باعث شد دوباره به این تیتر و عکس رجوع کنیم، ثابت شدن کلمه به کلمه این سرمقاله بود و در واقع ما اینجا قصد داریم بابت آن واکنش عذرخواهی کنیم. باید اعتراف کنیم که ما در این چند روز جلوههایی از ایدههای نوین و پایدار را از مدیرعامل استقلال دیدیم. ایشان دو روز پیش فرمودند: «یکشنبه یا دوشنبه شماره حسابی اعلام میکنیم تا هواداران به ما برای پرداخت مطالبات استراماچونی کمک کنند».
البته درست است که سابقه دادن شماره حساب از سوی باشگاه به بیش از یک دهه قبل برمیگردد اما این یک شماره جدید است و برای رفع مشکل کسی داده شده که قبلا برایش از این کارها نکرده بودند. ایده نوین دیگر ایشان درخواست کمک از دولت بود که واقعا کمخردی و بیسوادی و ناشنوا بودن منتقدانشان مخصوصا ما را اثبات کرد.
البته قبلا هم باشگاهها از این کمکها از دولت خواسته بودند اما نوین بودن ایده مدیرعامل جایی مشخص میشود که ایشان از رئیس دولت سیزدهم این تقاضا را داشتهاند و این درتاریخ باشگاه استقلال بیسابقه بوده است. جا دارد ما هم همصدا با دوستمان در روزنامه استقلال جوان فریاد بزنیم: «خدا قوت مرد روزهای سخت با ایدههای نوین!»


