روزنامه هفت صبح| یک: آقا مثل جواد نکونام نباشیم. بعد از استعفای بینمک استاد از فولاد آن هم سه روز مانده به ملاقات با الهلال صبر کردیم شاید دلیل پشت پردهای بوده و ما خبر نداریم و این شایعات درباره درخواست مالی بیشتر و قرارداد طولانی مدت و این طور چیزها را قبول نکردیم.
فولادیها مقابل الهلال جانانه بازی کردند و با گل دقیقه 86 حذف شدند و بعد استاد نکونام بیانیهای دادند که پر بود از لفاظیهای عوامپسندی که در تخصص مشاوران کم مایه مطبوعاتی است و پر از ابراز لطف و محبت و خدا را شاکریم و اینطور چیزها.سعی کنیم نکونام نباشیم. سعی کنیم اینگونه به عنوان ناخدا از کشتی بیرون نپریم و مسافران و ملوانان خود را در دریایی که ابرهای توفانزا به آن نزدیک میشوند به امان خدا رها نکنیم.
دو: یک کنش و واکنش با نمکی میان اتفاقات فضای مجازی در خارج و داخل کشور احساس میکنیم که دودش فقط به چشم کاربر ایرانی میرود.مثلا پریشب اینستاگرام اعلام کرد که کاربران ایرانی اینستاگرام عدد قابل توجهی را تشکیل میدهند و محدودیتها تاثیر چندانی نداشته است. بلافاصله انگار در نهاد مربوطه در ایران، کسی این جمله بهش برخورده است. چون به یک باره بلایی سر اینستاگرام آورده که با فیلترشکن و بیل و کلنگ هم نمیشود از سد دیوار فیلتر گذشت.
سه: دوستانی را دیدهام که در بدترین اتفاقات زندگیشان، جلسه مهم و یا وظیفه شغلیشان را عقب نیانداختهاند. مجریها و فوتبالیستهایی را دیدهام که درست در آستانه برنامه یا مسابقهشان خبر جانکاهی را شنیدهاند و بدون منت بر سر کسی، به کارشان رسیدهاند و بعد بیخبر به غم شخصیشان رسیدگی کردهاند. البته که قانون نیست.
اما وقتی در شرایط سخت اقتصادی خبر میآید که رئیس بانک مرکزی جلسه با مجلس را به خاطر فوت پدرخانم گرامیشان به تعویق انداختهاند، پالس چندان مثبتی به افکار عمومی منتقل نمیشود. ما از گرفتاریهای شخصی جناب فرزین بیخبریم و شاید شرایط بحرانی خاصی در خانواده پیش آمده که حضور آقای فرزین را در کانون عزا، واجب کرده است، آن قدر که مسئله بحران اقتصادی که کل کشور را درگیر آن ساخته بشود عقب انداخت، اما به هرحال علامتی که از این لغو جلسه به مردم و افکار عمومی مخابره شد خیلی دلچسب نبود.
چهار: آقا چه اصلاحطلب باشی و چه اصولگرا و چه هیچکدام، نمیتوانی شیوه بهتر و جذابتر چهرههای اصلاحطلب در سخن گفتن را انکار کنی. سریعتر حرف میزنند، عموما طنازتر هستند، ادبیات قابل فهمتری را به کار میبرند و شیوه استدلالشان هم به معیارهای عموم مردم نزدیکتر است. این چند روز دو مناظره از لیلاز و همین طور مرحوم اکبر ترکان دیدم که هردو چقدر مسلط و شیرین حرف میزدند.
در میان اصولگرایان سخنور شیرین سخن در عرصه اقتصاد و سیاست دارید؟ الان فکر نکنید منظورم تبرئه سیاستهای اقتصادی دولت روحانی و یا هاشمی است. نه منظورم دقیقا خود کانسپت حرف زدن و ارتباط برقرار کردن است. خودتان را درگیر برداشتهای خارج از متن نکنید. آهان. جواد لاریجانی خوش صحبت و با نمک است.
فعلا از اصولگرایان خوش صحبت جواد لاریجانی به یادم آمد. البته احمدینژاد که در همان صف اول قرار دارد اما بعید است بتوانیم احمدینژاد را اصولگرا محسوب کنیم. شاید اصولگرایان کلا در نوشتن نمکشان بیشتر است و آن پوزیشنهای عبوس و کند و بیش از حد جدی خود موقع صحبت کردن را در هنگام نوشتن جبران میکنند. یکی نیست بگوید این چه سوژهای بود آخر!


