روزنامه هفت صبح| یک: یازده سال است فوتبال ما به اسم کیروش گره خورده و از قرار این داستان به شکل ملتهبی ادامه خواهد یافت. حضور کیروش به عنوان سرمربی تیم ملی قطر اتفاق شگفتانگیزی بود. حضورش در لیگی که دو مدافع یاغی تیم ملی در دوران کیروش در آنجا توپ میزنند و ناخودآگاه در اکوسیستم فوتبالی کوچک قطر مجبورند با کیروش مواجه شوند. یعنی کنعانیزادگان و خلیلزاده.
از طرفی حضور او به عنوان سرمربی قطر یعنی رویارویی قریبالوقوع با تیم ملی عمان که تحت هدایت بزرگترین خصم کیروش یعنی برانکو قرار دارد و اتفاقا نتایج خوبی هم کسب کردهاند. از طرفی مواجهه قطر با تیم ملی ایران هم امری تقریبا اجتناب ناپذیر خواهد بود. به این ترتیب فعلا کیروش در ادبیات و اتمسفر فوتبالی ما حضور پررنگی خواهد داشت و از آن گریزی نیست و هردو گروه مخالفان و موافقانش کلی ایده و سوژه در آیندهای نزدیک در اختیار خواهند داشت.
دو: این ماجرای یوز ایرانی مثل نهضت مشروطه راه به انحراف برده است (مثال خوبی نبود. ببخشید شما) این داستان نگهداری از پیروز توسط یک دامپزشک و سپس آوردن دوتا بچه يوز دیگر از طبیعت توسط یک شهروند مسئول (!) ماجرا را به شدت لوث کرده است. حالا که حال پیروز هم بد شده است این نقل قولها از یک دامپزشک در مورد شرایط پیروز ممکن است برایتان جالب باشد هرچند قابل تایید صددرصد از سوی هفتصبح نیست:
پیام محبی، دامپزشک: مشکل کلیه در پیروز جدی است و این مشکل درمان ندارد، یا بهتر است بگویم در ایران برای دیالیز در حیوانات امکاناتی نداریم.به نظر میرسد یک مافیایی پشت موضوع نگهداری پیروز قرار گرفته که نمیخواهد این یوز به توران منتقل شود.کجای دنیا یک نفر چهره به چهره با یک یوزپلنگ عکس میگیرد و آن را منتشر میکند؟
گفته شده ماهی صد میلیون تومان برای پیروز هزینه میکنند، این مبلغ کجا و چطور خرج میشود؟ مستنداتی در دست نیست اما بر اساس ظاهر پشمالوی پیروز احتمال اینکه برای جبران کمبود وزن و ظاهرش، هورمون به او تزریق میشده، کم نیست./ خبرآنلاین
همین دیگر. این مداخله در حیاتوحش با سوت و کف و تبلیغات از ریشه اشکال دارد.


