روزنامه هفت صبح، کمال بردبار| معاون وزیر بهداشت اعلام کرد همانطور که افکار عمومی حدس زده بود مسئله مسمومیت دختران محصل در قم کار گروههای تندرویی است که با تحصیل دختران مخالف هستند. معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت گفت: «پس از مسمومیت چندینباره دانشآموزان در مدارس قم، مشخص شد افرادی دوست داشتند که تمامی مدارس، بهخصوص مدارس دخترانه تعطیل شوند.» چیزی که خودمان پیشاپیش حدس زده بودیم.
قبلا دو بار این ماجرا در صفحات اول روزنامه ما نمود پیدا کرده بود. یکبار در مورد دانشآموزان قم و یکبار هم در مورد دختران بروجرد. 25بهمن و دیگری 6 اسفند. یعنی همين روز شنبه. همین که داشتم این متن را تنظیم میکردم خبر آمد که 50 دختر بروجردی دیگر هم دیروز مسموم شدهاند و کارشان به اورژانس کشیده شده است. چند روز قبل یکی از دوستان معتمد پزشک که در قم هم طبابت میکند از خانوادهای گفت که پس از مسمومیت دخترشان دیگر به او اجازه رفتن به مدرسه را ندادهاند و خب دخترک هنوز هم با تبعات این مسمومیت دست به گریبان است.
نمودهای این نوع رادیکالیسم افراطی ایدئولوژیک را قبلا هم مشاهده کردهایم. برای همین حساب کار دستمان بود. مردان و زنان خوشنیتی که مجسمههای شهرداری را در روز روشن میربایند و پروندهشان به شکل مرموزی پیچیده شد و اصلا مشخص نشد چه برنامهای پشت این ماجرا بوده یا حمله وحشیانه به زنان در اصفهان که پروندهاش مختومه اعلام شد.
از همان روز اول مسمومیت دختران برخی مسئولان میگفتند که مسئله خاصی نیست و تلقین است و از اینجور چیزها اما حالا مشخص شده که نگرانیهای مردم خیلی از اطمینانخاطر مسئولان بهتر و کاربردیتر بوده است. ماجرا مسئله عمیقتری است. مسئله اتاقهای فکری است که نمودهای ملایمتر آن را در بحثها و تصمیمهای مرسوم در حوزه زنان در سطح جامعه میبینید و نمودهای غلیظترش همین حمله به مدارس دخترکان و فرزندان این مردم و آسیب رساندن به آنها.
راستش دلمان شکسته است. راستش از این فعالیت این گروهها و مرموز بودن شیوه فعالیتشان و سکوت مراجع امنیتی در پیدا کردن آنها دلمان شکسته است. کاش سایه آدمهای تندرو از این مملکت کوتاه شود. کاش آنها که به دخترکان کوچک دانشآموز هم رحم نمیکنند، طرد شوند. این وظیفه دولت است که به چنین حرکتهایی پاسخ درخور بدهد. یکبار برای همیشه. بدون رودربایستی.
وقتش است که دولت در پس همه سختگیریهای مدنظرش، کمی هم آن روی مترقی خود را اگر وجود دارد، نشان دهد. آقای رئیسی، خانم علمالهدی، خانم خزعلی، آقای گلپایگانی، وقتش است که به ما نشان دهید که دغدغه آموزش و تحصیل و موفقیت دختران این سرزمین به شما نیز تعلق دارد. تا دیر نشده. کمی هم ما را دلگرم کنید. جزو نزدیکان و یاران شما نیستیم اما شهروند این کشور هستیم.


