روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| «سپاهانی دو آتشه که نه، سپاهانی شش آتشه هستم» شهرام معراجپور حرفهایش را اینطور شروع میکند. مردی که اهالی فوتبال او را به «شیر سپاهان» میشناسند. او را میتوان گرداننده تنها نماد عروسکی تیمهای فوتبال در ایران دانست.
در حالی که تیمهای مطرح جهان تقریبا همگی یک نماد عروسکی دارند از عروسک گورخر یوونتوس گرفته تا موش لستر سیتی و خرس قرمز منچستر و دایناسور سبز آرسنال اما در ایران شیر سپاهان تنهاست و 14سال است که با وجود همین تنهایی سرپا مانده و تبدیل به یکی از بامزهترین نمادهای هواداری برای اصفهان شده است. آنچه میخوانید بخشی از گفتوگوی ما و شهرام ۳۴ساله است که فوق دیپلم حسابداری دارد و رنگ خونش زرد زرد است.
اصلا چطور شد که شما و عروسک شیر سپاهان به هم رسیدید؟
خیلی اتفاقی بود. اگر اشتباه نکنم سال ۸۷ دو جفت شیر به عنوان نماد عروسکی باشگاه از چین سفارش داده شد و به ایران آمد. باشگاه هم مراسمی برگزار کرد تا این عروسکها را به عنوان نماد هواداری معرفی کند. با دو نفر هم برای پوشیدن این لباسها هماهنگ شده بود و ما به عنوان هواداران قدیمی و پر و پا قرص باشگاه قرار بود به این مراسم برویم اما اتفاقی افتاده بود که الان یادم نیست و آن آقایی که قرار بود لباس را بپوشد نیامد.
اینطور شد که به ما گفتند شما میتوانید لباس را بپوشید ما هم با خوشحالی قبول کردیم چون عاشق این تیم هستیم و زندگی ما از مدتها قبل به آن گره خورده بود. من و یک نفر دیگر این مسئولیت را قبول کردیم که به مرور بعد از دو سال جفت این شیر حذف شد و من باقی ماندم در واقع یکجورهایی پای این لباس و پای هواداری از سپاهان ماندم و بیشتر لحظههایم با این تیم و هوادارهایش عجین شد.
بابت این کار از باشگاه حقوق میگیرید؟
راستش نه، این کار بیشتر دلی است. من از این لباس و از این نقش انرژی میگیرم و حالم با آن خوب است اما از نظر مالی دریافتی ندارم مثلا به شکل حقوق یا حق الزحمه.
14سال برای انجام این کار بدون درآمد زیاد نیست؟ خرج زندگیتان از کجا تامین میشود؟
راستش برای من همه چیز پول نیست، برای ما ارزش سپاهان بیشتر از اینهاست. از طرفی به هر حال حس خوبی که من از این نقش و لباس میگیرم برایم خیلی مهم است. حس همدلی که از هواداران میگیرم انرژی من را تامین میکند. مثلا وقتی وارد زمین میشوم هواداران خیلی به من لطف میکنند، خیلی تشویقم میکنند، دست میزنند و با من عکس میگیرند و این کارها خیلی خوشحالم میکند. ضمن اینکه وقتی فکر میکنم که یک قدم هرچند کوچک برای باشگاه مورد علاقهام بر میدارم خیلی حس خوبی دارم. هزینههای زندگی من با کارگری در کارخانه گیتیپسند تامین میشود.
شما خیلی فعال به نظر میرسید، هر از چندی هم کارهایی میکنید که خبری میشود. آیا برای این کارها برنامهریزی قبلی وجود دارد؟ یعنی کسی برای شما سناریو تعیین میکند؟
نه اصلا، آزادی عمل خوبی به من داده شده و من با همین آزادی عمل سعی میکنم ایدههایم را اجرا کنم. مثلا دوچرخهسواری که خیلی هواداران از آن خوششان آمد و ویدئوهایش دیده شد یا خوشامدگویی به مربی، بازیکنان یا هواداران تیم حریف که این هم معمولا با استقبال مواجه میشود.
مثلا یکی از بهترین استقبالها را طرفداران و کادر تیم زنیت سن پترزبورگ خیلی از دیدن من خوشحال شدند و تعجب کردند که یک تیم ایرانی عروسک هواداری دارد و این عروسک اینقدر فعال است چون من رفتم با هواداران و کادر تیم عکس گرفتم و خوشامد گفتم و آنها را خنداندم. این عکسها بازتاب زیادی در رسانههای مربوط به این تیم داشت، خیلی دیده شد و این خاطره در ذهنم باقی مانده.
سختیهای این کار چیست؟ هیچ شده که کم بیاورید و بگویید لباس را نمیپوشید؟
سختی که زیاد است اما نه کم نیاوردهام حتی در گرمترین روزها. شاید باور نکنید اما آنقدر داخل لباس گرم است که معمولا در فصلهای گرم که طولانی هم هستند آنقدر عرق میکنم که بعد از بازی تا چندین روز بدن درد دارم و خیلی وقتها هم سرما میخورم اما اینطور نیست که کم بیاورم.
چه خاطره دیگری برایتان خیلی پررنگ است؟
خاطره که خیلی زیاد است، بازیهای مهم و هیجانی هر بار کلی خاطره برایم رقم میزند. خب ۱۴سال واقعا زیاد است و سپاهان هم در این سالها فراز و نشیبهای زیادی را پشت سر گذاشته است. مثلا در دورهای که اسطوره فوتبال اصفهان آقای محرم نوید کیا سرمربی تیم بود واقعا همراه ایشان بودن برای من لذتبخش بود چون هم تیم ایشان را خیلی دوست داشتم و هم شخصیت ایشان واقعا خوب بود. خاطره دیگری که در ذهن هواداران هم باقی مانده روزی است که از روی سکوها زمین خوردم و پایم زخم شد اما لباس را درنیاوردم و با همن لباس به زخمم رسیدگی شد برای همین عکسهای جالبی از این صحنه منتشر شد و رسانهها تیتر زدند که شیر سپاهان مصدوم شد.
خاطره تلخ هم دارید؟
یکی از بزرگترین حسرتهای من و همه هواداران سپاهان بازی فینال جام باشگاههای آسیاست که واقعا برایمان خاطره عجیبی شد. از طرفی بعضی برخوردهای هواداران تیمهای حریف مخصوصا استقلال و پرسپولیس هم واقعا زشت است و باعث دلخوری من میشود. همین اخیرا با یکی از سایتها مصاحبه کردم و کامنتهایی که آنها گذاشته بودند همگی با تمسخر و لحن بدی بود. من را مسخره میکنند در حالی که الان همه تیمهای بزرگ دنیا نماد عروسکی دارند و این نماد خیلی هم برای هوادارانشان محبوب است و به نظر کسی هم مسخره نمیرسد.
نماد تیمهای بزرگ جهان را میشناسید. مثلا نماد آرسنال که اسمش گانِرزاروس رِکس است؟
بله چیزهایی درباره آنها میدانم. درباره همین نماد آرسنال میدانم که حتی وقتی به خاطر شرایط کرونایی و نبود تماشاگر باشگاه اعلام کرد که دیگر از او استفاده نمیکند و بودجهای برای پرداختن به او ندارد خود هواداران جمع شدند و مبلغی برای ادامه فعالیت او پرداختند تا این نماد بامزه تیمشان ضربه نخورد اما این چیزها در ایران جا نیفتاده است.
شما چنین انتظاری از باشگاه و هواداران دارید؟
نه، من اصلا طلبکار نیستم اصلا هم انتظاری ندارم همانطور که گفتم سپاهان برای من ارزش هر کاری را دارد اما مثلا اگر میشد به عنوان کسی که بخش زیادی از عمرش را برای تیم گذاشته و در حد توان خودش تلاش کرده در کارخانه فولاد مبارکه مشغول میشدم خیلی برایم بهتر بود. این فرصت میتواند به نزدیکی بیشتر من به تیم هم کمک کند و زحمتهایم از این طریق جبران شود البته همانطور که گفتم انتظاری نیست صرفا تقاضای مساعدت است.


