روزنامه هفت صبح، نگین باقری| موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی دیروز دومین شکایت خود را در یکسال گذشته ثبت کرد. اینبار این شکایت علیه شهابالدین حائری به خاطر مطلب دو روز پیش او ثبت شده. شکایت قبلی هم مربوط به توئیتی از حسین دهباشی بود که دست آخر منجر به انتشار متن عذرخواهی او در توئیتر شد.
دوازدهم اسفندماه شهابالدین حائری شیرازی در کانال خود خاطرهای از ابراهیم یزدی منتشر کرده بود. خاطرهای که گویا چند سال قبل آن را در کانال تلگرامش میگذارد و با تکذیب مرحوم دعایی مجبور میشود آن را بردارد. حالا یک ماجرا در روزهای اخیر باعث شده که او این خاطره را دوباره یادآوری و تکرار کند. ماجرایی که در آن اینطور ادعا میکند که ایران در آغاز حمله عراق بیتقصیر نبوده.
قبل از اینکه سراغ این خاطره برویم، اول باید جواب بدهیم که حجتالاسلام محمدحسن(شهابالدین) حائری شیرازی که هر از گاهی یادداشتهای پرحاشیهای دارد و توجهها را به سمت خود جلب میکند کیست؟ او فرزند آیتالله حائری شیرازی و داماد احمد توکلی است. شهابالدین ابتدا شهرتش را وامدار پدری بود که در دوره اول و دوم مجلس خبرگان رهبری به نمایندگی از مردم استان فارس به مجلس خبرگان راه یافت.
پس از درگذشت امام آیتالله محیالدین حائری شیرازی به عنوان اولین مخالف شورایی شدن رهبری سخنانی را در این مجلس ایراد کرد که در نهایت به انتخاب آیت الله خامنهای به رهبری منجر شد. آیتالله حائری شیرازی از شاگردان امام بوده و آیتالله اژهای هم تربیت یافته کلاسهای حوزوی خود اوست. بعد از اینکه آیتالله دستغیب به شهادت رسید، حائری شیرازی با حکم امام به عنوان امام جمعه شیراز منصوب شد و چند دهه بعد پسر او، شهابالدین ریاست بر دفتر پدر را به عهده گرفت.
آیتالله حائری از حامیان محمود احمدینژاد بود و اواخر عمر خود از سیدمحمد خاتمی به خاطر برخی اظهارات خود در گذشته، طلب حلالیت کرد اما به نظر میرسد که از نظر فکری پدر و پسر اختلافهای بیشتری داشته باشند. چند سال قبل با انتشار ماجراهای آزاردهنده در یک مدرسه پسرانه در منطقه دو تهران، شایعهای منتشر شد که معلم آزارگر که فامیلی مشابهی داشت، با خانواده حائری نسبت داشته که این موضوع را بیت حائری تکذیب کرد و اعلام کردند که نوههای آیتالله حائری شیرازی در تهران دو دختر ۱۹ و ۸ساله هستند.
حالا به نظر میرسد که حجتالاسلام شهابالدین حائری شیرازی یکبار دیگر هم چوب یادداشتهای خود را خورده. او ابتدا امام جماعت مسجد معروف باقرالعلوم در سعادتآباد بود که به خاطر همین متنهای تلگرامش از امامت این مسجد برکنار شد. این ماجرا مربوط به سال 1398 است چراکه بعدا دوباره به مسجد دعوت شد. او برادری هم به نام شجاعالدین دارد که قبلا دادگاه استان فارس او را در پرونده ای مربوط به اراضی متهم کرده بود. شهابالدین آن زمان این اتهام برادر خود را تایید کرد و گفته بود که پدرشان به او تذکر داده بود و به آن توجهی نشد. مریم اردبیلی همسر شجاعالدین هماکنون مشاور امور بانوان زاکانی در شهرداری تهران است.
حالا خاطره او چه بوده؟ این خاطره در واقع نقل قولی از ابراهیم یزدی است. حائری اینطور میگوید که سال 1371 وقتی ابراهیم یزدی به ایران میآید و به دیدن مرحوم بازرگان میرود از او میپرسد که آیا راهی نبود که از وقوع این جنگ جلوگیری کرد؟ بازرگان اینطور میگوید که 5 ماه قبل از اینکه صدام به ایران حمله کند روزنامه کیهان تیترهای تندی علیه عراق میزد.
بازرگان ادامه میدهد که اوایل اردیبهشت ماه سال 1359 شورای انقلاب از او میخواهند که برای مسئله مهمی جلسه تشکیل دهند، وقتی به جلسه میرود با مرحوم دعائی که آن زمان سفیر ایران در عراق بود مواجه میشود. دعایی گزارشی میخواند و اینطور میگوید که در چند ماه اخیر هرچند روز یکبار او را به وزارت امور خارجه عراق احضار و با ارائه مدارک زیادی به تلاش ایران برای اخلال و ایجاد تفرقه و آشفتگی در عراق اعتراض میکنند.
متن حائری اینطور از قول حجت الاسلام دعایی ادامه مییابد: «هفته گذشته صدام حسین خودش مرا احضار کرد و پس از اعتراض شدید نسبت به دخالتها و تهدیدها گفت: دیگر این وضع برای من و مردم عراق قابل تحمل نیست، .. اگر مایلند خود من [صدام] شخصا به ایران میآیم تا با مذاکره اختلافات را حل کنیم و اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند یک هیات عالیرتبه به ایران میفرستم و یا شما یک هیات برای مذاکره به عراق بفرستید تا اختلافات حل شود چون در صورت ادامه این وضع در عراق بحران بهوجود میآید …..»
شورای انقلاب تصمیم میگیرد که دعائی به همراه مهندس بازرگان و دکتر بهشتی برای تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند. در این دیدار ابتدا دعائی شرح کامل ماجرا و تهدید صدام را بیان میکند. بازرگان و مرحوم بهشتی هم اظهاراتشان را در همین راستا میگویند که در نهایت به نظر میرسد که با نظر متفاوت امام روبهرو میشوند.
در ادامه متن اینطور گفته شده در مسیر بازگشت به شورای انقلاب دعائی در حالی که گریه میکرد میگفت: «به خدا قسم او [صدام] حمله خواهد کرد.» حالا اصلا چه اتفاقی افتاد که حائری خاطره یزدی را در تلگرامش یادآوری کرد؟ او میگوید که اخیرا دوستی را میبیند که او نیز همین خاطره را از زبان مرحوم دعائی شنیده بود و همین باعث میشود که دوباره به یاد این ماجرا بیفتد.
در واکنش به این خاطره، دو اتفاق میافتد.اول سایت جماران یادداشتی منتشر کرد و در کنار حمله به خود حائری نوشت که « مرحوم دعائی در بیش از پنج جلسه طولانی و با سخنرانیهای مفصل به تکذیب این ادعا که دکتر یزدی به اشتباه نقل کرده است پرداخته است.» در مرحله بعد هم روز پیش موسسه تنظیم و نشر آثار امام شکایت خود از این روحانی را ثبت میکند که نسبت به خاطره خود پاسخگو باشد. با این حال تا لحظه نوشتن گزارش حائری شیرازی هنوز خاطره خود را حذف نکرده و دوباره پستی کنایهآمیز خطاب به خانواده امام منتشر کرده است.
داستان بیت و دهباشی
ماجرای قبلی که در آن حسین دهباشی مجبور به پذیرش اشتباه خود شد به نقل خاطرهای مربوط به سید احمد خمینی فرزند بنیانگذار جمهوری اسلامی امام بر میگردد. حسین دهباشی که به پروژههای تاریخ شفاهی خود در دو سری مستند شهرت دارد در صفحه شخصی خود در توئیتر با ضمیمه کردن عکس ورود امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی به ایران به نحوه مرگ افراد حاضر در این عکس پرداخت.
او در این توئیت، به طرح شائبهای بیسابقه درباره علت درگذشت مرحوم سید احمد خمینی فرزند بنیانگذار جمهوری اسلامی پرداخت که این موضوع، واکنشهایی را در فضای مجازی بهدنبال داشت. دهباشی کمی بعد این توئیت را پاک کرد اما این منجر نشد که بیت امام و مؤسسه نشر آثار امام(ره) شکایات جداگانهای تنظیم نکنند. در نهایت برای شکایت موسسه آثار امام قرار منع تعقیب صادر ولی شکایت بیت منجر به اتهام نشر اکاذیب شد که دهباشی را به عذرخواهی از این خانواده واداشت.


