روزنامه هفت صبح| به شکل عجیبی تعطیلات پرخبر و پرحاشیهای بود. عادت کرده بودیم که در سیزده چهارده روز تعطیلات به ذهنمان استراحت بدهیم. اما این عید آن قدر خبر آمد و آن قدر اظهارنظر و انتقاد و بیانیه منتشر شد که هر روزش را میشد یک روزنامه کامل و دقیق منتشر کرد. راستش برای آنکه سرتان را درد نیاوریم بسنده کردیم به مرور مهمترین اتفاقات این تعطیلات. بدون تاکید و بدون مته به خشخاش گذاشتن.
آینهای برای انعکاس یک نوروز پرحاشیه و نفسگیر و جنجالی. وخب خبر مهمتر از همه اینها را در همین لید خیلی کوتاه و مختصر به شما بگوییم و رد بشویم و آن جولان وحشیانه تورم است که بهخصوص در مواد غذایی به شکل خندهداری درآمده است و طبقه متوسط و ضعیف را در منگنه خود قرار داده است. خبر دوم هم شکوفایی بینظیر طبیعت ایران به خصوص در نیمه جنوبی کشور است. مناظر خوزستان و فارس، نقاطی مثل ایذه و دزفول و ممسنی و نورآباد همه تصورات شما از مناظر زیبای طبیعی در اروپا و شرق آسیا را به چالش میکشد.
به هرحال این شما و این 20 حادثه نوروز 02.
یک: برادران لیلا در نمایش غیر مجاز اینترنتیاش، هفته اول نوروز را کلا تحت تاثیر خود قرار داده بود. سومین فیلم سعید روستایی، روایت یک خواهر دلسوز و چهار برادر در بحران بیکاری و یک پدر بیفکر و بیمسئولیت و یک مادر کم فکرتر. قهرمان کنشمند فیلم همان لیلاست و یکی از برادران که احتمالا نماینده نگاه کارگردان است و نقشش را نوید محمدزاده ایفا میکند. دلسوز اما منفعل. فیلمی پر از موقعیتهای مبالغه شده؛ صحنههای زشت، مرافعات بیپایان خانوادگی و تحقیر و تخریب جایگاه پدر و مادر به عنوان بانیان اصلی شرایط بحرانی خانواده. در چنین داستانی این دختر خانواده است که عملگراست، بیرحم است و به فکر آینده و از ریسک و خطر هم نمیترسد و حتی حاضر است به گوش پدر خود نیز سیلی بزند.
فیلم به شکل دلخراشی عاری از هرگونه مهر و شفقت و انسانیت است و همچون ترجمان روح حاکم بر بخشی از جامعه امروز ایران، معتقد به خراب کردن همه پلهای پشت سر است. فیلم در سال 1400 ساخته شده است اما اتمسفر خشن آن به شدت با فضای پاییز و زمستان 1401 همخوان بوده است. وزارت ارشاد در اصلاحاتش خواهان جلوگیری از تخریب جایگاه پدر و مادر بوده است اما اصلا تمام فیلم بر پایه تخریب جایگاه مردانگی پیر و خسته ایرانی است. از قرار مشکلات روستایی با نهادهای امنیتی حل شده است چرا که روستایی در جشنواره مونیخ حضور پیدا کرد و در مورد تاثیر تحریمها بر زندگی مردم و بهخصوص در مسئله دارو همان جملات مرسوم و مشهور این طور موقعیتها را بر زبان راند. و بالاخره فیلم قبلی روستایی یعنی متری شیش و نیم پس از اکران موفق در فرانسه به تازگی در انگلیس اکران شده با نام: قانون تهران.
دو: داستان حقوق معلمین آموزش و پرورش هم از ماجراهای عجیب اول سال بود. وقتی که آن معلم کلاردشتی تصمیم گرفت که در اداره آموزش و پرورش منطقه خود را گل بگیرد در واقع داشت پیام مهمی را به بقیه کشور مخابره میکرد: مگر نه این که بخش اصلی وظایف آموزش و پرورش در حوزه پرداخت حقوق معلمین است؟ چطور در این وظیفه اصلی کوتاهی شده است؟ اما خب داستان این گونه است که برآورد معاونت برنامهریزی وزارت آموزش و پرورش از حقوقهای مبتنی بر رتبه بندی جدید، از سقف بودجه تعیین شده از سوی سازمان برنامه و بودجه بالاتر میزند. میرکاظمی رئیس سازمان برنامه و بودجه از تامین این رقم استنکاف میکند و از آموزش و پرورش و معاونت برنامهریزی آن (که تحت ریاست آقای ستاری فرد است) میخواهد که برآوردهای رتبهبندی را در سقف قانونی بودجه جدید وزارت آموزش و پرورش انجام دهند.
وزارت آموزش و پرورش بالاخره قبول میکند وتصمیم به این گرفته میشود که حقوقها فعلا بر مبنای همان محاسبات قبل از رتبهبندی اعمال شود. اما مشکل اینجا بود که حقوقها همان مبنای قبلی را داشتند اما در اثر یک اشتباه کسورات حقوقها بر مبنای حقوقهای بعد از رتبهبندی و افزایش حقوقها محاسبه شده بودند! یعنی افزایش شدید مالیات بر حقوقهایی که اصلا زیاد نشده بودند! و این به یک بحران بزرگ بدل شد. برخی به سفر وزیر آموزش و پرورش به کربلا در آستانه عید هم در تشدید این بحران اشاره میکنند که خب شاید کمی اتهام غیرمنصفانهای باشد. بههرحال جای پای وزیر آموزش و پرورش بعد از این گلکاری معاون جوانش (صادق ستاری فرد) به نظر سست میرسد. تاببینیم بعدها چه میشود.
سه: موج کشف حجاب بهخصوص از سوی مسافرین نوروزی واکنشهای خشمگینانه شدیدی را در میان روحانیت و برخی از خطبای جمعه برانگیخته بود.آن هم در حالی که مراجع تقلید عموما در این مورد سکوت اختیار کرده بودند. به هرحال بخشی از روحانیت در کنار دادستانهای استانی و همین طور مسئولین ستادهای امر به معروف و نهی از منکر یک جبهه واحد در مقابل مسئله کشف حجاب بنا کردند. مثلا حجتالاسلام اراکی، عضو جامعه مدرسین و مجمع تشخیص مصلحت، نماینده خبرگان و رئیس دانشکده اصول دین گفتهاند:« زن بیحجاب، در بند شهوت دیگران و ارضای آنان است و باید زنان بیحجاب به این امر متوجه باشند. ما اجازه نخواهیم داد تا بیحجابی در جامعه اسلامی رواج پیدا کند؛ چراکه رواج بیحجابی یعنی فساد؛ یعنی کرونای آدمکش و جامعه نابود کن؛ باید با این کرونای جدید مبارزه جدی انجام داد.»
یا محمدهادی رحیمی صادق، مدیر حوزه علمیه استان تهران:« اگر وضع به همین صورت پیش برود، ما دچار چند مشکل بزرگ خواهیم شد، اولاً بیحجابی به همین محدودهای که هست، باقی نخواهد ماند و کیفیت و کمیت آن روز به روز گسترش پیدا خواهد کرد. دوم اینکه صبر مردم متدین ما به پایان خواهد رسید و ممکن است خودشان دست به اقداماتی بزنند، آن وقت جامعه دچار نابسامانی و هرج و مرج خواهد شد؛ بنابراین به هیچ وجه وضعیت موجود قابل پذیرش نیست.»روحانیون چندین شهر دیگر مثلا آبادان و شیراز و کرج و….هم سخنانی مشابه را بیان کردهاند.
در مجلس هم حجتالاسلام جلالی که همیشه خبرهایی از ایدههای مجلس درباره مصوبات محدود کننده در هر زمینهای را جلو جلو اعلام میکند خبر از قانونی برای مجازات بیحجابی در مجلس داد که متخلفین بین 500 هزار تومان تا سه میلیارد تومان جریمه میشوند. که خب با توجه به این که نرخ دیه قتل غیرعمد در حال حاضر 900 میلیون تومان است این ایده آقای جلالی با واکنشهای متعددی روبهرو شد.
به هرحال با موضعگیری مستمر این بخش از اصولگرایان که از سوی یکی دو رسانه و خبرگزاری متنفذ نیز حمایت میشد، وزارت کشور و قوه قضائیه به شکلی مشخص به موضعگیری علیه ماجرای کشف حجاب پرداختند. در این میان صدها و شاید بیش از هزار واحد صنفی پلمب شدند و برخی حوادث مثل ماجرای باغ دولت آباد در یزد و یا کشتی تفریحی در بندر امام، رقص و آواز در بیستون و لبنیاتی هاجرپور در شاندیز مشهد به شکل مضاعفی به ترندهای خبری بدل شدند و نشان از ادامه کشمکش بر سر ماجرای حجاب دارد. مثلا در مورد لبنیاتیهاجرپور، خبرگزاری رکنا گزارش داده است: لبنیاتیهاجرپور مشهد که بعد از فیلم خالی کردن سطل ماست روی سر مادر و دختری پلمب شده بود، فک پلمب شد.
مالک مغازه لبنیاتی هاجرپور در شاندیز درباره پلمب مغازهاش گفت: آن روز مادر و دختری وارد مغازه شدند که یک آقایی وارد شده و بعد از تذکر سطل ماست را روی سر آن زن ریخت که همین مسئله باعث شد یکی از مشتریان با حمله به این فرد او را ازمغازه به بیرون پرت کند. این برخورد باعث شد تا درگیری در خارج مغازه نیز ادامه پیدا کند. درگیری بین زن جوان و آن مرد بود، در حالی که دختر این زن از مادرش میخواست که درگیری را پایان دهد.شب گذشته ساعت ۱۱ شب با حکم قضایی، برای پلمب مغازه آمدند و مرا برای مراجعه به پاسگاه خواستند و حتی فیلمهای دوربین مداربسته را برای روشن شدن ابعاد ماجرا بردند و قرار شد تا دوشنبه نیز برای ارئه توضیحات به دادگاه مراجعه کنیم. اولین فیلم منتشر شده را ما پخش نکردیم.
روابط عمومی دادستانی شهرستان طرقبه اعلام کرد: پس از تظاهر به کشف حجاب توسط دو خانم در ملأعام و برخورد غیرمتعارف یک فرد با این دو خانم، دستورات قضایی لازم در این زمینه صادر و این افراد جلب شدند. اما دبیر ستاد امر به معروف منطقه شاندیز در جملاتی قابل پیش بینی در این مورد اعلام کرد که از شیوه امر به معروف فرد پرت کننده ظرف ماست راضی نیست و مورد تایید قرار ندارد اما به جرم آن دو خانمی هم که کشف حجاب کردهاند باید رسیدگی شود.
در این میان واکنش معاون دادستان یزد به مقصرین درگیری در باغ دولت آباد نشانهای کمیاب از اعتدال و خردمندی در این ماجراها بود. حسین شریعتمداری هم ضمن تاکید بر مواجهه با کشف حجاب، با دستگیری این گروه از خانمها مخالفت کرده است:« زنانی که حجاب ندارند قانون را زیر پا میگذارند؛ میتوان آنها را آگاه کرد.»
این شیوه استدلال حجتالاسلام پناهیان هم جالب توجه بوده است: «حجاب موضوعی است که در دستهبندی علوم، جزء موضوع علم «سلامت روان» قرار میگیرد. ما الان نظام مهندسی داریم. نظام مهندسی میگوید: من به شما اجازه نمیدهم ساختمانی بسازی که روی سر خودت خراب بشود. ممکن است روی همسایه هم اثر بگذارد. حتی اگر روی همسایه هم اثر نگذارد، من به خاطر سلامتی و ایمنی خودت، اصلاً به شما مجوّز نمیدهم. این یک گزاره یا توصیه اخلاقی است یا واقعی؟وقتی میگوییم: «این یک گزاره اخلاقی نیست بلکه واقعی است» یعنی تلقّی عمومی از اخلاق این است که امر غیرواقعی است.
درحالیکه حجاب، یک امرواقعی است. ما نظام مهندسی داریم، نظام پزشکی داریم، نظام روانشناسی داریم. نظام سلامت روانی کجاست؟ البته دین هم راهنمای آن است. با علوم تجربی هم میشود ضرورت حجاب را فهمید. الان برای درک ضرورت حجاب،زیاد هم به دین احتیاجی نیست؛ البته دین هم توصیه کرده است.» در آخرین تحول ارگان رسانهای پلیس باارسال پیامکی به خاطره رهبر انقلاب در مورد دستور امام خمینی مبنی بر بازداشت حملهکنندگان به بیحجابان پرداخته است که نشان میدهد در سطح بالای تصمیمگیری؛ نگرانیهایی در مورد ایجاد دوباره دوقطبیهای خشونت آمیز وجود دارد.
چهار: فتوای آیتالله مکارم شیرازی هم بسیار بازتاب پیدا کرد. ایشان فتوا دادند که در مورد شرایط دختران شاغل به تحصیل در خارج از کشور: با توجه به اینکه اگر دختران مسلمان و متدین دروس عالی را نخوانند تنها افراد بی بند و بار و لا مذهب پستهای مهم را اشغال میکنند، به افراد متدین اجازه داده میشود که حجاب را در خصوص مواردی که ضرورت دارد، رعایت نکنند ولی در غیر موارد، حتما مراعات نمایند.
پنج: سالار عقیلی هم از خبرسازهای عید بود. بازخوانی او از ربنا در اصفهان، جدا از کیفیت و امتیازها و نقایصش، دست اندازی به محدوده حریمی بود که دوستداران محمدرضا شجریان به آن قائل بودند. عقیلی خواننده 46 ساله اهل تهران در کنار چهرههایی مثل همایون شجریان و علیرضا قربانی و پرواز همای وعلیرضا افتخاری از مهمترین چهرههای موسیقی سنتی و ملی ایران محسوب میشود. حالا دوستداران مرحوم شجریان در مقابل عقیلی همان موضعی را دارند که هواداران فردوسیپور نسبت به میثاقی دارند.
عقیلی بعد در اطلاعیهای سعی کرد داستان را کمی تلطیف کند و گفت که ربنای او ربطی به اثر بزرگ محمدرضا شجریان ندارد و قرار نیست جایگزین آن اثر مشهور و محبوب ملی باشد. در بیانیه او آمده: ربنای استاد محمدرضا شجریان تمثیلی از بلندای نام و هنر بیبدلیل این بزرگمرد بی تکرار است که چنان در جان و ذهن مردم این سرزمین نهادینه گشته و آنچنان قدرتمند و در اوج صلابت خوانده شده که به استواری دماوند در تاریخ این مملکت جاودان و دست نیافتنی میماند و….
شش: بهمن بابازاده در توئیتی اعلام کرد که به خاطر چگالی حضور خوانندگان پاپ در جزیره کیش اکثر تهیه کنندهها ورشکست شدهاند چرا که شبی سه و حتی چهار کنسرت در جزیره برگزار میشده و در رقابت با یکدیگر همه آنها شکست خوردهاند. این اقبال خوانندهها به جزیره کیش شاید به خاطر ممنوعیت برگزاری کنسرتهای پاپ در ایام ماه رمضان در بسیاری از شهرهای ایران باشد و حتی توصیههای وزارت ارشاد هم مشکلی را حل نکرده است. بابازاده لیستی هم از پرمخاطبترین خوانندههای پاپ در سال 1401 منتشر کرده که به این قرار هستند: به ترتیب از یک تا ده: امیر تتلو- شادمهر- شروین -ساسی- دنیا- آرش و مسیح- گرشا رضایی- آرمین زارعی- اشوان -مجید رضوی.
هفت: دو سه عکس حاشیهای هم در این تعطیلات جلب نظر کرد.یکی از تله کابین رامسر که بلیت هر نفر برای یک مسیر کمتر از 10 دقیقهای را 272 هزار تومان اعلام کرده بود که رقم عجیبی است و دوم عکسی از پرواز شیراز به تهران که فشردگی صندلیها موجب شده بود تا مسافرین به شکلی بسیار نابهنجار در میان صندلیها فشرده بشوند و بالاخره عکسی از یک رستوران که با قرار دادن یک خودپرداز در کنار دخل خود مستقیما عایدیها را به حساب خود کارت به کارت میکرد و از ماجرای مالیات خودپردازها میگریخت.
هشت: حذف مصوبه مجلس در مورد واردات خودرو دست دوم در مجمع تشخیص مصلحت حیرت کارشناسان حوزه خودرو را برانگیخت و برخی نمایندگان این اتفاق عجیب را در اثر حضور مهندس میرسلیم در مجمع تشخیص مصلحت دانستند که هنوز با شدت و حدت بر حمایت از خودروسازی داخلی تاکید میکند و قصد کوتاه آمدن هم ندارد.
9 : زینب موسوی یا همان امپراطور کوزکو که درگیر پرونده قضایی خود بوده و عنقریب به رفتن به حبس برای گذراندن دوره محکومیت دو ساله خود، تعطیلات بسیار پرخبری را سپری کرد و به ارائه پستهای تصویری طنزآمیز خود ادامه میداد. بهخصوص کنایههایش به اعتراضات فرانسه و مشابه سازی آن با شیوه کنترل بحران در ایران. هرچند دیگر ازآن ژست مشهورش که در یک چادر نماز گل گلی پیچیده میشد و لهجه غلیظ قمیاش دیگر خبری نبود. انتقادات و طنازیهای او (که گاه ظریف و دوپهلو هستند و گاه زمخت و عاری از لطف ) بالاخره با واکنشهای برخی رسانهها روبهرو شد. «رجانیوز» در گزارش جنجالی با عنوان «لزوم برخورد با لُمپنی که تفاوت طنز و توهین را نمیداند»، نسبت به آنچه «ادامه رویکرد وقیحانه زینب موسوی پس از آزادیاش در جریان عفو رهبری» خوانده، خواستار برخورد امنیتی با این طنازو منتقد 33 ساله ساکن شهر قم شد.
10: یکی از بدترین خبرهای تعطیلات توصیفات بازیکنان تیم ملی روسیه از شرایط تهران بود.روسیه در اوایل تعطیلات در تهران مقابل تیم ملی ایران حاضر شده بود. مشکلات اینترنت به لطف دوستان سیاستگذار به نقطه ضعف بزرگ امروز ایران بدل شده. در حد یک ضد تبلیغ هزینه ساز برای کشورمان. این اظهار نظرها در فضای عمومی آن هم از سوی ستارههای ورزشی مطمئنا تبعات اقتصادی نیز خواهد داشت. به هرحال یکی از بازیکنان روسی یعنی نیکلای کوملیچنکو، گفته بود: از نظر زندگی روزمره واقعاً آن را دوست نداشتم. صادقانه بگویم، همه چیز در سطح بسیار پایینی بود.
حتی در ازبکستان سطح راحتی بالاتری وجود داشت اما در تهران، به نوعی در هتل به طور کلی مشکلاتی وجود داشت به ویژه غذا. از اینترنت هم که چیزی نگویم. درست مثل ۱۰ سال پیش روسیه بود که اگر یادتان باشد در بعضی جاها مجبور بودید به جای دیگری بروید تا به اینترنت دسترسی پیدا کنید. در اتاقم در هتل اینترنت نداشتم. مجبور بودم در راهرو بنشینم تا به جایی وصل شوم. دو بازیکن دیگر تیم ملی روسیه هم واکنشهای مشابهی داشتهاند: دنیل پروتسف،هافبک تیم ملی روسیه گفته: واقعاً در ایران مشکلات اینترنت وجود داشت و ارتباط با خانواده سخت بود اما من شخصاً روی فوتبال و آماده شدن برای مسابقه متمرکز بودم.کنستانتین تیوکاوین: تمام مدتی که در ایران گذراندیم به نوعی ناراحت و معذب بودم. هیچ چیز از طریق وای فای محلی لود نمیشد و اینترنت موبایل هم مشکلاتی داشت. در واقع ما سه روز را بدون اینترنت سپری کردیم!
11: این عکس هم واکنش ساز شد. پیادهروی سفیران انگلیس، هلند و دانمارک در خیابان ولیعصر در اولین روز سال جدید. این سه سفیر در جریان شعار نویسی روی دیوارهای سفارت انگلیس هم در کنار هم موضع گرفته بودند.
12: وقتی خبر پخش سری دوم برنامه موفق مهمونی در فضای مجازی پیچید برخی واکنشها بسیار تند بود. سکوت طهماسب در قبال ماجراهای پاییز و زمستان 1401 این بهانه را به دست برخی داده بود که پیشاپیش به طهماسب حمله کنند. در این میان طهماسب به شکل غیر مستقیم گفته بود که در برنامههای خود به داستانهای سال قبل واکنش نشان خواهد داد. اما خب در همان اولین برنامه ماجرا بدتر شد. شوخی او با عبارت گرفتن که میتوانست از منظری نشانه هوشمندی کارگردان و آقای مجری در برخوردی دولبه با حوادث مهم سال قبل باشد دستاویزی شد به حملات تند و بیمهار علیه برنامه ساز محبوب تلویزیونی.
کار آنجا بالا گرفت که گروهی به دفاع از طهماسب برآمدند. مثلا اکبر منتجبی در صفحه شخصی خود نوشت: «علیه ایرج طهماسب در سال جدید دو نقد وارد شد. اول چرا مهمونی را ساختی؟ دوم چرا با بازداشت دخترها به طنز برخورد کردی؟در این میان دوستانی تیغ برکشیده چنان سخن گفتند که گویی میخواهند انتقام تمام ناکامیها را از او بگیرند هر چه خواستند گفتند. خب طهماسب بد اصلا، او روباه مکار و دغل باز؛ آیا شما خودتان شیرشاه بودید؟ شما چه کردید؟ شما چه صراحتی داشتید؟ کدام کنش سیاسی متعلق به شما بود؟ در همان ایامی که او مشغول ساختن برنامه مهمونی بود، شما بیکار و خانهنشین بودید؟ شما تدریس در دانشگاه را تعطیل کردید؟ انتشار روزنامه و مجله را متوقف کردید؟ قلم را زمین گذاشتید؟…»
13: مازیار لرستانی هم که ماجرای تغییر جنسیتش در پی یک رشته عمل جراحی و تبدیل شدنش از شهره به مازیار، از ترندهای خبرساز یکی دو سال اخیر بوده، با حضور در برنامه «طنازِ» کمال تبریزی که از روبیکا پخش شد در مورد مسیر سختی که برای انجام عمل تطبیق جنسیت طی کردحرف زده است. برخی دوستان روایتهایی از درخواستهای مالی سنگین جناب لرستانی برای حضور در برنامههای تلویزیونی و پلتفرمها نقل میکنند و خب احتمالا برنامه طناز از پس این ارقام برآمده است. همکاری کمال تبریزی با روبیکا هم میتواند یک امتیاز جدید برای مسئولین روبیکا باشد که برای عبور پلتفرم روبیکا از جنجالهای رسانهای تلاش مضاعفی را انجام میدهند. به هرحال مازیار لرستانی در این برنامه گفته است:
️من تقریبا در حال طی کردن مسیر بودم و حتی هورمنتراپیام شروع شده بود و ریشهایم هم مقداری درآمده بود اما دادگاه که میرفتم میگفتند باید با حجاب بیایی و من روسری میپوشیدم و همینطور که با ریشهایم بازی میکردم فکر میکردم خدایا این چه پارادوکس عجیبی است. وقتی شما به عنوان یک ترنس به پزشکی قانونی مراجعه میکنید، باید جایتان با یک مشت جانی و دزد و کسانی که پایشان بسته است و از زندان آمدهاند، فرق کند ولی همه در هم بودند.
14: در حالی که اتمسفر اجتماعی به شکل مبالغه آمیزی روی مرگ پیروز توله یوزپلنگ ایرانی متمرکز شده بود در جاده میامی به سبزوار در استان سمنان در یک تصادف، اتومبیلی به یک یوز(با نام ماجراد) برخورد میکند که یوز نامبرده تلف میشود. تلفات وقتی سنگینتر میشود که مشخص میشود یوز کشته شده مادر بوده و حاوی جنینهای سه توله یوزپلنگ. میشد چهره حامیان حقوق حیوانات بهخصوص فعالین عرصه یوزپلنگهای ایرانی را بعد از شنیدن این خبر تصور کرد. در این میان در باغ وحش صفه اصفهان دو خرس نگهبان خود را موقع غذا دادن کشتند که خبر بسیار دلخراشی بود: منصور شیشهفروش، مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان از فوت یکی از نگهبانان باغ وحش صفه اصفهان در اثر حمله خرس خبر داد و گفت:طبق روال نگهبانی در باغ وحش صفه حضور داشته که پیش از این با حیوانات ارتباط داشته است.بر اساس گزارش شهرداری اصفهان این نگهبان ۶۵ ساله در حال دادن غذا به حیوانات بوده که دو قلاده خرس به وی حمله کرده و موجب فوت او میشوند.
15: دو اتفاق ورزشی بسیار بزرگ هم در میانه تعطیلات رخ داد. تیم فوتبال ساحلی ایران با قاطعیت و قدرت و با شکست دادن همه مدعیان اصلی قهرمان فوتبال ساحلی آسیا شد و افتخار بزرگی برای این رشته ورزشی جذاب به ارمغان آورد. در حادثهای دیگر، تیم واترپلوی ایران با غلبه بر مدعیان بزرگ آسیایی از جمله قزاقستان به فینال قهرمانی آسیا راه یافت و در نهایت با شکست نزدیک و با نتیجه 11 بر هشت مقابل چین به نایب قهرمانی آسیا دست یافت.
دیدار ایران مقابل قزاقستان بسیار حساس و نزدیک ازآب درآمد که در نهایت دو تیم در وقتهای اضافه هم از پس هم برنیامدند و با تساوی ده بر ده کار به ضربات پنالتی کشیده شد که ایران بر حریف قدرتمند خود غلبه کرد. در ایام عید تیم ملی با روسیه یک بر یک مساوی کرد و با نتیجه دو بر یک از سد کنیا گذشت. اولونگا باز هم به تیمهای ایرانی گل زد. و بالاخره سردارآزمون هم یک گل فوقالعاده زیبا با لباس بایر لورکوزن به شالکه زد تا به قلعه نویی این پیام را بدهد که برای زوج سازی در کنار طارمی، بر شهریار مغانلو ارجحیت دارد.
16: در کاخ سفید هم بساط سفره هفت سین با حضور بایدن و همسرش برپا بود و رعنا منصور خواننده 36 ساله و ایرانیالاصل زاده آمریکا ورسیون انگلیسی کم جانی از ترانه مشهور برای … را اجرا کرد و خانم صهبا مطلبی هم یک تک نوازی تار را انجام داد. در این میان سوءاستفاده تولیدکنندگان عطری به نام گوگوش از شعار زن زندگی آزادی هم موجب خشم بیاندازهای در افکار عمومی شدند و در نهایت گوگوش بیانیهای منتشر کرد و از این تبلیغ زشت تبری جست.
17: کرونا با وضوح و شدت بیشتری خودرا به دیوار جامعه ایرانی کوبید و در یک سیر منظم و تقریبا یکنواخت بین 20 تا30 نفر از هموطنان ما در این موج جدید روزانه جان باختند. با توجه به فقدان تقریبی هرگونه پیشگیری در میان مسافرین نوروزی انتظار شلنگ و تخته اندازی بیشتری از کرونا در این روزها میرفت اما خوشبختانه این موج در همین حد ماند و تلفات سیر صعودی غیرقابل کنترلی پیدا نکرد. باید منتظر ماند و دید که با اتمام تعطیلات این موج طغیان میکند یا به آرامی فروکش خواهد کرد.
18: دو سه خبر عصبانی کننده هم در عرصه سیاسی منتشر شد. عبدی مدیا گزارشی کار کرد مبتنی بر مرخصیهای طولانی اکبر طبری رئیس دفتر ریاست سابق قوه قضائیه که سلسله محاکماتش از مهمترین اتفاقات سیاسی کشور در دو سال قبل بود:« پیش از ۲۱ دی ماه ۱۴۰۱ که قرار پانصد میلیونی جدیدِ بازپرس دادسرای کارکنان دولت برای اکبر طبری صادر شود او به مرخصی میرفته و در اول بهمن ۱۴۰۱ قراروثیقه را تودیع کرده و بازهم به مرخصی رفته است.
اکنون تنها یک سوال کوچک باقی میماند (البته پاسخ و چراییاش هم بماند به وقتش) آیا بعد از ۱۷ اسفند ۱۴۰۱ دادیار یا مرجع قضایی ناظرزندان، مرخصی او را تمدید کرده و اصطلاحاً «متصل به آزادی» نموده و تنها اعلام کتبی آن به زندان به علل «مشخص» با وقفه همراه است ؟یا اینکه طبری برای چند روز زودتر آزادی غیبت کرده؟» خبر دیگری منتشر شد مبنی بر این که داماد یک وزیر سابق در معاونت بازرگانی یک شرکت بزرگ نفتی مشغول به کار شده و بالاخره یک رشته توئیت افشاگرانه بسیار عصبانی کننده درباره برخی از ساخت و سازها و انتصابات مربوط به موسسه نشر و حفظ آثار امام خمینی که به خاطر تبعات حقوقیاش از نقل آن در میگذریم.
19: در عید مدام به عربستان نزدیک و نزدیکتر میشدیم و مبادله پیامهای آشتی کنان در سطوح مختلف سیاسی برقرار بود و حضور سفرای ایران و عربستان در کشورهای مختلف در ضیافتهای افطاری و در کنارش تنش با آذربایجان به شکلی تصاعدی روبه افزایش بود. ترور یک نماینده مجلس آذربایجان که به عقاید ضد ایرانی مشهور بود آتش ماجرا را دامن زد و تحرکات نظامی آذربایجان در مرز ارمنستان و قره باغ داستان را ملتهب کرده است. در این میان مصر یک دفعه اعلام کرد که گردشگران ایرانی میتوانند بیایند مصر و سیاحت کنند اما نه در قاهره. فعلا اهرام و ابوالهول را با عکسهای اینترنتی ببینید اما اگر پول زیادی دارید میتوانید بروید در شبه جزیره سینا و منطقه توریستی خوش آب و رنگ و لوکس شرمالشیخ و پول خرج کنید و از این جور چیزها. خبر حملات هوایی اسرائیل به وریه هم ماجرای مهمی بوده که در صفحه دو به آن پرداخته میشود.
20: و بالاخره احمد سمیعی گیلانی ادیب و ویراستار و پژوهشگر مشهور در دوم فروردین سال 1402 درگذشت. او به هنگام مرگ 102 ساله بود. شیوه تشییع او با انتقادات گستردهای روبهرو شده است که خب از آن میگذریم.


