روزنامه هفت صبح| حالا که علی فتحاللهزاده بعد از حذف شدن استقلال از لیگ قهرمانان آسیا استعفا داده، بیمناسبت ندیدیم بخشهایی از آن مقاله معروف روزنامه حامی او را بازخوانی کنیم. تیتر آن مقاله که با بزرگترین عکس ممکن از جناب فتحاللهزاده روی جلد این روزنامه رفته بود این بود: «مرد روزهای سخت، خدا قوت» این مقاله را بخوانید و خب قضاوت هم درباره عملکرد فتحاللهزاده با شما:
«كمتر مديري را سراغ و به ياد داريم كه تاب و توان استقامت در شرايط سخت و بحراني را در حوزه مديريت تجربه و توانسته باشد كشتي طوفانزدهاي را به ساحل آرامش برساند و گامهاي موثر و ماندگاري را خلق و در كارنامه باشگاه و خود ثبت كند. عشق و علاقه بيحد و مرز به استقلال باعث شد تا خوب بشنود، ببيند و بياموزد و نيز از تجارب گذشته خود و ديگران بهره بگيرد و براي اعتلاي بيش از پيش نام و تيم استقلال با تمام توان به ميدان بيايد و گام بردارد و اعتبار و آبروي خود را فدا كند.
شنيدن دغدغههاي هواداران، درك درست از ورزش و فوتبال به عنوان يك صنعت و اجراي ايدههاي نوين و پايدار از شايستگيهاي بارز اين مدير لايق بهشمار ميرود كه درك و فهم آن براي برخي افراد ناشنوا، بيسواد و كمخِرد در اين حوزه سخت و غيرقابل فهم است و فقط مرور سوابق و كارنامه عملكردي و همچنين زمان گوياي اين امر خواهد بود.
شيوه مديريت و اقدامات دكتر علي فتحاللهزاده با كولهباري از تجربه در رويارويي با انبوهي از مشكلات مالي، حقوقي و فني باشگاه و حاشيهها و چالشهاي ايجاد شده از سوي برخي رسانهها و اشخاص حقيقي و حقوقي و عليالخصوص تلاش مضاعف در جهت برآورده ساختن انتظارات هواداران تا حد ممكن و در شرايط خاصي كه به ارث رسيده و عملا حركت در جهت تحقق اهداف را سخت و دشوار نموده بر هيچ مدير، متخصص و كارشناسي پوشيده نيست.» درنهایت اینکه واقعا خسته نباشید مرد روزهای سخت!
هیچ کس این فاجعه را گردن نخواهد گرفت
اتفاقی که برای استقلال رخ داد و باعث حذف این تیم از لیگ قهرمانان آسیا شد، احتمالا برای هواداران این تیم حتی از آن حذف ناباورانه به دلیل عدم ارسال به موقع لیست به ایافسی هم دردناکتر است. استقلال فصل گذشته بدون باخت قهرمان لیگبرتر شد و در این فصل هم شانس قهرمانی دارد اما حتی اگر باز هم قهرمان شود، به دلیل نبستن پروندههای مالی خود در موعد مقرر شانسی برای بازگشت به لیگ قهرمانان آسیا نخواهد داشت.
غمانگیزترین بخش ماجرا اینجاست که مدتها بود عالم و آدم میدانستند استقلال باید تا زمانی که حتی حدودش هم مشخص بود مطالبات استراماچونی را پرداخت کند. در واقع نه غافلگیری در کار بود و نه فرصت مدیران باشگاه کم و واقعا با هیچ بهانهای نمیشود این فاجعه و رسوایی را توجیه کرد. اما چند مدیرعامل آمدند و رفتند و هیچ یک برای حل این مشکل کاری نکردند. راستش را بخواهید آنها حق هم داشتند که خیلی آیندهنگر نباشند.
هر مدیری که میآید میخواهد با چند اقدام فوری و پوپولیستی برای خودش محبوبیتی به هم بزند و بعد از مدتی که همه میدانند خیلی طولانی نیست برود! در واقع ممکن است در مقاطعی پول به اندازه کافی برای پرداخت مطالبات استراماچونی موجود بوده باشد اما این موضوع اولویت مدیران نبوده و هیچ کس آنقدر هیچ کاری نکرده که وقت تمام شده و فاجعه رخ داده است. طبعا هیچ کدام از مدیران هم این ماجرا را گردن نخواهند گرفت.
همه آنها به اندازه کافی مشکل و بهانه داشتهاند و فرافکنی را هم به خوبی بلدند. بنابراین هواداران حتی نباید منتظر و امیدوار به پاسخگویی مدیران باشند. خلاصه اینکه این فاجعه هم مثل همه قبلیها بدون هیچ احضار و پاسخگویی تمام و به زودی به فراموشی سپرده خواهد شد. مدیران مقصر هم در آیندهای نزدیک دوباره برای بازگشت به پست مدیرعاملی با هم رقابت خواهند کرد و همه چیز به حالت طبیعی بازخواهد گشت


