روزنامه هفت صبح| یکی از برنامه‌های ویژه موسسه امام موسی صدر، جمع‌آوری تاریخ شفاهی مربوط به اوست. از این پروژه تاکنون پنج مجلد منتشر شده که سومین جلد آن به خاطرات آیت‌الله سیدمرتضی مستجاب الدعواتی معروف به «مستجابی» اختصاص دارد. این کتاب با عنوان «یاران موافق» با تاریخ‌نگاری حمید قزوینی برای نخستین‌بار سال ۱۳۹۵ توسط موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر منتشر شد و در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

آیت‌الله مستجابی اکنون بزرگ خاندان صدر است و در اصفهان سکونت دارد. او به جز نسبت فامیلی با امام موسی صدر از دوستان و نزدیکان او بود و روزها و سال‌های مهمی را با او گذراند و محرم اسرارش بود. یک خاطره از او به دیدار امام موسی صدر با ابوالحسن‌خان صبا اختصاص دارد. امام موسی صدر با تعدادی دیگر از بزرگان موسیقی ایران از جمله زنده‌یاد استاد جلال تاج اصفهانی نیز مراوده داشت.

این خاطره را به نقل از کتاب «یاران موافق» بخوانید: آقا موسی صدر نه تنها درموضوع موسیقی و جوانب فقهی آن شناخت داشت که صاحب نظر بود. وقتی در نجف با بعضی‌ها در موضوع موسیقی بحث می‌کرد، مشخص بود که در این زمینه ورود داره. گاهی پیش می‌اومد که با یکی دو نفر از دوستان که خبره بودند در اصفهان گفت‌وگوی هنری صورت می‌گرفت و به هم جواب می‌دادند… شاید پرداختن به این موضوع مناسب نباشه و بعضی‌ها نپسندند.

ذوقیات این مرد بزرگ خیلی بالاتر از این حرف‌هاست که بتوان گفت اما افرادی هم هستند که درک درستی از مسائل ندارند و ممکنه همین حرف‌ها رو بهانه کرده و سوءاستفاده کنند… یاد دیداری بین ایشون و مرحوم صبا افتادم. یه بار مرحوم ابوالحسن صبا برای آقا موسی پیغام داده بود. شاید هم بیشتر از یک مرتبه که من می‌خوام شما رو ببینم. هنوز آقا موسی لبنان نرفته بود که به من پیغام داد آیا می‌تونی در اصفهان جایی رو تهیه کنی تا ما (ابوالحسن صبا و آقا موسی) چند روزی بیاییم اونجا؟

گفتم: خونه ما که نمی‌شه، یه جایی رو باید براتون تهیه کنیم. تقلا کردم و یه باغی کنار رودخونه زاینده‌رود با وسایل اقامت تهیه شد. بعد این دو نفر رو وعده گرفتم و اومدند و چند روزی اونجا بودند. خب اشخاصی هم که مطابق میل این دو نفر بودند، می‌اومدند و می‌رفتند. بعد از چند روز دوست نداشتند از هم جدا بشند ولی بالاخره چاره‌ای نبود و آقا موسی درس و بحث داشت و مرحوم صبا رو هم از تهران خواسته بودند.

لذا خداحافظی کردند و رفتند. آقا موسی از طریق یکی دو تا از دامادهاشون به ابوالحسن صبا معرفی شده بود و او هم از گوشه و کنار سجایای اخلاقی این مرد (ابوالحسن صبا) رو شنیده بود. زمانش هم فکر کنم بعد از اولین سفر آقا موسی به نجف بود که رفت و برگشت. فکر می‌کنم اون وقت‌ها بود. من گاهی سر می‌زدم.

گرچه همیشه من رو صدا می‌کردند که برم ولی کمتر موفق می‌شدم. چون خودم کار داشتم. اما هر وقت که سر می‌زدم می‌دیدم که مثل دو یار و دوست نزدیک باهم صحبت می‌کردند. همه‌اش هم بحث موسیقی نبود، یا حرف‌های بی‌فایده و وقت گذرانی نبود، بحث انسانیت و کمال بود، به هم درس وفا می‌دادند و از مراتب عشق و عرفان می‌گفتند ….. یادم هست که بیشتر ابوالحسن صبا می‌گفت و آقا موسی گوش می‌کرد و چون از نظر سنی خیلی تفاوت داشتند، آقا موسی احترام خاصی به او می‌گذاشت.

صحبت‌ها در حوزه ادبیات، فرهنگ و تاریخ بود و بیشتر در مراتب انسانیت و شرف و فضیلت و اینها گفت‌وگو می‌کردند. چیزهایی که متاسفانه امروز کم شده. عقیده من اینه که ابوالحسن صبا از نظر اخلاقی به اندازه‌ای بالا بود که هنرش در مقابل اخلاقش چیزی نبود و به قدری این مرد با اخلاق و متواضع و بزرگوار و مهربان و آقا بود که ما برای همیشه از او درس می‌گرفتیم.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.