روزنامه هفت صبح| یک: سه هفته پس از انفجار فیلم برادران لیلا در فضای مجازی و توفانی که در افکار عمومی ایجاد کرد حالا فیلم «قل» دیگر این ماجرا، یعنی هومن سیدی هم در فضای مجازی منتشر شده است. فیلم جنگ جهانی سوم که از قرار برخلاف برادران لیلا مشکل ممیزی بیش از حدی نداشته است و حتی نماینده ایران برای مراسم اسکار بوده است. مشخص نیست که چرا این فیلم هم سر از فضای مجازی و نمایش قاچاق درآورده است. بهخصوص که حرف از اکران قریبالوقوع فیلم هم بود.
با انتشار قاچاق جنگ جهانی سوم حالا سینماهای ایران بعد از تفریق و برادران لیلا از سومین فیلم خبرساز خود محروم شدند. سال پیش جنگ جهانی سوم دو جایزه بخش افقهای جشنواره ونیز (که با بخش اصلی این جشنواره متفاوت است) را بهدست آورد. یکی برای هومن سیدی به عنوان کارگردان و یکی هم برای محسن تنابنده بهعنوان بازیگر. هومن سیدی جزو نسل پرهیاهوی فیلمسازان دهه نود بود. دقیقا همپای سعید روستایی.
فیلم مشهور سیدی یعنی مغزهای کوچک زنگ زده دقیقا متناظر باابد و یک روز و متری شیش و نیم قرار میگیرد. سیدی هم مثل روستایی به شکل دقیقی فیلمهای معاصر جهان را میبیند و از آنها ایده میگیرد و آنها را اجرا میکند. این مسئله را هم در فیلم مغزهای کوچک زنگ زده و هم سریال قورباغه دیده بودیم. ضلع سوم این سینماگران وحید جلیلوند است. این سه نفر بهنوعی پرچمداران جدید سینمای ایران در محافل بینالمللی هستند و فیلمهایشان نوعی واقعگرایی عصبی همراه با واکنشهای آنی به تحولات روز اجتماعی را به همراه دارند.
محمدحسین مهدویان هم در فیلم در محاق افتاده «شیشلیک» نشان داد که بدش نمیآید در این ژانر پرطرفدار این روزها، با این سه نفر دست و پنجه نرم کند اما فعلا که شیشلیک گرفتار ممیزی است و مضاف بر اینکه مهدویان از آن پشتیبانی رسانهای که روستایی و سیدی و جلیلوند برخوردارند، محروم است.
در رقابت سیدی و جلیلوند و روستایی، فعلا روستایی از استقبال بینالمللی بیشتری برخوردار بوده است و در میان تماشاگران ایرانی هم مقبولیت فزونتری دارد. او به نوعی گلدن بوی سینمای ایران محسوب میشود. به هرحال همه این نامها یعنی روستایی و سیدی و جلیلوند و مهدويان، بعید است فیلمهای بزرگ و یا متفاوتی بسازند. حتی اگر فیلمهایشان از زرق و برق و هیاهوی مضاعفی هم برخوردار باشد. به نظرم اگر سینمای ایران در سالهای آینده بتواند فیلم خوبی تولید کند آن فیلم از زیردست مانی حقیقی، آیدا پناهنده، شهرام مکری و نرگس آبیار و حمید نعمتالله بیرون خواهد آمد.
دو: ممنوعیت ورود مهاجرین افغان به باملند (منطقه تجاری و تفریحی در حاشیه دریاچه چیتگر در غرب تهران) اتفاق خوشایندی نیست. سیگنال اشتباه و پر از سوءتفاهمی مخابره و تصویری غیرواقعی از ایرانیان ایجاد میکند. البته در چندبارآخری که به کنار دریاچه چیتگر در باملند رفته بودم آنجا به شکلی افراطی به پاتوق جوانان مهاجر افغانستانی درآمده بود و در جمعیت نسبتا انبوه و در چندین گعده ده تا بیست نفری در حاشیه دریاچه حضور داشتند و اختلاط میکردند.
نمیدانم چرا جوانان مهاجر افغانستانی آن منطقه را برای دورهمی انتخاب کرده بودند اما تعداد این گعدهها آن قدر زیاد بود که کاملا برای هرناظری درآن منطقه جلب توجه میکرد. به هرحال حتی با وجود این مسئله، ممنوعیت حضور آنان در باملند حرکتی اشتباه و غیرانسانی است. امیدواریم این نوع ممنوعیتها برطرف شوند.
سه: خیلی دلمان میخواست روز پنجشنبه هم روی کیوسک ميبودیم اما در آخرین ساعات دیشب متوجه شدیم که به لحاظ فنی امکانپذیر نیست که روزنامه پنجشنبه را تولید کنیم. پس وعده دیدار بعدی ما شنبه هفت صبح روی کیوسکهای روزنامهفروشی.


