روزنامه هفت صبح| چیزی تا پایان فصل باقی نمانده و از همین حالا میتوان ناکامترین چهرههای فصل را معرفی کرد. بازیکنانی که قربانی ضعفهای فنی، تصمیمات اشتباه، مصدومیتها و شاید هم سلیقه خاص مربیانشان شدند.
سجاد شهباززاده
پس از یک فصل ضعیف در سپاهان، از این تیم جدا شد و به استقلال بازگشت. استقلالیها که فصل قبل مشکل گلزنی و نداشتن یک مهاجم فرصتطلب را تجربه کرده بودند، مهاجم گلزن دیگری جذب نکرده بودند و پیدا بود که مدیران، کادر فنی و هواداران برای این فصل روی او حساب باز کرده بودند.
در هفتههای ابتدایی مهاجم فیکس استقلال بود اما آنقدر ضعیف ظاهر شد که به نیمکت منتقل شد و به تدریج حتی به عنوان بازیکن تعویضی هم کمتر به میدان رفت. در هر دو بازی رفت و برگشت مقابل نساجی فرصتهای گلزنی خوبی را از دست داد. به خصوص در بازی برگشت که نتوانست دروازه خالی را باز کند و آن بازی مساوی شد. آن توپ اگر گل میشد استقلال امروز 57 امتیازی بود و با تفاضل گل بهتر در صدر جدول قرار داشت و شانس اول قهرمانی بود.
اما حالا که شانس قهرمانی استقلالیها به شدت کمتر شده، هواداران این تیم بیشتر از قبل یاد آن صحنه میافتند. آنها سجاد را مقصر اصلی قهرمان نشدن تیمشان خواهند دانست. او قرار بود بهترین گلزن استقلال باشد اما حالا 3 هفته تا پایان فصل داریم و او هنوز یک گل هم نزده است. در نظر داشته باشید که در این فصل حسین حسینی هم برای استقلال گلزنی کرده است!
کاوه رضایی
وقتی بعد از یک فصل کابوسوار و پر از مصدومیت و سکونشینی، از تیم اودهورلی بلژیک جدا شد و به ایران برگشت تا در استقلال بازی کند، اصلا فکرش را نمیکرد که فصلی تلختر در انتظارش باشد. به استقلال آمد و تمرین هم کرد و یک تفاهمنامه عجیب هم با این باشگاه امضا کرد اما به دلیل پر بودن لیست استقلال نتوانست در این تیم بازی کند و ترجیح داد به تراکتور برود.
اما در این تیم هم روزهای خوبی را پشت سر نگذاشت. به دلایلی مثل مصدومیت و آماده نبودن، فقط در 6 بازی به میدان رفت و دو گل هم زد اما در فصل نقل و انتقالات تصمیم گرفت قراردادش را به صورت یکطرفه فسخ کند تا به استقلال برگردد. تراکتور تحت عنوان فسخ غیرقانونی یکطرفه از او شکایت کرد و کمیته انضباطی رای به محکومیت او داد!
اما پاکو خمز که از دست او عصبانی بود، دیگر او را نخواست و کاوه رضایی پرونده را به کمیته استیناف ارجاع داد تا بلکه رای تغییر کند و او بتواند در نیمفصل دوم حداقل در چند بازی به میدان برود. اما دیروز رای کمیته استیناف هم صادر شد و کاوه باز هم محکوم شد. به این ترتیب فصل برای او با فقط 6 بازی و 374 دقیقه حضور در میدان به پایان رسید.
ابوالفضل جلالی
در هفتههای ابتدایی فصل مورد اعتماد ساپینتو بود و انتخاب اول او در دفاع چپ استقلال. اما به تدریج جایگاهش را از دست داد و جعفر سلمانی تبدیل به گزینه اول مربی پرتغالی شد. با وجود نیمکتنشینی در استقلال به اردوی تیم ملی دعوت شد و در نهایت تعجب نامش در فهرست نهایی برای جامجهانی قرار گرفت و امید نورافکن که در سپاهان درخشیده بود خط خورد.
جلالی در بازی سوم مقابل آمریکا وقتی تیم ملی عقب بود به زمین رفت و در همان چند دقیقه نمایش خوبی داشت. پیشبینی میشد بعد از جام جهانی دوباره فیکس شود اما دوباره مصدوم شد و وضعیتش در استقلال تغییری نکرد. بعد از بهبود مصدومیت هم همچنان نیمکتنشین بود و حتی در بعضی از بازیها نامش از فهرست بازیها خط میخورد.
تا پایان هفته بیست و هفتم او 533 دقیقه برای استقلال به زمین رفته و نه گلی زده و نه پاس گلی داده! این در حالی است که همپستی او یعنی جعفر سلمانی که کارشناسان معتقدند در سطح پایینتری از او قرار دارد، چند گل و پاس گل را در کارنامهاش ثبت کرده است. بعید است در این 3 هفته باقی مانده شرایط او تغییر کند. جلالی یکی از بدترین فصلهای فوتبالیاش را در لیگ بیست و دوم پشت سر گذاشت.
سیاوش یزدانی
او گل سرسبد ناکامان فوتبال باشگاهی ایران است. در نیمفصل اول بازیکن استقلال بود و در حالی که تازه خدمت سربازیاش را به پایان رسانده بود، چند هفته اول را روی نیمکت نشست و حتی یک دقیقه هم بازی نکرد. در ادامه مصدوم شد و در همان مقطع با انتشار یک استوری جنجالی علیه ساپینتو از سوی او تنبیه و از تمرینات کنار گذاشته شد.
سرانجام بعد از جام جهانی و با مصدومیت رقبای همپستیاش؛ به ترکیب اصلی برگشت اما در دو بازی مقابل تراکتور و سپاهان ضعیف کار کرد، تا جایی که از سوی هواداران به خیانت و کمکاری هم متهم شد. ساپینتو هم او را در لیست مازاد قرار داد و چند روز بعد به سپاهان رفت.
پیشبینی میشد در سپاهان انگیزه زیادی برای جبران ناکامیهایش در استقلال داشته باشد اما نمایش کابوسوارش مقابل پرسپولیس در جامحذفی و دادن دو پنالتی و گرفتن کارت قرمز، کار او را در سپاهان هم خیلی زود تمام کرد. او در 9 بازیآخر سپاهان فقط یک بار آن هم به دلیل محرومیت دانشگر در ترکیب قرار گرفته و در سایر بازیها نیمکتنشین بوده است. جالب است که فصل گذشته فرهاد مجیدی یک انگشت او را بهتر از تمام مدافعان تیم ملی میدانست و به خاطر او به مدافعان تیم ملی توهین کرده بود!


