روزنامه هفت صبح| ابراهیم قاسمپور از سال‌های فوتبال در قطر و مصر و آلمان می‌گوید. ابراهیم قاسمپور در جواني به تیم ملی رسید و درست در اوج شکوفایی، ‌ایران درگیر انقلاب و بعد جنگ شد. از آن پس قاسمپور که اهل آبادان هم بود فوتبال را در کشورهای مختلفی ادامه داد. او شرح این سیاحت و سرگردانی را در مصاحبه با ایسنا گفته که خلاصه‌ای ازآن را اینجا می‌خوانید:

ورود به تیم ملی بسیار سخت بود و معمولا بازیکنان تیم‌های تاج و پرسپولیس به تیم ملی می‌رفتند. من از معدود بازیکنانی بودم که از شهرستان و تیمی غیر از این دو تیم به تیم ملی رفتم. به ندرت بازیکنی عضو غیر از تاج و پرسپولیس به تیم ملی می‌رسید. مثلا یادم است حسین کازرانی از پاس در تیم ملی حضور پیدا کرد. سام میرفخرایی و حسن نایب‌آقا هم همایی بودند که کمتر در ترکیب قرار می‌گرفتند.
انتظارمان این بود که در جام جهانی موفق‌تر عمل کنیم.

در بازی‌های دوستانه مقابل تیم ملی فرانسه دو بر یک شکست خوردیم و با پنالتی ما را شکست دادند. مقابل اف سی بروژ، نایب قهرمان وقت اروپا یک بر یک مساوی کردیم و مقابل مون پلیه هم بازی کردیم. یادم است به شهری به نام کوردوبا که ساحلی بود رفتیم. مربیان ۵، ۶ روز قبل از جام جهانی ما را در ساحل می‌دواندند. این باعث افت بدن می‌شود و خیلی سخت می‌شود اما این مسائل را نمی‌دانستیم. تغذیه، استراحت و تمرینات باید اصولی باشد اما امکاناتی نداشتیم که بدانیم این اشتباه است. آن موقع می‌گفتند روی پله‌ها کلاغ پر بروید که برای زانوها آسیب‌زا بود.

رسیدگی خوبی می‌کردند و وقتی می‌بردیم پول خوبی می‌دادند. به پول آن موقع ۱۰ هزار تومن پول می‌دادند، در حالی که حقوق کارمندان ۱۰۰۰ تومان بود. پاداش خوبی می‌دادند. در آبادان یک خانه بزرگ ویلایی ۸۰ هزار تومان بود اما در یک دوره رقابت شاید ۱۰۰ هزار تومان پول می‌گرفتیم. با این حال من یادم است در کاخ صحبت پاداش و پول شده بود که آقای آتابای خطاب به تیم گفت «پررو شدید؟ کنار آدامس خروس نشان عکس می‌گیرید پر رو شدید؟»

درباره پاداش‌های جام جهانی هم بحث شکل گرفته بود و قول‌هایی داده شد اما به انقلاب خوردیم و یک سری‌ها این پول را بالا کشیدند. یادم است پول که رسید برآورد کردند به هر بازیکن فیکس ۱۸۰ یا ۲۸۰ هزار تومان می‌رسید. انقلاب که شد آقای شاه‌ حسینی آمد. ابتدا همین مبلغ بود اما بعدش گفتند ۱۵۰ هزار تومان، بعدش ۱۲۰ هزار تومان و در نهایت به من ۱۸ هزار تومان پول رسید.

یک روز در شلوغی‌های انقلاب تلفن زنگ خورد و یک فرد عرب زبان پشت تلفن به من گفت «دوست دارید در امارات فوتبال بازی کنید؟» گفتم «پول خوب بدهند می‌روم.» به من گفت «پاسپورتت را بردار و بیا سفارت امارات تا صحبت کنیم.» فردایش رفتم و با سفیر صحبت کردم و متوجه شدم این پیشنهاد جدی است. خودم هم نفهمیدم چگونه شماره ما را پیدا کردند. سفیر گفت «تیم النصر شما را می‌خواهد. به این تیم می‌روی؟» گفتم بله.

من رفتم با مدیر شرکت صحبت کردم و او موافقت کرد. چند روز بعدش به دوبی رفتم. وقتی شهر را از دور نگاه کردم، چند نورافکن بزرگ دیدم که شبیه نورافکن‌های ورزشگاه بودند. پرسیدم آنجا کجاست وگفتند باشگاه الاهلی است.قبل از من حسن نظری و حسن روشن به باشگاه الاهلی رفته بودند. به او گفتم مرا به آنجا ببر و وقتی به ورزشگاه الاهلی رفتیم، دیدم نظری و روشن در حال تمرین هستند. آن‌ها را دیدم و در نهایت بعد از تمرین با هم رفتیم.

سال اول مجبور شدم در راس الخیمه بمانم و برایشان بازی کنم. در نهایت با دعوا توانستم رضایتنامه‌ام را بگیرم و به النصر رفتم. یک سال در این تیم بازی کردم اما در زمانی که می‌توانستیم پول خوبی به دست بیاوریم، جذب بازیکن خارجی در امارات ممنوع شد.
دو سال هم در قطر بودم در این تیم تمام جام‌های این کشور را بردیم. متاسفانه آنجا هم بازیکن خارجی ممنوع شد.

من بعد از ممنوعیت بازیکن در قطر به ایران برگشتم. در قطر دوستی داشتم که با او همه جا می‌رفتم. روزنامه‌ای ورزشی در قطر بود و سردبیر و خبرنگارش مصری بودند. سردبیر این روزنامه دوست ما را دید و تلفن من را از او گرفت. به من زنگ زد و پیشنهاد بازی در لیگ مصر را داد و من قبول کردم. گفتم اگر پول خوب بدهند می‌روم. به دوبی رفتم و توافق کردم که به باشگاه المصری مصر بروم.

یک روز در باشگاه المصری گفتم یک بازیکن می‌آورم که هم غنایی و هم برزیلی است و اگر خوب نبود قرارداد مرا لغو کنید. آن‌ها هم قبول کردند.این طوری عبدالرضا برزگری هم با من به مصر رفت. زمانی که ما در مصر بودیم، این کشور قوی‌ترین دوره خود را سپری می‌کرد. در زمان ما ۵،۶ بازیکنشان رفتند و در اروپا فوتبال بازی کردند. فوتبالشان به مراتب بالاتر از سطح آسیا بود.

در المصری مربی ما پوشکاش بود اما وقتی چک‌هایش پاس نشد از مصر رفت…بعد از پوشکاش یک مربی به اسم اسکار که اهل آرژانتین بود را آوردند. ما یک بازی با الاهلی مصر داشتیم این مربی ترسیده بود و گفت اگر از این‌ تیم سه گل بخوریم خوب است. الاهلی مصر بازیکنان باکیفیتی مثل طارق ابو زید و مصطفی عبودو (بیبو) را داشتند که بازی مقابل آن‌ها سخت بود.

من در پست هافبک وسط بازی می‌کردم اما به سرمربی تیم گفتم بگذار دفاع وسط بازی کنم. مربی می‌گفت قدت کوتاه است و نمی‌توانی بازی کنی. از این حرف ناراحت شدم به او گفتم می‌نویسم و امضا می‌کنم که بازی را نمی‌بازی. اگر باختیم پنجاه درصد از قراردادم را کم کن. یک کاغذ و قلم آورد و نوشتم. از روی دلسوزی این حرف را زدم.

شرط هم گذاشتم که علی مصری را جلوی من بگذارد. او قد بلند بود و خیلی خوب ضربه سر می‌زد. شرط دیگرم این بود که برزگری را هافبک وسط و جلوی من بگذارد. او را راضی کردم و در پایان بازی را یک بر صفر بردیم.گل را که زدیم تماشاگران به زمین ریختند. دعوا شد و برزگری یک مشت به هوادار مصری زد. می‌خواستند در مصر ما را بکشند و شانس آوردیم. بعد از بازی ما را به پادگان ارتش بردند و چند ساعت آنجا ما را نگه داشتند.

از اف سی بروژ بلژیک پیشنهاد داشتم اما به مصر رفتم. وابستگی خانوادگی و ارتباطات ضعیف و نداشتن کسی که کمک فکری به من بکند، در این تصمیم بسیار تاثیرگذار بود و در اروپا بازی نکردم. بین ۸۳ تا ۸۵ میلادی هم من و عبدالرضا برزگری برای تعطیلات به آلمان رفتیم. دوستی داشتیم که در دسته سه آلمان بازی می‌کرد. به من گفت ما مقابل آفریقایی‌ها بازی کردیم و باختیم. شما بیایید و به ما کمک کنید تا با این تیم بازی کنیم و پیروز شویم.

ما هم تمایلی نداشتیم چون برای تعطیلات آمده بودیم. در نهایت قبول کردیم و او ما را به مربی تیم معرفی کرد. مربی تیم به من و برزگری نگاه کرد و فکر کرد فوتبالیست نیستیم. به مربی گفتم مرا باید دفاع وسط بگذارید و برزگری را پست جلوی من بگذار. گفتم این کاری که من می‌گویم را انجام بده و او در هر صورت قبول کرد. در نیمه اول سه، چهار گل زدیم و این مربی بسیار از ما تمجید کرد.

نیمه دوم هم دو، سه گل به آن‌ها زدیم و مربی بعد از بازی گفت همین الان به فرانکفورت بروید. در نهایت به اجبار ما را به باشگاه فرانکفورت برد. من فردایش بلیت داشتم اما برزگری ماند. برزگری دو هفته با آن‌ها تمرین کرد و همه را دریبل می‌زد و خود را به خوبی نشان داد اما دیوانه شد که نماند. او را می‌خواستند. فرصت برای ما بود اما ما خوزستانی‌ها آنچنان فکرمان کار نمی‌کند بسیار بازیکن خوبی بود و خود مهاجرانی هم گفت اشتباه کرد که برزگری را به جام جهانی نبرد.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - ورزشیرا اینجا بخوانید.