روزنامه هفت صبح، مصطفی آرانی| 292 روز مانده تا انتخابات مجلس. ناظران شرایط اجتماعی و سیاسی به سه دلیل تبعات اعتراضات پاییز 1401، شرایط اقتصادی و رفتار شورای نگهبان در انتخابات ریاست جمهوری 1400، دغدغههای جدی در مورد مشارکت مردمی در این انتخابات دارند ولی در طرف سیاسیون، تنور انتخابات روزبهروز در حال داغ شدن است.
اخباری درباره استعفا از مسئولیتها، به حکم قانون، منتشر شده (مثل رئیس شورای شهر قم) که به معنای حضور در انتخابات است و اخباری هم در رسانههای اصولگرا از احتمال حضور رقیب یعنی اصلاحطلبان و اعتدالگرایان منتشر شده که در آخرین مورد جنجالی بین خبرگزاری تسنیم و علی لاریجانی ایجاد کرد.
اخباری که البته شاید بتوان گفت انگیزه اصلی از انتشار آن نگرانی اصولگرایان و شاید حاکمیت از وضعیت مشارکت در انتخابات آینده است و اینکه انتخابات به شکلی یکطرفه و با رقابت میان اصولگرایان در شهرهای بزرگ و نیز رقابتهای محلی در شهرهای کوچک برگزار شود که ممکن است باعث سردی آن و کاهش حضور مردم پای صندوقهای رای شود. حالا فارغ از این مسائل و نیز فارغ از اینکه برخی معتقدند، دوگانه سیاست در ایران دیگر دوگانه اصلاحطلب و اصولگرا نیست؛ نگاهی کنیم به اخباری که در این روزها شنیدیم و بیش از هر چیز ناظر به انتخابات آینده است.
یک: ماجرای لاریجانی و تسنیم خیلی مشهور شد ولی بد نیست اینجا دوباره خلاصه آن را بگوییم. تسنیم خبری منتشر کرد که لاریجانی قرار است در انتخابات لیست سراسری بدهد و با روحانی هم صحبت کرده است. تسنیم گفت که این خبر را با چند نفر از نزدیکان رئیس سابق مجلس هم چک کرده و تاییدیه گرفته است. چند ساعت بعد اما علی لاریجانی با همان ادبیات مرسوم طنازانه و کنایههای تند خود، خبر تسنیم را در راستای «رقابت تصنعی» دانست و گفت با این کارها نمیشود رقابت ایجاد کرد و «ملک را چارهای دیگر نیاز است». واکنشها به این بیانیه متفاوت بود.
منتقدان اصولگرایان استقبال کردند ولی برخی با یادآوری کارنامه لاریجانی به خصوص بعد از مرگ حسین زمان (که میگویند او باعث و بانی ممنوعالصداشدنش در صداوسیما بوده است) گفتند که او نمیتواند گزینه منتقدین وضع موجود باشند. اصولگرایان هم طبیعتا از بیانیه لاریجانی بهخصوص بخش آخر آن یعنی «ملک را چارهای دیگر نیاز است» شاکی بودند و حتی گفتند لاریجانی از فرصت استفاده کرده و یک برندسازی جدید برای خود کرده و حتی مصرانه گفتند که او در انتخابات شرکت میکند.
دو: در مورد روحانی هم باز پای خبرگزاری تسنیم در میان بود. این خبرگزاری یک گزارش منتشر کرد و گفت که دیدارهای روحانی با وزرایش و انتشار اخبار آن ازجمله اینکه گفته بود برجام آماده احیا بود (ولی برخی نگذاشتند) و شاید تاسیس سایت رسمی او اصلا نشانه حضورش در انتخابات باشد. البته بعدا واعظی این مساله را تکذیب کرد ولی حملات دیروز حسین طائب، رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه به روحانی (که گفته بود محاکمه روحانی دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد) نشان داد که اصولگرایان هنوز هم از ظرفیت روحانی در انتخابات هراس دارند. البته خود روحانی هم نشان داده که از این موضوع بدش نمیآید و بلافاصله بعد از سخنان اخیر رحیمپور ازغدی علیه او (که گفته بود اکبری، جاسوس اعدام شده در ستاد روحانی هم بوده، اگر خود روحانی جاسوس نباشد!) از او شکایت کرد.
سه: پیگیری شکایت قالیباف از جهانگیری هم میتواند تفسیری انتخاباتی داشته باشد. به هر حال مشاوران قالیباف میگویند شکایت در سال 1396 مطرح شده و حتی اگر قرار بود تا پایان دولت هم پیگیری نشود، بالاخره نزدیک به دو سال است که از پایان حضور جهانگیری در دولت میگذرد. از آن طرف جهانگیری هم با بیانیههای خود نشان داده که خیلی هم از این موضوع بدش نیامده است. (او گفته بدش نمیآید درباره عملکرد قالیباف حرفهایش را در دادگاه بزند)
چهار: البته در مجلس هم ماجرای شاسیبلندها احتمالا سویه انتخاباتی داشته باشند. فارغ از اینکه فسادی صورت گرفته باشد یا نه؛ افشای آن در سال انتخابات از سوی یک نماینده نزدیک به احمدینژاد به هر حال معنایی سیاسی دارد. کم نیستند افرادی هم که معتقدند این افشاگری در نهایت قرار است قالیباف را تخریب کند و محصول مشترک دولتیها، جبهه پایداری و احمدینژادیهاست. رویکرد روزنامه ایران و خبرگزاری ایرنا و مصاحبه افرادی مثل حسین جلالی هم نشان میدهد که این افراد به شدت از وضعیت موجود استقبال میکنند.
پنج: و البته ماجرای حجاب هم میتواند سویه انتخاباتی داشته باشد. به یاد بیاورید نامه مجتبی توانگر، نماینده نزدیک به قالیباف به جوانان جبهه پایداری را. در آن نامه گفته شده بود که طیفی هستند که در ستاد امر به معروف (صدیقی و هاشمی گلپایگانی) و کمیسیون فرهنگی مجلس (آقاتهرانی) پایگاه دارند و میخواهند با مسئله حجاب، یک کمپین انتخاباتی ایجاد کنند.
احتمالا در پس فکر توانگر این است که این افراد با رادیکال کردن فضا در حوزه حجاب، مشارکت در انتخابات را محدود به افراد بسیار مذهبی میکنند و پس از آن، در میان این افراد نیز خود را مقید به حجاب و رقیب را (یعنی قالیباف و دوستان را) بی توجه به آن نشان میدهند و قصد دارند که یک مجلس یکدست درست کنند.
به هر حال روشن است که وضعیت در میان سیاسیون انتخاباتی است. البته دو عده از این جمع مستثنا هستند. عدالتخواههای اصولگرای سابق مثل وحید اشتری و چپهای اصلاحطلب مثل جبهه مشارکتیها و… که اساسا امیدی به امکان شرکت در انتخابات ندارند. رقابت پس بین راستگراهاست. راستگراهایی مثل لاریجانی و روحانی و جهانگیری که به اقتصادی آزادتر و بهبود وضعیت سیاست خارجی باور دارند و راستگراهایی مثل رئیسی و صدیقی و آقاتهرانی و هاشمی گلپایگانی که به اقتصادی دولتیتر و سیاست خارجی شرقگرا و البته توجهی رادیکال به مسایل فرهنگی باور دارند.
قالیباف سعی دارد در این میانه راه سوم باشد ولی معلوم نیست که بتواند خیلی راحت، بدنه اصولگرایی که حتما در انتخابات شرکت میکند را همراه خود کند. هر چه باشد، او جلوی طرح صیانت در مجلس را گرفت و نگذاشت طرح حجاب در مجلس اجرایی شود و در برابر استیضاح فاطمی امین هم مقاومتی نکرد و از این نظر، توسط دولتیها و جبهه پایداری یک دشمن فرض میشود و البته که جناح رقیب هم هیچ علاقهای به او ندارد.


