روزنامه هفت صبح، نگین باقری| همین روز جمعه یک ویدئو از محمدرضا گلزار در افتتاحیه دیجیلند منتشر شد که خیل عظیم طرفداران او را حلقه زده دور آقای سوپراستار نشان میداد. آن روز همه رسانهها روی طرفداران گلزار متمرکز شده بودند، ولی میشود از آن ماجرا در بازار موبایل ایران یک قدم عقبتر رفت و طور دیگر به آن نگاه کرد. اگر واردات موبایل و به دنبال آن سیستم خدمات پس از فروش آن تحریم است، چطور بازار موبایل هنوز به حیات خود ادامه میدهد؟ آن هم اینقدر سرزنده که بتواند یک جمعیتی را برای افتتاح شعبه شرکت خدمات پس از فروش به سمت خود جذب کند و چنین سر و صدایی راه بیاندازد.
بازار دلگشای ایران
این روزها احتمالا تولیدکنندههای موبایل کرهای از هیچ کدام از بازارهای خود به اندازه ایران راضی نیستند. موبایل را تولید میکنند و از اینجا به بعد دیگر هیچ مسئولیتی ندارند. آن کسی که موبایلها را میخرد، وارد ایران میکند و خدمات پس از فروش ارائه میدهد دیگر هیچ ارتباط و مسئولیتی به این کمپانیها نداشته. یا حداقل در ظاهر به نظر میرسد که هیچ ارتباطی ندارد. اما این میدانگاه بزرگ هزاران میلیارد دلاری چند بازیگر مهم دارد. در این سالها چه بلاهایی بر سر بازیگران قدیمی آمد و حالا بازار روی انگشت چه کسی میچرخد؟
4 زلزله بزرگ در بازار موبایل
در سالهای گذشته ما شاهد یک دگردیسی بزرگ در بازیگران اصلی موبایل بودیم. چهار زلزله مهیب این مهرههای اصلی را یکی یکی تغییر داد. اول با شروع تحریم، کمپانیهای سامسونگ، الجی و شیائومی در و پنجره نمایندگیهای خود را تخته کردند و حداقل در ظاهر اینطور نشان دادند که آنها هیچ فعالیتی در ایران ندارند. هوآوی که پیشاپیش خودش از سوی آمریکا تحریم شده بود و به همین خاطر دیگر تعطیلی دفاتر رسمی خود توفیری در وضعیت شرکت آنها نمیکرد برای همین به فعالیتش در ایران ادامه داد. پس این همه گوشی از کجا میآید؟ واردکنندههای آنها یا در قالب پوششها و اسامی دیگری مسیر کمپانیها را ادامه دادند و یا قاچاقچیان خرد این گوشیها را وارد کشور میکردند؛ اما نه به این سادگی.
ژنرالهای کیش و مات شده
به یاد بیاوریم که اردیبهشت 1397 ترامپ دستور داد که آمریکا از برجام خارج شود. نرخ ارز به سرعت رو به رشد بود و دولت باید فکری به حال محصولات مهم وارداتی میکرد. از مرداد سال 1397 دولت یک بازار ثانویه ارزی درست کرد که قرار شد در حالی که دلار بازار حدودا 8 هزار تومان بود، برخی از کمپانیهای بزرگ واردکننده ارز 4 هزار و 200تومانی از دولت بگیرند و گوشی بیاورند. حالا نکته این بود که گروهی از این فرصت که دولت داده بود سوءاستفاده کردند و با قیمت گرانتری موبایل را فروختند. مثلا آن زمان این ارز دولتی را میگرفتند و گوشی 7 میلیون تومانی را 13 میلیون فروختند.
گروهی دیگر اصلا موبایل وارد نکردند. گروهی که طبق گزارش خبرگزاری فارس در سال 1397، 21 میلیون یورو ارز دولتی از دولت گرفته بودند ولی یا این ارز در بازار آزاد فروخته شده یا احتکار شده بود. مثلا «نودیس پرداز» یکی از همین شرکتها بود که آذری جهرمی مستقیما اسم آن را در توئیت خود آورد اما اسم بقیه هم در جدولهای دیگری اعلام شد. حتی شرکت رئیس انجمن واردکنندگان موبایل که همزمان در کار دام و خوراک دامی هم فعالیت میکرد، جزو همین شرکتهایی بود که تمام یوروهای دولتی را خرج گوشی نکرد.
برای همین 24 نفر از این واردکنندهها بازداشت شدند و بسیاری از آنهایی که در این عرصه یال و کوپالی داشتند از بازی کنار رفتند. چه کسی باقی میماند؟ واردکنندههای مسافری قاچاقی که سر جای خود. حالا شرکتهای قدیمی که قبلا سهمیه ارز کمتری داشتند و در این فرایند توانستند خودشان را به عنوان نماینده برندها معرفی کنند در بازار باقی ماندند. از اینجا آنها تبدیل به واردکنندههای اصلی و مورد اعتماد دولت شدند ولی این چینش هم ثابت نماند.
غولهای پشت پرده
همان کمپانیهای رسمی گوشی که از سال 1397 دیگر دفتری در ایران نداشتند نیروهای روابط عمومی و چند نشانه دیگر از خود به جا گذاشته بودند که نشان میداد هنوز به حیاتشان در ایران ادامه میدهند. «داریا همراه» علنا در وبسایت خود نوشته که 300 کارمند دارد که همه تکنسینهایش زیر نظر سامسونگ آموزش دیدند و چند سال به رتبه اول واردات و خدمات پس از فروش موبایل رسیدهاند.
آنها در سال ۱۴۰۰، ۲ میلیون و ۱۴۳هزار موبایل و تبلت از این برند وارد کشور کردند. حتی در برخی موارد وقتی یک مدل جدید گوشی سامسونگ در سطح جهانی برای اولین بار عرضه میشد این شرکت تا 72 ساعت بعد آن را به ایران هم میرساند. طبق اظهارنظرهای رسمی این شرکت حدود 40درصد سهم حضور سامسونگها در بازارهای اصلی موبایل ایران را در اختیار دارد. حالا این در حالی است که برای مثال سال 2018 وقتی سامسونگ به ورزشکاران حاضر در المپیک یک نوت8 هدیه داد از ایرانیها عذرخواهی کرد و بهانه تحریم را آورد. داریا همراه هنوز هم یکی از بازیگران اصلی این بازار است.
شرکت تجارت ژاو، رایانه همراه یا تسک میران همگی واردکننده محصولات شیائومی در ایران هستند و خودشان را به عنوان نماینده این برند معرفی کردهاند. در کنگره موبایل ایران که دو سال قبل برگزار شد این تسک بود که غرفه شیائومی را اداره میکرد.در مورد ال جی هم این شرکت با مادیران توافق کرد که بعد از خروج الجی از ایران به عنوان نماینده انحصاری این برند شناخته و معرفی شود. حالا جالب اینکه شرکت دیگری به نام مدیاپردازش که خود را به عنوان نمایندگی الجی معرفی کرده، همزمان واردکننده هوآوی هم هست.
رجیستری و ضربه به واردکنندههای خرد
این ضربه را رجیستری وارد کرد که درواقع دولت به دلیل افزایش شفافیت اجرا کرد. وقتی دولت ارز جداگانه به واردات موبایل اختصاص داد باز هم قاچاق گوشی به خصوص برای گوشیهای آیفون رواج داشت. اما با ضربه رجیستری یک اتفاق جدید در این زیرزمین بزرگ اتفاق افتاد. اینجا دیگر خرید و فروش کد ملی و پاسپورت مسافران سفرهای خارجی برای رجیستری باب شد. داریم درباره اواخر سال 1397 حرف میزنیم که برخی از فروشندگان برای بازار شب عید از طریق مسافری گوشیهای زیادی وارد کردند
اما سایت رجیستری دیگر امکان ثبت همه آنها را نداد. این ماجرا علاالدینیها را عصبانی و راهی خیابان کرد چرا که طبق قانون با هر کد ملی فقط یک گوشی ثبت و رجیستر میشد و با این موضوع تعداد زیادی از گوشیها روی دست مغازهداران باد کرد. با این حال واردات قاچاقی راه خودش را پیدا کرد. اینطور که انجمن واردکنندگان گفته شغل جدیدی برای 20 هزار نفر درست شد که اسامی و شماره کارت ملی مسافرانی که از خارج از کشور میآمدند میخریدند تا گوشی را رجیستر کنند. همان افرادی که معمولا در ورودی فرودگاه ایستادهاند و یکی یکی از همه مسافران میپرسند: رجیستری؟
یک گسست عجیب
از سال 1398 ارز دولت برای واردات با یک تغییر بزرگی همراه بود. قرار شد که از این تاریخ گوشی با ارز حاصل صادرات وارد شود. یعنی یک نفر مثلا پسته صادر میکرد و ارزی که بابت صادرات میگرفت در یک سامانه به واردکننده موبایل میفروخت. قرار بود که این ارز بر اساس سابقه فعالیت آن شرکت تخصیص پیدا کند. اتفاق جالبی که آن زمان رخ داد این بود که بازیگران قبلی کنار زده شده بودند و آنهایی که قبلا در ته لیست واردات موبایل بودند قدرت گرفتند. طوری که اقتصادآنلاین سال 1400 گزارش داد که شرکتی که در سال ۹۸ از منظر ارزش دلاری واردات رتبه ۴۱ را در میان شرکتهای واردکننده به خود اختصاص داده بود، به یکباره به رتبه نهم در سال ۹۹ و رتبه دوم در سال ۱۴۰۰ به لحاظ ارزش دلاری واردات تبدیل شد.
از آن لیست اغلب اسامی به صورت مولتی برند گوشی وارد میکنند و اینطور نیست که فقط برند معرف یک کمپانی باشند. جالب اینکه حتی برخی از آنها بعد از قدرتی که از بازار موبایل گرفتند وارد بازار محصولات آرایشی هم شده بودند. ضمن اینکه گزارش اقتصاد آنلاین نشان میداد با اینکه سال 1400 زمان نوشتن این گزارش، دولت واردات گوشی بالای 600 دلار را ممنوع کرده بود عملا بعضی از این شرکتهای نورچشمی با تغییراتی در سایت همان گوشیهای بالای 600 دلار را هم وارد کرده بودند.یک اتفاق جالب دیگر این بود که صادرکنندهها حالا دیگر خودشان مدعی واردات موبایل هم شده بودند. از آنجایی که واردکنندهها باید با ارز حاصل صادرات موبایل به ایران میآوردند، بسیاری از صادرکنندگان اجناس متفاوت خودشان به واردکننده موبایل هم تبدیل شدند.
پسته فروش گوشی بیاور
از اول سال 1401 دستور آمد که صادرکنندگان خشکبار باید ارز خرید گوشی را تامین کنند. مقرر شده بود که ارز صادرات خشکبار با واردات گوشی بالای ۳۰۰ دلار تهاتر شود که این طرح را میشد با انواع مدلهای برند آیفون و سریهای N، S و Z سامسونگ طاق زد. همچنان موبایلهای بالای ۶۰۰ دلار با ارز حاصل از صادرات خود و بقیه موبایلها با ارز تالار دوم مرکز مبادله وارد میشود. اما بازرگانان میگویند از 15 اسفند اصلا ارزی به آنها داده نشده و هرچه داخل بازار است، چمدانی و قاچاقی به اینجا رسیده.
امروز بازیگر اصلی موبایل کیست؟
حالا تقریبا میشود گفت که برندهای معروف کرهای موبایل تازه به وضعیتی که آیفون از همان ابتدا داشت رسیدهاند. از ابتدا آیفون نه دفتری در ایران داشت (به جز مدتی کوتاه) و نه ادعا میکرد که به صورت رسمی وارد کشور میشود. همین امروز رجیستری آیفون ۱۴ ممنوع است و بازیگران موبایل را به سمت دست دومهای اماراتی سوق داده تا آیفون سیزده کشورهای دیگر را جمع کنند به قیمت گزاف بفروشند. در مورد گوشیهای دیگر هم چنین روزگاری میگذرد. برندهای جدید سریع وارد کشور میشوند، مردم هم میخرند و حتی بابت ضمانت هزینهای هم به برخی از مدعیان نمایندگی مستقیم میپردازند بدون اینکه بدانند دقیقا چه کسی دارد بازار را به صورت رسمی میچرخاند.


