روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| «بیشتر از ۶۰درصد فعالیت‌های اقتصادی در ایران به نحوی اجتناب یا فرار مالیاتی دارند»، «۴۰درصد از فعالیت‌های اقتصادی تحت معافیت مالیاتی هستند.»، «۲۱درصد از فعالیت‌های اقتصادی خارج از مبادی رسمی و غیرقابل رهگیری هستند.»، «ایران سالانه بین ۱۲ تا ۱۲۰ میلیارد دلار از اجتناب، فرار و معافیت مالیاتی ضرر می‌کند»؛

اینها فقط بخش‌هایی از گزارش مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام است که به حدود 10سال پیش تعلق دارد و وضعیتی را تشریح می‌کند که تا اواسط دولت دوم روحانی هم برقرار بود اما حدود چهار سال پیش دولت تصمیم گرفت تا جای ممکن بزند زیر این بازی چراکه فشار تحریم‌ها و رسیدن فروش نفت به روزی ۲۰۰-۳۰۰ هزار بشکه چنان کسری بودجه‌ای را برای دولت رقم زد که راه دیگری باقی نمی‌ماند.

البته پایه‌گذاری سختگیری مالیاتی در سال ۹۴ گذاشته شد وقتی فرار مالیاتی جرم انگاری شد و فرار مالیاتی علاوه بر جبران، با جریمه‌های سنگین مواجه شد. حالا شما اگر کارمندی باشید که قبل از دریافت حقوقتان مالیاتش کسر شده و هرچیزی که می‌خرید مالیاتش را همان لحظه باید بپردازید احتمالا از سختگیری که چهار سال است شروع شده حمایت می‌کنید و خوشحال می‌شوید اما در سوی دیگر ماجرا کسبه و فعالان اقتصادی هستند که به چندین دلیل مختلف احساس فشار بسیار بیشتری می‌کنند.

‌اول از همه ماجرا به همان عادت مالیات ندادن و راه‌های ساده پیچاندن مالیات‌چی‌ها برمی‌گردد که همان آمارهای اول گزارش را رقم زده بود. به گواه بسیاری از کسبه و فعالان اقتصادی در جمع‌هایی که تعارف ندارند و می‌خواهند منصف باشند، تا همین چهار پنج سال پیش می‌توانستی درآمدت را 10درصد درآمد واقعی جا بزنی و آب از آب تکان نخورد.

اما حالا اصلا از این خبرها نیست و ماموران مالیاتی برای دریافت حداکثر مالیات چنان مو را از ماست بیرون می‌کشند که خیلی از کاسب‌ها، تجار و تولیدکننده‌ها ترجیح می‌دهند واقعیت‌های فعالیتشان را گزارش کنند چون اگر کوچکترین مغایرتی وجود داشته باشد باید جریمه‌های سنگین بپردازند و تشخیص اینکه واقعیت درآمدشان چقدر بوده به عهده مامور مالیات خواهد بود.

برای اینکه میزان سختگیری‌های جدید را بفهمید فقط همین یک قلم را بدانید که به گفته یک منبع آگاه، سازمان امور مالیاتی از یکی از پلتفرم‌های تاکسی اینترنتی خواسته ریز تراکنش تک‌تک راننده‌ها را هم در گزارش‌های حسابرسی‌اش بیاورد. یا به همین منظور بد نیست توئیت یکی از فعالان اقتصادی را هم بخوانید که گفته:

«حواستان باشد که برای تنظیم سندهای مالیاتی از متخصص کمک بگیرید، تمام ریز حساب‌ها را نگه دارید، تمام اسناد مالی را نگه دارید. از هیچ فاکتور و رسیدی نگذرید که اگر بگذرید مامور مالیات نمی‌گذرد و حسابتان با کرام‌الکاتبین است.» همین مو را از ماست بیرون کشیدن‌ها بخشی از دلیل تحقق بیشتر از صددرصدی درآمدهای مالیاتی دولت طی سال‌های گذشته بوده تا جایی که در سال ۱۴۰۰ درآمدهای مالیاتی ۱۰۲درصد و در سال ۱۴۰۱ درآمدهای مالیاتی ۱۰۳درصد محقق شده است یعنی بیشتر از پیش‌بینی دولت.

البته سختگیری مالیاتی فقط مربوط به مو را از ماست بیرون کشیدن نمی‌شود بلکه وقتی به لایحه بودجه چهار سال اخیر کشور نگاه می‌کنیم می‌بینیم دائما معافیت‌های مالیاتی کم شده‌اند، سقف‌ها پایین آمده‌اند و… تا جایی که براساس لایحه بودجه سال ۱۴۰۲، دولت منابع حاصل از مالیات را به بیش از ۸۳۸ هزار میلیارد تومان افزایش داده که نسبت به بودجه سال گذشته بیش از ۵۹درصد افزایش نشان
می‌دهد.

تا اینجای کار همه چیز «اصلاح یک رویه غلط» به نظر می‌رسد، یک‌جور جراحی اقتصادی که درد دارد اما در نهایت به نفع همه خواهد بود همانطور که بسیاری از کشورها اساسا کل مملکتشان را با پول مالیات می‌چرخانند اما وقتی در طرف مقابل ماجرا بنشینی و با دقت به حرف‌های فعالان اقتصادی گوش کنی می‌بینی که آنها غیر از سختگیری و برداشتن معافیت‌ها دلایل دیگری هم برای نارضایتی دارند. نه فقط آنها که حتی بسیاری از کارشناسان اقتصادی که قاعدتا باید مدافع وضع مالیات‌های سنگین و سختگیری باشند هم می‌گویند که شرایط اقتصادی ایران با داشتن دو فاکتور «تورم» و «رکود» بدترین وضعیت را برای سختگیری مالیاتی دارد. چطور؟

به این شکل که مثلا شما به عنوان یک فعال اقتصادی سال گذشته ۵۰۰میلیون تومان سود می‌کنی در حالی که با تورمی که اتفاق افتاده ارزش این ۵۰۰ میلیون به نزدیک ۲۵۰میلیون رسیده اما شما باید مالیات سود ۵۰۰ میلیونی را بپردازی. یعنی دولت در چنین شرایطی یک بار وقتی دست به خلق پول می‌زند و اصطلاحا برای جبران کسری بودجه‌اش پول چاپ می‌کند دستش را در جیب شما کرده و ارزش درآمدتان را کم می‌کند یک‌بار هم وقتی از این پولی که حالا ارزشش کم شده مالیات می‌گیرد همین کار را تکرار می‌کند. در واقع کارشناسان می‌گویند خلق تورم خود به خود نوعی سیستم درآمدزایی از جیب مردم است و دولت در چنین شرایطی نباید دست به مالیات‌گیری سنگین بزند یعنی از هر دو طرف فعالان اقتصادی را تحت فشار قرار بدهد.

حالا تصور کنید که تورم در یک کشور «رکودی» هم باشد یعنی نه تنها ارزش درآمدها پایین می‌آید بلکه کل معاملات هم نسبت به گذشته کمتر شده، طبیعتا در چنین شرایطی تیغ مالیات فعالان اقتصادی را بیشتر می‌برد.یکی دیگر از موضوعاتی که حالا فعالان اقتصادی و کارشناسان با بیشتر شدن سختگیری‌ها به آن اشاره می‌کنند این است که دولت در ازای دریافت این مالیات سنگین (۲۰تا ۲۵ درصد که نسبت به بسیاری از کشورها مالیات سنگینی است) چه خدماتی به کسب‌وکارها ارائه می‌کند؟

یکی از همین افراد در توئیتر نوشته: «برای کسب‌وکار تازه راه افتاده من برای سال گذشته ۱۱۰میلیون تومان مالیات وضع کرده‌اند، پرداخت می‌کنم اما می‌خواهم از دولت بپرسم در ازای این مالیات سنگین به من چه خدماتی می‌دهد؟ کدام دریافت مجوز را تسهیل کرده؟ کی به من وام با بهره خوب داده؟»

دکتر محمد فاضلی، یکی از جامعه‌شناسان برجسته حوزه توسعه هم در توئیتی به همین موضوع اشاره کرده است: «شما فهرستی از مسئولیت‌های دولت در قبال مالیات اخذ شده بنویسید و شرح دهید کدام را چقدر انجام داده است. گزارشی هم دولت از صرف منابع مالیات برای مصارف مختلف ارائه کند. نشان دهید افزایش مالیات‌ها به افزایش خدمات مؤثر دولت و افزایش پاسخگویی در برابر ملت منجر می‌شود.»
حجم فشاری که همه این ماجراها روی فعالان اقتصادی وارد می‌کند در روزهای اخیر به بهانه یک بیلبورد شهری هم بیشتر دیده شده، بیلبوردی که روی آن نوشته شده: «مالیات یعنی عمران و آبادانی».

یکی از تندترین واکنش‌ها را بین فعالان شناخته شده، به این بیلبورد، مهدی بستانچی نشان داده و نوشته: «شایسته است که برای پرکردن بیلبوردهای شهری هر جفنگی را ننویسید. در سالی که در لایحه بودجه آن کسری قطعی وجود دارد ،حرف از اخذ مالیات برای عمران و آبادانی، نمک به زخم تولیدکنندگانِ صنایع کوچک و متوسط و نوید فشار مضاعف به آنان برای جبران کسری بودجه در سال پیش‌رو است.»

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اقتصادیرا اینجا بخوانید.