روزنامه هفت صبح| مسجد نور در میدان فاطمی، چند ده متری درب اصلی وزارت کشور قرار گرفته و به قول معروف، مخصوص مراسمهای ترحیم مربوط به سیاستمداران است. شامگاه شنبه هم در این مسجد مراسم ترحیم مادر اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی، رئیسجمهور سابق برگزار شد و جمع کثیری از چهرههای مشهور، اغلب از سیاسیها ولی حتی برخی چهرههای ورزشی مثل حمید استیلی در این مراسم حضور پیدا کردند.
از مسجد نور چه میدانیم؟
کار ساخت مسجد نور از سال ۶۳ شروع شده و تا سال ۷۵ طول کشیده است. آنطور که سایت مجله مهر در سال 1394 نوشته، آیتالله مجتهد شبستری تولیت این مسجد را بر عهده دارند. در آن زمان گفته شده «هزینه هر مراسم ختم در این مسجد ۹۰۰ هزار تومان برای خانواده متوفی آب میخورد و مسجد هم در مقابل امکاناتی مانند آب در لیوانهای یک مصرف، جزء قرآن و گلاب به حاضرین در مراسم خود اختصاص میدهد. وظیفه هماهنگ کردن با سخنران، قاری و مداح هم با مسجد است.» این ارقام حتما تغییر پیدا کرده ولی باز هم این مسجد، منصف است و نسبت به شهرت آن، برگزاری مراسم ترحیم در آن خیلی گران نیست.
دو نوری در مسجد نور
و اما این قاب، از راست، عبدالله نوری 73 ساله، ناطق نوری 78 ساله و حسن روحانی 74 ساله. هر یک از یک گوشه این مملکت. اولی اهل اصفهان و دومی از نور مازندران و سومی اهل سرخه سمنان. در سیاست هم سرنوشت آنها با هم متفاوت بوده است. عبدالله نوری دو دور نماینده مجلس بوده و دو بار وزیر کشور و تقریبا در کل دهه شصت، نماینده امام در جهاد سازندگی ولی تقریبا از 78 به یکی از نمادهای اصلاح طلب رادیکال تبدیل شد و حتی به خاطر روزنامه خود یعنی خرداد به 5 سال زندان محکوم شد که البته به خاطر فوت برادرش، آن را به طور کامل نگذراند ولی بعد از آزادی، تقریبا به طور کامل منزوی شد.
علیاکبر ناطق نوری اما نماینده پنج دوره مجلس بود و دو دوره هم رئیس مجلس و البته مثل عبدالله نوری یک دوره وزیر کشور و تقریبا از ابتدای دوره رهبری آیتالله خامنهای تا سال 1396 رئیس دفتر بازرسی ایشان بود. ناطق نوری هم در سیاست بعد از احمدینژاد و آن مناظره جنجالی خرداد 88 به حاشیه رفت ولی خب سرنوشتش مثل عبدالله نوری نبود. درباره حسن روحانی زیاد حرف نزنیم. او به هر حال رئیسجمهور سابق بوده و در خاطرمان هست که 16 سال هم دبیر شورایعالی امنیت ملی بوده و شاید از هر دوی آنها، بیشتر در داستان این روزهای سیاست شریک است.
یک اشتراک بین عبدالله و علی اکبر
اما جالب است بدانید که هر دوی آنها یعنی عبدالله نوری و علی اکبر ناطق نوری، زمانی نامزد یک پست مهم بودند. یعنی ریاست دفتر رهبری. ناطق نوری خود در کتاب خاطراتش نوشته:
از ابتدا بحث بود که رئیس دفتر ایشان که باشد؟ عدهای به طور طبیعی میگفتند: احتمالا آقای ناطق نوری است که مورد اعتماد ایشان است و کار اجرایی هم کرده است. ارتباطش با علما و آخوندها زیاد است و روابط عمومیاش هم خوب است.بعضیها هم میگفتند: ناطق نوری مردم را خوب میشناسد و میداند مجلس یعنی چه؟ قوه قضائیه و دولت یعنی چه؟ بعضی هم میگفتند ناطق نوری منتسب به جناح خاصی است، در این صورت دفتر آقا جناحی میشود. بعضی هم از جناح مقابل، آقای عبدالله نوری را پیشنهاد میدادند.
مرحوم حاج احمدآقای خمینی جمع بین هر دو کرد. خدا رحمتش کند آمد پیش آقا و گفت: پیشنهاد من این است که شما آقای ناطق نوری و آقای عبدالله نوری را بیاورید. هر دو هم نوری هستند. منتهی یکی نور اصفهان و دیگری نور مازندران که از دو جناح موجود میباشند و کسی هم دیگر حرفی نمیزند.
یک روزی که من خدمت آقا بودم فرمودند: دیگر چه کسانی به ذهن شما برای مسئولیت دفتر میرسد؟ من اینجا فهمیدم که ایشان بنده و یا عبدالله نوری را به اعتبار همان جناحی بودن به مصلحت نمیداند. چون ایشان وقتی رهبر شدند به مزاج عدهای سازگار نبود و انقلتها را شروع کردند.
رادیوهای بیگانه هم خیلی جوسازی میکردند و در داخل هم بعضی دامن میزدند و اگر رئیس دفتر ایشان هم فردی جناحی مثل من میشد جوسازیها افزایش مییافت.آقا قبلا در عقیدتی سیاسی نیروی هوایی ارتش با ایشان مرتبط بودند و ایشان را خوب میشناختند و در عمده سفرهایی که آقا داشتند آقای محمدی گلپایگانی همراه ایشان بودند.
از روحیات و خلقیات ایشان، آشنایی و آگاهی کامل داشتند. اما دلیل اصلی که باعث شد آقا ایشان را به بقیه کاندیداها ترجیح دهند این است که هیچکس نمیتواند ایشان را به جناح خاصی نسبت دهد.امروز بعد از ۱۵سال کسی نمیتواند بگوید آقای گلپایگانی مثلا چپی است یا راستی؟ اصلا نمیشود ایشان را جناحی دانست.
بنابراین با توجه به انتظاراتی که از دفتر دارند و مباحثی که در دفتر وجود دارد کسی نمیتواند ادعا کند که دفتر خطی برخورد کرده است.شیوه انتخاب ایشان در آن مقطع و شاید برای همیشه جزو بهترین شیوههاست لذا ایشان را به عنوان رئیس دفتر انتخاب کردند و ایشان هم به تدریج با کار آشنا شدند.


