روزنامه هفت صبح| سه‌شنبه، 27 ژوئن، یا 6 تیر، ساعت 7:55 دقیقه صبح به وقت فرانسه، یک جوان 17 ساله فرانسوی با اصلیت الجزایری و مراکشی، در نانتر، منطقه‌ای در حومه شمال غربی پاریس، در هفت کیلومتری مرکز این شهر با یک خودروی مرسدس بنز کلاس A با پلاکی لهستانی مشغول تردد بود. دو نفر دیگر نیز در این خودرو حضور داشتند. این خودرو در آن ساعت وارد خط ویژه اتوبوس شد و با سرعت به حرکت خود ادامه داد.

ماموران به این خودرو، بعد از آن كه پشت یک چراغ قرمز ایستاد هشدار دادند و از او خواستند که متوقف شود اما خودرو به حرکت خود ادامه داد، از چراغ قرمز عبور کرد و با ارتکاب تخلفات رانندگی متعدد، جان یک عابر پیاده و یک دوچرخه‌سوار را تهدید کرد.بعد از مدتی خودرو در ترافیک، به نوعی مجبور به توقف شد. ماموران پلیس از موتورسیکلت پیاده شدند و اسلحه خود را به سمت راننده گرفتند و به وی دستور دادند موتور اتومبیل را خاموش کند.

با این حال راننده باز هم تلاش کرد که از دست پلیس فرار کند و در اینجا بود که یکی از افسران پلیس به سمت راننده شلیک کرد.با این حال راننده به مسیر خود ادامه داد تا اینکه در ساعت 8:19 صبح با مبلمان خیابان (نیمکت و …) برخورد کرد. سرنشین عقب هنگام خروج از خودرو دستگیر شد. سرنشین جلو سمت راست، فرار کرد. افسر پلیسی که شلیک کرد به راننده کمک‌های اولیه رساند اما مرگ راننده در ساعت 9:15 صبح اعلام شد.

این البته روایت پلیس است به علاوه اینکه طبق این گزارش، پلیس هنگامی دست به اسلحه برده که راننده قصد داشته او را زیر بگیرد.به نوعی پلیس ادعا کرد که این جوان قصد داشته پلیس را زیر بگیرد اما یک ویدئوی منتشرشده در توئیتر به طول 50 ثانیه این روایت را زیر سوال برد چرا که نشان داد که نیروهای پلیس در سمت راست خودرو بودند و وقتی ماشین در حال حرکت و دور شدن از آنان بود، آن‌ها از فاصله نزدیک به این جوان شلیک کردند.

ضمنا یکی از سرنشینان خودرو که بازداشت شده گفته بر اثر ضرباتی که در جریان این تعقیب و گریز به ناهل وارد آمد، این جوان پدال ترمز را رها کرد و با توجه به اتوماتیک بودن خودرو، این خودرو خود به جلو حرکت کرد ولی پلیس می‌گوید که راننده خودروی خاموش را دوباره روشن کرد. پس از آن مادر ناهل در تیک‌تاک خواستار شورش یا انقلابی برای پسرش شد. همان روز ساکنان ناتر، مقابل مقر پلیس تجمع کردند که این تجمع به یک خشونت وسیع تبدیل شد. نقطه اوج این تجمعات روزهای پنجشنبه و جمعه 29 و 30 ژوئن بود. فقط در این دو روز حدود 3400 خودرو در فرانسه به آتش کشیده شد و بیش از دو هزار نفر بازداشت شدند.

مجموع بازداشتی‌ها بیش از 3300 نفر، زخمی‌ها در میان نیروهای اجرای قانون 722 نفر، ساختمان‌های آسیب دیده بیش از هزار نفر و خودروهای سوخته، 5662 نفر است. در مجموع یک نفر از تظاهرکنندگان با گلوله در منطقه مارسی کشته شد و یک آتش‌نشان هم در جریان اطفای حریق یک پارکینگ که خودروهای آن به آتش کشیده شده بودند، کشته شده است.

این شورش‌ها که برای کارشناسان و حتی دنبال‌کنندگان حرفه‌ای اخبار، یادآور شورش‌های سال 2005 در همین کشور بود این سوال را به وجود آورده که چرا در اروپا، این فرانسه است که با این بحران‌ها، مخصوصا از طرف حاشیه‌نشین‌ها و مهاجران روبه‌رو است؟ چرا این رویدادها در آلمان یا انگلستان رخ نمی‌دهد؟ با توجه به نظرات کارشناسان، می‌توان چند پاسخ به این موضوع داد که در قالب یادداشت‌های کوتاهی خواهید خواند.

پلیس خشن و نژادپرست
برخی می‌گویند ریشه این ماجرا در رفتارهای پلیس فرانسه است. این کشور مشهور به داشتن یکی از بدترین پلیس‌های اروپا در رعایت حقوق بشر است. در همین اعتراضات مربوط به بازنشستگی اخیر، پلیس طوری از گاز اشک‌آور و باتوم و شوکر و گلوله‌های پلاستیکی استفاده کرد که حتی شورای حقوق بشر سازمان ملل در ماه مه، از استفاده بیش از حد از زور در این کشور انتقاد کند.

اعضای این شورا همچنین از دولت فرانسه خواستند تا در مورد تبعیض نژادی در نیروهای امنیتی نیز تحقیق کند. این واقعیتی است که نگرش‌های امنیتی در نیروهای پلیس فرانسه وجود دارد. در فرانسه آمارهایی برای اینکه ببینیم چند درصد از نیروی پلیس سیاه‌پوست هستند وجود ندارد در حالی که در لندن 17درصد از کل کادر پلیس، سیاه‌پوست هستند اما عملکرد پلیس فرانسه نشان می‌دهد که این پلیس تا چه اندازه نژادپرست است. در سال 2016، ناظر حقوق بشر خود دولت فرانسه در یک نظرسنجی با بیش از 5000 نفر شرکت‌کننده، دریافت که مردان و پسرانی که سیاه‌پوست یا عرب هستند، 20 برابر بیشتر از سایرین توسط پلیس متوقف می‌شوند.

از سوی دیگر پلیس در فرانسه خشن است. آن‌طور که اکونومیست نوشته و بر اساس گزارش بازرسی ژنرال پلیس ملی، ناظر پلیس، در سال 2021، 37 نفر در فرانسه در جریان مداخلات پلیس کشته شدند. نرخ قتل پلیس در فرانسه، با 8/3 مرگ در هر 10میلیون نفر، بسیار کمتر از آمریکاست، یعنی 5/28 در هر 10میلیون نفر. با این وجود، به دنبال کاهش قوانین (محدودکننده) مربوط به استفاده از سلاح گرم در فرانسه در اوایل سال 2017 (قبل از انتخاب آقای مکرون)، به نظر می‌رسد مرگ و میر افراد افزایش پیدا کرده است.

در سال 2022، 13 نفر در جریان کنترل ترافیک کشته شدند که یک رکورد محسوب می‌شود. البته در این سال میزان تیراندازی‌های مستندشده نیروهای پلیس فرانسه به خودروهای در حال حرکت 138 مورد بوده است. ناهل هم سومین مورد مرگ در سال جاری یعنی 2023 بود. نمونه‌های دیگری هم از این قتل‌ها وجود داشته است. مثلا در سال 2020، چهار افسر پلیس، یک تهیه‌کننده موسیقی سیاه‌پوست را در داخل استودیوی خود مورد ضرب و شتم قرار دادند. در سال 2005 هم دو نوجوان اصالتاً تونسی و موریتانیایی پس از فرار از بازرسی هویت پلیس و برخورد به یک پست برق دچار برق گرفتگی شدند و جان باختند.

با وجود این انتقادها، دولت فرانسه در سی سال اخیر، به طور مستمر نیروی پلیس، زندان‌ها و دیگر نیروهای امنیتی و نیز مصونیت قضایی آنان را تشدید کرده است. حتی در سال 2020 و پس از مرگ جرج فلوید در آمریکا در حالی که دولت مکرون در حال بررسی امکان تنبیه افسران متهم به ظن اثبات شده نژادپرستی و ممنوعیت استفاده از خفگی علیه متهمان بود؛ دومی را به دلیل فشار اتحادیه‌های پلیس کنار گذاشت و دومی هم آنچنان که باید و شاید تصویب نشد.

البته این رفتارهای پلیس از حمایت مردمی هم برخوردار است. در همین واقعه اخیر یک مرد مصری‌تبار که حالا خود راست افراطی شده صندوقی برای حمایت از آن نیروی پلیس تاسیس کرده و پول هنگفتی هم در آن جمع شده است. از سوی دیگر نتایج یک نظرسنجی که به تازگی توسط موسسه «ایلب» و برای تلویزیون بی‌اف‌ام تی‌وی فرانسه انجام شده است، نشان می‌دهد که اعتماد به پلیس (۷۱ درصد) و به نیروی ژاندارمری (۸۰ درصد) است. ۷ نفر از هر ۱۰ فرانسوی، خشونت نامشروع (خارج از چارچوب قانون) از سوی پلیس را «حاشیه‌ای» و کار اقلیت معدودی از ماموران دانسته‌اند.

در سوی مقابل ۲۸ درصد معتقد بوده‌اند که خشونت و اعمال خارج از قانون یک پدیده عمومی‌تر در پلیس و ژاندارمری است.مطابق این نظرسنجی ۸۹ درصد از مردم فرانسه خشونت‌ها علیه پلیس را محکوم کرده‌اند. این در حالی است که حدود ۲۰ درصد از فرانسوی‌ها گفته‌اند خشونت علیه پلیس را درک می‌کنند.همزمان ۸۹ درصد از فرانسوی‌ها مرگ یک نوجوان در پی تیراندازی پلیس را تنها بهانه‌ای برای تخریب و بیشتر از سوی هرج‌‌و‌مرج‌طلبان می‌دانند. در سوی مقابل ۱۰ درصد معتقد بوده‌اند که واکنش خشمگینانه و آشوبگری‌ها در نتیجه احساس بی‌عدالتی در پی مرگ ناهل بوده است.

آنچه باید درباره «حومه» در فرانسه بدانید
نادر نوربخش، دکترای جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران و کارشناس مسایل اروپا در اکانت توئیتری خود، تحلیلی درباره محل برخاستن طبقه شورشی/انقلابی در اعتراضات اخیر نوشته که گزیده آن را با اندکی تغییر در ترتیب جملات آن (که به شکل یک رشته‌توئیت کار شده بود) می‌خوانید:

رخداد‌های اخیر فرانسه بدون شناخت از مفهوم حومه و بانلیو (banlieue) در این کشور دقیق نیست. واژه بانلیو از دو قسمت تشکیل شده است: Ban به‌معنای محدودیت و ممنوعیت و lieue به معنای لیگ (حدود 5 کیلومتر) که مفهومی اجرایی- اداری محسوب می‌شد و در گذشته دارای بار ارزشی لزوما منفی نبوده است. (در حال حاضر) این مفهوم اغلب با بحث حضور مهاجران پیوند خورده است و در واقع به‌معنای حومه است.

مفهوم حومه با آنچه در کشورهای دیگر مانند آمریکای شمالی یا بریتانیا به آن حومه گفته می‌شود، متفاوت است.در ایالات متحده برای مثال مفهوم حومه (suburb) اغلب نشان‌دهنده محله‌های ثروتمندنشینی است که خانه‌های ویلایی بزرگ و مجلل در آنها واقع شده‌اند.در حالی‌که در فرانسه هم می‌توان از محل‌هایی سراغ گرفت که خارج از پاریس قرار دارند و افراد ثروتمند در آن زندگی می‌کنند، اما به‌طور کلی تصویری که واژه بانلیو به‌عنوان حومه ارائه می‌دهد غالبا خانه‌های انبوه‌سازی شده با تصویری از جوانان بیکار و در کنار اتومبیل‌های سوخته شده است.

در شهر‌های فرانسه محله‌های کارگری و مهاجرنشین معمولا در اطراف شهر‌ها (حاشیه) واقع شده‌اند، اما در کشورهای آنگلوساکسون عموما محله‌های مرکزی شهر چنین ویژگی‌هایی را دارا هستند لذا مفهوم بانلیو فرانسوی از نظر برخی شرایط اجتماعی مشابه نواحی مرکز شهر در آمریکا محسوب می‌شود.

بانلیو اما امروزه نشان‌دهنده مناطق حاشیه‌ای با رشد روزافزون و انبوه ساختمان‌ها و مشکلات عدیده است و بیشتر از آنکه اصطلاحی جغرافیایی باشد، مفهومی اجتماعی دربرگیرنده محرومیت و نبود امنیت است و به‌عنوان تهدید برای امنیت جامعه و صلح به آن نگاه می‌شود.در این محلات چند ویژگی به‌چشم می‌خورند: وجود تبعیض، بیکاری بالا به‌خصوص میان جوانان و افراد سیاهپوست، محرومیت، درآمد پایین، عدم اعتماد به پلیس و وجود انزوای سیاسی.

بسیاری ایجاد بانلیو را محصول 30 سال رشد اقتصادی فرانسه از جنگ جهانی دوم تا بحران اقتصادی دهه 1970 می‌دانند. این محله‌ها اغلب در دهه 1960 و با صرف هزینه‌های پایین و با سرعت زیاد برای حل مشکل مسکن ساخته شدند.با این حال نباید این نکته را نادیده گرفت که این محله‌ها امکاناتی مانند سیستم گرمایش و حمام را برای بسیاری خانواده‌ها فراهم کرد، اما پس از مدتی مشکلاتی از قبیل نبود حمل و نقل عمومی، فروشگاه و مراکز فرهنگی نمود پیدا کردند.

در سال‌های اخیر و به موازات افزایش مهاجرت‌های بی‌رویه از یک‌سو و ایزوله کردن مهاجران در فضای حاشیه شهر‌ها باعث ایجاد حس هویت‌خواهی و ایجاد قلمرو برای این اقلیت‌های اغلب مسلمان در فرانسه شده است.در یک پژوهش که به مقایسه این آشوب‌ها در فرانسه با بریتانیا و آمریکا پرداخته، نشان داده شده است آنها را نمی‌توان متعلق به یک قومیت واحد دانست، بلکه هویت آنها بیشتر ناشی از تجربه مشترک زندگی میان ساکنین متنوع آن است.بانلیو با گتو ghetto آمریکایی هم تفاوت‌های مهمی دارد، مثلا افراد تشکیل‌دهنده بانلیو‌ها برخلاف گتو‌ها افرادی از یک نژاد واحد و قومیت به‌خصوص نیستند و دیگر اینکه آنقدر سازماندهی ندارند تا بتوانند به‌طور مستقل از شهر اصلی خودکفا باشند.

چرا معترضان فرانسوی این همه ماشین آتش می‌زنند؟
اولین نمونه از آتش زدن گسترده خودروها در فرانسه در زمان شورش سال 2005 دیده شد؛ جایی که 8 هزار خودرو در این کشور سوزانده شد. حالا هم نزدیک به 6 هزار خودرو آتش زده شده است. برخی از این خودروها، وسایل نقلیه عمومی است و برخی دیگر خودروهای پلیس. برخی از آن‌ها هم خودروهایی است که خلافکاران با آن بزه‌کاری می‌کنند و در این اعتراضات مثل روغن ریخته، نذر امامزاده می‌شود ولی بسیاری از آنان هم برای مردم بی‌گناه است. این کار چرا در اعتراضات فرانسه این‌قدر رایج است؟

به‌طرز عجیبی، در فرانسه این اعتقاد به‌وجود آمده که این کار نوعی جشن یا کار فان است. نشان به این نشان که این کار، در اواخر دهه 1990، در شب سال نو و در محله‌های خاصی از شهر استراسبورگ به‌وجود آمد. حتی در روزهای جشن دیگری مثل روز باستیل یا 14 جولای نیز شاهد این کار هستیم. علت دیگر این کار، نوعی غرور از قرار گرفتن نام محله در صدر اخبار است. دو جامعه‌شناس فرانسوی در سال 2013 حتی به این نتیجه رسیدند که بین محلات، نوعی از رقابت در این مورد به وجود آمده است. جالب است بدانید که خودروسوزی در شب سال نو پس از آنکه رسانه‌ها از بیان تعداد خودروهای آتش گرفته در محلات خودداری کردند، کمتر شده است.

از سوی دیگر باید در نظر داشت که در فرانسه، استفاده از اتومبیل شخصی بسیار رایج است. در فرانسه، به ازای هر هزار نفر، 668 خودرو وجود دارد در صورتی‌که در بریتانیا به‌ازای هر هزار نفر، 600 خودرو وجود دارد. در فرانسه 65‌درصد از کل سفرها در شهرهای با اندازه متوسط با خودرو انجام می‌شود و تخمین زده می‌شود که نیمی از مساحت کل شهر پاریس پایتخت را خودروها اشغال کرده‌اند. بنابراین خودرو، وسیله‌ای دم‌دست هم برای آتش زدن هست.

سایر اخبارکاربران ویژه - جهانرا از اینجا دنبال کنید.