روزنامه هفت صبح| سیامک نعمتی و خانوادهاش ولکن یحیی گلمحمدی نیستند. کینهای از او به دل گرفتهاند که آن سرش ناپیداست! خودش که بعد از فسخ قرارداد به خبرنگاران گفت: «یک نفر دوست نداشت من در این تیم باشم و به خواستهاش هم رسید. همه میدانند جدایی من فنی نبود.»
او ساعاتی بعد هم در یک پست اینستاگرامی از پرسپولیسیها خداحافظی کرد و از باشگاه، مدیران، همتیمیها، پزشکان تیم و همه کارکنان هم تشکر کرد! او با نام نبردن از یحیی گلمحمدی نشان داد که منظورش از آن یک نفر که دوست نداشت او در تیم بماند کیست! باز خود نعمتی کمی منطقیتر در این باره واکنش نشان داده اما همسرش بدجور عصبانی است و در یک پست فلسفی و مبهم چیزهایی را نوشته که ما دقیقا منظورش را نفهمیدیم.
او نوشته: «نخواستم در این فضای ملتهب، با پرداختن به برخی مسائل پنهانی، شما را دوباره درگیر فضایی دیگر کنم. فقط به این خلاصه بسنده میکنم، آن میش، گرگی است که لباس میش بر تن کرده، آنهم گرگی که درصدد است تا از نمد، کلاهی بزرگ برای خود درست کند، کلاهی که نخش از همین خارج نزدیک میآید. گرگی که، چون واقف است چوپان برای پایان دادنش به سمتش نزدیک میشود سرعت دریدن گوسفندان را تندتر کرده.»
از مخاطبان این ستون میخواهیم اگر متوجه شدند همسر نعمتی دقیقا چه میگوید به ما هم اطلاع بدهند. یک سوال هم از همسر سیامک! اگر میخواستید فضا را ملتهب کنید چه چیزهایی مینوشتید؟
با همین شوخی کارت به درمانگاه کشید؟
ماجرای پیوستن علیرضا بیرانوند به استقلال منتفی شد و او با توافقی که با باشگاه پرسپولیس کرد، به این تیم برگشت و یک قرارداد دو ساله را امضا کرد. قبل از امضای قرارداد جدید اما ویدئویی از رضا درویش مدیرعامل پرسپولیس در مقابل ساختمان باشگاه منتشر شد که در آن به سوالات خبرنگاران پاسخ میدهد. او در پاسخ به خبرنگاری که از او درباره وضعیت قرارداد بیرانوند و بازگشت او پرسید، گفت:
«مگر بیرانوند رفته بود که برگردد، او هنوز بازیکن پرسپولیس است، اینها هم شوخی است.» میبینید وضعیت ما را؟ طرف به خاطر اینکه فهمیده دروازهبان تیمش قراردادش را فسخ کرده و میخواهد به تیم رقیب بپیوندد، آنقدر حالش بد شده که مجبور شدهاند او را به شکل پنهانی و با یک استتار بامزه! به درمانگاه برسانند تا خدای نکرده اتفاقی برایش نیفتد!
خودش هم در برنامه فوتبالبرتر اعتراف کرده که فشارش افتاده! اما حالا میگوید مگر بیرانوند رفته بود که برگردد؟ تمام باشگاه بسیج شدند تا بیرانوند را از رفتن به استقلال منصرف کنند، چند همتیمی او استوری گذاشتند و فقط کم مانده بود که به او التماس کنند در پرسپولیس بماند، وحید امیری هم یک روز تمام وقتش را گذاشت و سایه به سایه بیرانوند را تعقیب کرد تا مبادا با استقلال قرارداد ببندد، بعد استاد میگوید اینها شوخی بود! ما که سادهایم و باور میکنیم اما به بازیکنانتان بگویید از این به بعد جوری شوخی کنند که کار به درمانگاه و آمپول و سرم نکشد!
همینقدر دلسوز و جاننثار و توانمند بودید؟
یعنی اگر یک زلزله 12 ریشتری هم ساختمان باشگاه استقلال را میلرزاند، اینقدر تلفات نمیداد! فکرش را بکنید! از دو روز قبل از هر کس در باشگاه استقلال سوال میکردید، میگفت کار استقلالی شدن بیرانوند تمام شده است! دوستان داشتند خودشان را هم آماده میکردند که با یک مصاحبه یا پست اینستاگرامی این فتحالفتوح جدید را به نام خودشان بزنند و منتش را هم برسر هوادار بگذارند.
اما همه چیز ناگهان کنسل شد. این اتفاق آنقدر برای مدیران باشگاه استقلال سنگین تمام شد که تا یکی دو ساعت بعد از منتفی شدن این انتقال پشت سر هم خبر استعفا بود که از باشگاه استقلال منتشر میشد! اولی معاون فرهنگی باشگاه بود، دومی علی امیری قائممقام باشگاه بود که البته خودش در متن استعفانامهاش مدعی شده بود نبود پول کافی در فصل نقل و انتقالات برای بستن یک تیم پرستاره دلیل استعفایش است.
آخرین نفر هم شخص سرپرست مدیرعاملی یعنی حجت کریمی بود که بعد از شمردن خدمات بیپایانش، وجود مشکلات و مسائل بیشمار و رخ دادن اتفاقات بیسابقه در باشگاه استقلال را دلیل استعفایش اعلام کرد. راستش ما که اصلا و ابدا از این استعفاها ناراحت نیستیم. بالاخره دوستان یک روز میآیند و یک روز هم میروند. اما کاش این اساتید میگذاشتند جوهر بنرهایی که در ستایش از خودشان در کمپ نصب کرده بودند خشک شود، بعد استعفا میدادند! آقای امیری! زحمتکشی و توانمندی شما همین بود؟ آقای کریمی همینقدر دلسوز و جاننثار بودید؟


