روزنامه هفت صبح| شکایت امیر قلعه‌نویی و فدراسیون فوتبال از محمد مایلی‌کهن خیلی زود با واکنش و مصاحبه او مواجه شد. او همچنان بر حرف‌هایی که زده اصرار دارد و در این مصاحبه هم مدعی شده که ترسی از این بابت ندارد چون یک بار به خاطر همین شکایت‌ها تا زندان هم رفته است. ما هم نمی‌گوییم که حرف‌هایش دروغ یا بی‌ربط است اما او گاهی به مسائلی اشاره می‌کند که قبلا خودش هم با آنها درگیر بوده است. مثلا این بار درباره قلعه‌نویی گفته:

«شما بروید بررسی کنید که این فرد آن سال‌ها با کدام رزومه رفت نشست روی نیمکت استقلال. دست من هم بشکند که در یک مقطع با توصیه آقای پروین به تیم ملی دعوتش کردم!» حقیقت این است که درباره سرمربی شدن قلعه‌نویی خیلی حرف و حدیثی وجود ندارد. او بعد از پایان دوران بازی، مدتی در استقلال دستیار بود، سپس از تیم‌های دسته پایین‌تر مثل کشاورز و برق تهران شروع کرد.

بعد به شکل موقت سرمربی استقلال شد و سرانجام پس از سرمربیگری در استقلال اهواز، به شکل رسمی و قطعی سرمربی استقلال شد و بعد از 3 سال کار در این تیم و قهرمانی در لیگ‌برتر، به نیمکت تیم ملی رسید. اما خود شما آقای مایلی‌کهن! یادتان هست چطور سرمربی تیم ملی شدید؟

شما بعد از پایان دوران بازی، دستیار علی پروین در پرسپولیس و تیم ملی بودید و بعد از اینکه تیم ملی فوتسال را چهارم کردید، ناگهان به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شدید! در این مورد اگر کسی حق حرف زدن و اعتراض داشته باشد، امیر قلعه‌نویی است نه شما! انصافا شما با چه رزومه و سابقه‌ای سرمربی تیم ملی شدید؟ آیا رسیدن‌تان به نیمکت تیم ملی فوتبالی بود؟

باز قلعه‌نویی چند عنوان دارد. اما شما به جز سومی تیم ملی در جام ملت‌های آسیا، موفقیت دیگری دارید؟ جالب اینکه باز هم در مقطعی که با سایپا در پایین جدول لیگ برتر بودید، به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شدید! در کارنامه‌تان هم که تا دل‌تان بخواهد ناکامی و سقوط به دسته پایین‌تر دیده می‌شود. با این تناقض‌ها چه کنیم آقای مایلی‌کهن؟

ژاپن و کره احمق نیستند آقای نبی!
بعد از دو فیفادی نسبتا ضعیف برای تیم ملی، ظاهرا دوستان در فدراسیون فوتبال در تلاشند تا در فیفادی بعدی حریفان بهتری برای تیم ملی فراهم کنند. دو سه روز پیش بود که مهدی محمدنبی نایب رئیس اول فدراسیون در این باره گفت: «چهارشنبه قرارداد بازی دوستانه بین فدراسیون فوتبال ایران و بلغارستان امضا شد تا در تاریخ ۷ سپتامبر بتوانیم با تیم‌ ملی این کشور در بلغارستان بازی کنیم.

امیدواریم برای تقویم آتی مثل تیم ملی بلغارستان که یکی از تیم‌های بسیار خوب اروپایی و استخوان‌دار است، بتوانیم بستر خوبی را هم برای بازی با تیم‌های بزرگ فراهم کنیم.» همین چند روز پیش بود که نوشتیم واقعا نیازی نیست مسئولان تیم‌ها درباره حریفان تدارکاتی تیم‌های‌شان اغراق کنند. اما ظاهرا فایده‌ای ندارد.

آقای نبی تیم ملی بلغارستان را تیم بسیار خوب و استخوان‌دار اروپایی نامیده‌اند. این تیم در رده 77 رنکینگ فیفا قرار دارد. یعنی حتی پایین‌تر از ازبکستانی که در فیفادی قبلی توانستیم در خانه‌اش با یک گل پیروز شویم! و حتی پایین‌تر از عمان که در همان تورنمنت کافا حضور داشت و 3 بر صفر مغلوب ازبکستان شد!

حالا دوستان همین تیم را که مدت‌هاست نه رنگ جام جهانی را دیده و نه به مرحله نهایی جام ملت‌های اروپا رسیده، استخوان‌دار و بسیار خوب اروپایی می‌نامند. جالب‌تر از این ماجرا توجیه ایشان درباره بازی نکردن تیم ملی با تیم‌های بزرگ جهان است. آقای نبی گفته‌اند: «برخی از تیم‌های آسیایی به دلیل حضور نداشتن در جام‌جهانی نمی‌توانند با تیم‌های بزرگ بازی کنند اما ما در جام‌جهانی هستیم و می‌توانیم با تیم‌های بزرگ بازی کنیم!»

اما آقای نبی! ژاپن و کره‌جنوبی خوشی زیر دل‌شان نمی‌زند که با اینکه مثل ما همیشه به جام‌جهانی می‌روند، هر سال هزینه می‌کنند و یکی دو بازی مقابل برزیل، آرژانتین، آلمان و سایر بزرگان جهان برگزار می‌کنند! تفاوت نگاه آنها با نگاه شما این است که ژاپن در جام‌جهانی آلمان و اسپانیا را می‌برد و ما 6 گل از انگلیس می‌خوریم! این خیلی مسئله ساده‌ا‌ی است ولی نمی‌دانیم شما چرا متوجه چیز به این سادگی نمی‌شوید.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - ورزشیرا اینجا بخوانید.