روزنامه هفت صبح| سوژه برگزاری بازیهای خانگی استقلال در مشهد یک بار دیگر کم و کاستیهای فوتبال ایران را پیش رویمان گذاشت. اولا اینکه استقلال و پرسپولیس در اوایل فصل، یعنی زمانی که زمین چمن یک استادیوم ورزشی، باید در بهترین و ایدهآلترین شرایط خود باشد، از این ابتداییترین امکانات میزبانی محروم هستند، به اندازه کافی زشت و شرمآور هست. از این زشتتر این است که در تهران به این بزرگی، یک استادیوم استاندارد پیدا نمیشود که جایگزین استادیوم آزادی شود.
به هر گزینهای هم که فکر میکنیم، یک ایرادی دارد! ورزشگاه پیر و فرسوده تختی حالاحالاها کار دارد تا آماده میزبانی از بازیهای استقلال و پرسپولیس شود. ورزشگاههای دیگر هم یا مشکل زیرساختی برای حضور هواداران دارند یا به دلایلی فرافوتبالی نمیتوانند میزبان بازیهای این دو تیم باشند. ما که یک فرد عادی و عامی هستیم و مسئولیتی در این موارد نداریم، خجالت میکشیم که میبینیم در تهران یک استادیوم استاندارد وجود ندارد، شما ببینید مسئولان و دست اندرکاران احتمالا باید چقدر شرمنده باشند از این وضعیت!
کار به جایی رسیده که استقلال تصمیم میگیرد بازیهای خانگی خود را در مشهد برگزار کند! البته که این ورزشگاه در حال حاضر یکی از بهترین ورزشگاههای ایران است اما آیا منطقی است که بازیکنان استقلال هر روز در تهران تمرین کنند و برای برگزاری بازی به مشهد بروند و دوباره بعد از بازی به تهران برگردند؟ نکته بامزه اینکه حتی با برگزاری بازیهای استقلال در مشهد هم موافقت نشده است!
چراکه رئیس اداره کل ورزش و جوانان استان خراسان به صراحت اعلام کرده که ورزشگاه امام رضا در مرکز شهر قرار دارد و آنجا در زمان برگزاری بازی با اوج ترافیک روبهروست و حداقل نصف روز بار ترافیکی زیادی را به وجود میآورد و کلا نمیتواند میزبان بازیهای بزرگ و پرهوادار باشد. ضمن اینکه شرایط برای حضور بانوان هم در ورزشگاههای این شهر فراهم نیست! حالا سوال این است که ورزشگاه به این آبرومندی و زیبایی چرا نباید توانایی میزبانی از بازیهای بزرگ را داشته باشد؟ خب اصلا چرا این همه برای ساختش هزینه شده است؟
آنها با همین مدل مو درخشیدند استاد!
هیچ کس نمیتواند منکر اهمیت و لزوم برقراری نظم و انضباط در یک مجموعه باشد. حال این مجموعه اگر شأن و جایگاهی در حد تیم ملی فوتبال یک کشور داشته باشد، چنین امری تشدید هم میشود. با این حال، باید تفکیک مهمی میان این مورد و دخالت در امور فردی افراد قائل شد. در اردوی اخیر تیم ملی، محمدجواد حسیننژاد بازیکن سپاهان وقتی در اولین جلسه تمرینی حضور پیدا کرد، ظاهری متفاوت با ظاهر همیشگیاش داشت.
او که در سپاهان با موهای بلند به فوتبال بازی کردن مشغول بود، حالا در تیم ملی موهای خود را کوتاه کرده است. اتفاقی که پیشتر و در اردوی فروردین ماه برای رضا اسدی و امین حزباوی هم رخ داده بود. اینکه منضبط بودن بازیکنان تیم ملی صرفا به مسئلهای همچون یکسان بودن یا خاص نبودن مدل موهای آنها خلاصه شود، مخصوصا با توجه به شرایط امروز جامعه به نظر امری منطقی نمیآید.
البته طبیعی است که بازیکنان مورد نظر، به این مسئله اعتراضی نداشته باشند و اوامر کادر فنی و کادر مدیریتی تیم ملی را در این خصوص بپذیرند چون طبعا در صورت عدم پذیرش، جایگاه خود در تیم ملی را از دست میدهند اما تصمیمگیران در این حوزه باید توجه داشته باشند که ورود به حریم شخصی افراد و تعیین تکلیف برای ویژگیهای ظاهری آنان به صرف اینکه مورد علاقه و سلیقه یک یا چند نفر نباشد، کار پسندیدهای نیست و جامعه ایران هم نشان داده که میانه خوشی با این سنخ از دخالتها ندارد.
ضمن اینکه این فوتبالیستها، با همین ظاهر همیشگی خود در تیمهای باشگاهیشان درخشیدهاند و ثابت کردهاند که این مسائل، خللی در کیفیت فنی آنها وارد نمیکند پس لزومی هم ندارد که با چنین سختگیریهایی، ذهن بازیکنان به هم ریخته شود و آنها از حالت عادی و طبیعی خود دور شوند. ضمن اینکه اگر قرار است با این مسائل به دنبال حفظ نظم در تیم ملی بود، باید یکی مثل آندو تیموریان هم این نکات را رعایت کند و الگو باشد! نکند قوانینی مثل این فقط درمورد بازیکنان صدق میکند؟


