روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| اینکه خانوادهها چقدر برای چه چیزی هزینه میکنند میتواند نشاندهنده خیلی مسائل باشد اما وقتی بدانیم در سال گذشته بیشترین تورمیکه اقتصاد تورم زده ایران تجربه کرده مربوط به مواد غذایی بوده و این گروه کالایی بیشتر از ۸۰ درصد تورم را تجربه کرده است، اینکه چه گروههایی بیشتر پول برای غذا دادهاند معنی دیگری پیدا میکند. به همین دلیل هم گزارش تازهای که درباره میزان هزینه کرد مشاغل مختلف برای مواد خوراکی منتشر شده توانسته توجه زیادی جلب کند.
مدیران دولتی با درآمد و تغذیه خوب
قبل از اینکه دادههای این گزارش را بررسی کنیم باید گفت که دو نوع روش آماری برای رسیدن به نتایج آن وجود داشته است. اول اینکه از طریق روشهای مختلف نظرسنجی از خانوادههای مختلف پرسیده شود که در سال ۱۴۰۱ چقدر برای مواد غذایی هزینه کردهاند و بعد پاسخها را با توجه به مشاغل مختلف دسته بندی کنند.
دومین روش این است که ببینیم دهکهای مختلف چقدر برای مواد غذایی هزینه کردهاند بعد آن را با توجه به مشاغل موجود در دهکهای مختلف مطابقت بدهیم. با توجه به روشهای آماری مرکز آمار به نظر میرسد که روش دوم استفاده میشود حالا این نکته چرا اهمیت دارد؟ از این نظر که همزمان نشان میدهد بیشترین درآمد در ایران متعلق به کدام گروههای شغلی است.
البته این نکته تازهای نیست و مدتی پیش در گزارشی که یکی از پلتفرمهای اشتغالیابی منتشر کرده بود دیده بودیم بیشترین درآمد به مدیران عالیرتبه دولتی و مقاماتی که در فرآیند بروکراتیک سازمانهای دولتی یا عمومینقشهای بزرگی دارند تعلق دارد.
ماهی ۵ میلیون پول غذا
بررسی آمارهای مرکز آمار نشان میدهد که بیشترین هزینه برای خوراکیها در بین گروههای مختلف شغلی در خانوارهای شهری، مربوط به گروه قانونگذاران، مقامات عالیرتبه و مدیران است. خانوارهای این گروه به طور میانگین درسال گذشته 57/23میلیون تومان برای گروه خوراکیها هزینه کردهاند این یعنی ماهی ۴ میلیون و ۵۷۰ هزار تومان. به نظر شما هم این عدد کم به نظر میسد؟ اینجاست که باید چند نکته دیگر در مورد نحوه آمارگیری مرکز آمار بدانید.
اول اینکه این عددها بر اساس خود اظهاری انجام میشود و معمولا افراد در این مواقع کمتر از آنچه واقعا بوده را اعلام میکنند چون به هر حال خیلی از ما نمیخواهیم بقیه مخصوصا نهادهاي دولتی فکر کنند وضعمان خیلی خوب است. نکته دیگر اینکه بعضا از افراد یعنی سرپرستان خانوادهها در مورد مصرفشان پرسیده میشود و بعد آن مصرف در قیمت مواد خوراکی ضرب میشود و قیمت در این معادله قیمتهای رسمیو میانگین است یعنی وقتی سرپرستی میگوید شش کیلو گوشت در یک ماه مصرف کرده آمارپردازها این عدد را در میانگین قیمت رسمیگوشت در سال ۱۴۰۱ ضرب میکنند قیمتی که برای خیلی از ما مخصوصا در کلانشهرها تقریبا دست نیافتنی است.
حالا میرویم سراغ میزان مصرف بقیه گروههای شغلی. پس خانوادههای قانون گذاران، مدیران عالی رتبه و مدیران، این خانوارهای گروه متخصصان (علمیو فنی) هستند که بیشترین پول را برای مواد غذایی دادهاند آنها به طور میانگین درسال ۱۴۰۱ به میزان 50/33میلیون تومان برای گروه خوراکیها هزینه کردهاند یعنی ماهی نزدیک به ۴میلیون و ۱۶۰ هزار تومان در ماه. پس از آنها، خانوارهای گروه کارمندان امور اداری و دفتری به طور میانگین درسال ۱۴۰۱ به میزان 43/33 میلیون تومان برای گروه خوراکیها هزینه کردهاند.
بد نیست به پایین جدول هم نگاه کنیم. آنجا میبینیم که خانوارهای گروه کارگران ساده که به طور میانگین درسال ۱۴۰۱ به میزان 30/88 میلیون تومان برای گروه خوراکیها هزینه کردهاند، از همه گروهها جایگاه پایینتری دارند یعنی ماهی دو و نیم میلیون تومان. نکته جالبی که اینجا به ذهن میرسد تفاوت نسبتا کمیاست که بین پایین جدول و بالای جدول وجود دارد: دو میلیون تومان.
این تفاوت کم هم باعث میشود به نتیجه این آمارها خوشبین نباشیم اما علاوه بر نکتههایی که در مورد نحوه آمارگیری گفتیم باید به اين نکته هم توجه کرد که مواد غذایی به عنوان یکی از اصلیترین بخشهای هزینه خانواده کمتر از بقیه قابل کاهش دادن یا حذف کردن است. گواه این موضوع بخشهای دیگر گزارش مربوط به هزینه و درآمد خانوار است که نشان میدهد بیشترین حذف و کاهش هزینهها در زمینه تقریحات و پوشاک بوده که آنجا یک اختلاف معنادار بین دهکهای بالا و پایین دیده میشود.
در ادامه گزارش میبینیم که خانوارهای گروه صنعتگران و کارکنان مشاغل مربوط، به طور میانگین درسال ۱۴۰۱ به میزان 36/13 میلیون تومان برای گروه خوراکیها هزینه کردهاند. شاید بعد از این گروه، گروه متصدیان، مونتاژکاران ماشینآلات و دستگاهها و رانندگان وسایل نقلیه کمترین میزان هزینه برای گروه خوراکیها را دارند. خانوارهای این گروه به طور میانگین درسال ۱۴۰۱ به میزان 37/26میلیون تومان برای گروه خوراکیها هزینه کردهاند. شاید حضور این گروه شغلی در انتهای جدول نشان بدهد که اوضاع درآمد مشاغل مربوط به تولید و صنعت و بخش خصوصی خوب نیست.
این گزارش یک نکته جالب دیگر هم دارد و آن جایگاه نسبتا خوب کارکنان ماهر کشاورزی و جنگلداری است این موضوع وقتی توجه را جلب میکند که بدانیم این گزارش در مورد خانوارهای شهری است و این یعنی خانوارهای شهری که در مشاغل مربوط به کشاورزی حرفهای فعالیت میکنند درآمد خوبی دارند.گذشته از اینکه خانواده مدیران بلند مرتبه قانونگذاران بیشتر از بقیه مردم پول غذا میدهند یا در واقع پول بیشتری دارند که برای غذا بدهند، گزارش مربوط به هزینه خانوادهها برای مواد غذایی نکتههای جالب دیگری هم دارد.
خوش خوراکترین استانها
احتمالا اگر از شما بپرسند که از نظرتان کدام استانها بیشترین پول را برای غذا میدهند جواب میدهید که استانهای برخوردارتر مانند تهران و اصفهان و… اما اصلا اینطور نیست. طبق گزارش مرکز آمار ایران، استانهای چهارمحال و بختیاری، بوشهر و مرکزی، بیشترین میزان هزینه برای گروه خوراکی را داشتهاند. طبق این گزارش، خانوارهای شهری به طور میانگین در استانهای ذکر شده به ترتیب 46/98 میلیون تومان، 45/9میلیون تومان، و 44/26 میلیون تومان براي گروه خوراکی هزینه کردهاند.
از سوی دیگر، استانهای اردبیل، کرمان و سمنان، کمترین هزینه را برای گروه خوراکیها داشتهاند. خانوارهای شهری به طور میانگین در استانهای ذکر شده به ترتیب 24/57میلیون تومان، 27/34 میلیون تومان و 28/42 میلیون تومان براي گروه خوراکی هزینه کردهاند.توجه داشته باشید که عددهایی که با هم مرور کردیم مربوط به خالص هزینه خانوادهها برای خوراکی بود و سهم خوراکی از سبد خانواده نبود.
اگر بخواهیم به سهم خوراکی از سبد خانواده در استانهای مختلف نگاه کنیم میبینیم که گروه خوراکیها در استانهای ایلام، خوزستان و هرمزگان، بیشترین سهم از کل هزینههای خانوار در استانهای مختلف را شامل میشود. خانوارهای شهری به طور میانگین در این استانها به ترتیب 78/41 درصد، 40/60 درصد و 37/48درصد از کل هزینههای خود را صرف گروه خوراکیها کردهاند.
در نقطه مقابل، گروه خوراکیها در استانهای تهران، فارس و البرز، کمترین سهم از کل هزینههای خانوار در استانهای مختلف را شامل میشود. خانوارهای شهری به طور میانگین دراین استانها به ترتیب 21/75درصد، 22/85 درصد و 23/94 درصد از کل هزینههای خود را صرف گروه خوراکیها کردهاند. این تفاوت ممکن است به دلیل هزینه بالای بقیه نیازهای خانواده به ویژه اجاره خانه در این استانها باشد. مثلا بخشی از همین گزارش نشان میدهد که خانوادههای تهرانی بیش از هر چیز برای مسکن هزینه میکنند.


