«خودکار فروش بیروت» چندی پیش صفحات اجتماعی را تسخیر کرده بود اما اکنون چه بر سر او آمده است؟ آیا فراموش شده یا تنها قهرمان داستان خودش است؟
فعالان حقوق بشر مدتها به دنبال کسی بودند که او را «خودکار فروش بیروت می نامند و بالاخره موفق شدند با عبدالحلیم العطار در راهروهای تاریک خانهاش ملاقات کنند.
عکس عبدالحلیم عطار در حالی منتشر شد که دخترش را در آغوش گرفته و در خیابانهای بیروت خودکار میفروشد. بالافاصله کمپینهای مجازی برای کمک مالی به او درست شد و فعالان حقوق بشر سعی کردند او را پیدا کنند تا دهها هزار دلاری که از طریق آنلاین جمع شده بود را تحویلش دهند.
واکنش عبدالحلیم چه بود؟
او با قلبی شکسته گفت از انتشار عکسش ناراحت است: چرا باید کسی از من فیلم گرفته باشد؟ چرا کسی با من چنین کاری انجام داده است؟
در عکسها به نظر میرسد عبدالحلیم در آستانه اشک ریختن است و دخترک و خودکار آبی پلاستیکی تنها چیزهایی هستند که در جهان برایش باقی مانده است.
خودش میگوید با انتشار این عکس چیز دیگری را هم از دست داده است: عزت نفسش را! میگوید: خیلی غم انگیر است، ما در سوریه زندگی خوبی داشتیم. من هرگز دخترم را اینگونه در خیابان روی شانههایم نگرفتهام. چطور ممکن بود کوتاهی کنم و او را به بهترین مدرسهها نفرستم یا برای کار با خودم به خیابان بیاورمش؟
عبدالحلیم می گوید در سال ۲۰۱۲ از اردوگاهی نزدیک دمشق گریخته است: موشک ها از هر سمت روی سر ما می باریدند و ما حتی نمی دانستیم این بمب ها از کجا می آیند. من برای دختر کوچکم می ترسیدم، وقتی صدای هواپیمایی را می شنید وحشت زده می شد، فهمیدم هیچ راه حلی به جز فرار وجود ندارد. نمی توانستم دختر کوچکم را تنها بگذارم. برای کار کردن به چندجا رفتم ولی آنها اجازه نمی دادند دخترم با من باشند برای همین فهمیدم تنها راه فروش خودکار است.
فروختن خودکار در مرکز شهر بیروت به استادها و پروفسورها در بهترین حالت روزانه چند دلار برای او درآمد داشت. با این وجود که عکس، غمی عمیق را نشان می داد، عبدالحلیم به علت لبخندش هنگامی که دخترش روی شانه اش بود معروف بود.
او میگوید: من اصلا نمی دانستم از من عکس گرفته شده است. من وقتی این آدم ها به سمتم آمدند و عکسم را در موبایلشان دیدم. از آنها پرسیدم چه چیزی میخواهید؟!
چیزی که آنها می خواستند این بود که به زندگی حلیم پایانی افسانه ای بدهند.
چند روز پس از انتشار عکسهای عبدالحلیم در شبکه های مجازی ۱۹۰ هزار دلار کمک جمع شد. ولی داستان اینجا تمام نمیشود، عبدالحلیم کمک کردن به دیگر پناهندهها را آغاز کرد. او دو رستوران در بیروت ساخته است و ۲۴ پناهنده استخدام کرده است. او همچنین برای آشنایانش پول می فرستد. عبدالحلیم غرورش را پس گرفت اکنون او قهرمان زندگی خودش و ده ها انسان دیگر است.


