مایکل دانداریا از دشمنان سرسخت ایران و سوریه است. اما این موضوع بسیار عجیب است که تاکنون و به ویژه در ماه های اخیر، سخن چندانی از وی نشنیده ایم.
پایگاه اینترنتی «ایندیپندنت» در گزارشی با عنوان «چرا مایکل داندریا، مسئول امور ایران در سازمان سیا، درباره اعتراضات اخیر این کشور سکوت در پیش گرفته است» نوشت آیا فردی که مسئول عملیات ایران در آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) است، بهره ای از حوادث اخیر در ایران نمی برد؟
این پایگاه اینترنتی افزود به طور قطع وی چنین کاری انجام می دهد، زیرا وظیفه او چنین حکم می کند. اما او چرا سکوت در پیش گرفته است؟ در حالی که ایران به صورت معمول در حال مطرح کردن توطئه آمریکایی ها است، رسانه های آمریکا و همچنین رسانه های ما در این باره، حتی یک بار هم به نام یک مقام اطلاعاتی آمریکایی اشاره نکرده اند که شش ماه پیش توسط دولت ترامپ انتخاب شد تا مسئولیت عملیات ایران در سازمان سیا را برعهده بگیرد.
این موضوع بسیار عجیب است. «نیویورک تایمز» در ماه ژوئن گذشته، چهره بسیار خوبی از مایکل داندریا که به "شاهزاده تاریکی" معروف است، به نمایش گذاشت. شمار زیادی از فیلم های منتشر شده در سازمان سیا، از رویکردی شدیدتر در قبال عملیات مخفیانه تحت ریاست «مایک پومپئو» حکایت دارند. در این روزنامه اشاره شده بود که "ایران، یکی از سخت ترین اهداف سیا" است.
اکنون، چالش اجرای دیدگاه های رئیس جمهور ترامپ به عهده داندریا نهاده شده است؛ احتمالا، هیچ مقام دیگری در سازمان سیا، مسئولیت بیشتری در مقایسه با او درباره تضعیف القاعده برعهده نداشته است. ترامپ، جنگ طلبان شورای امنیت ملی را که خواهان مهار کردن ایران و ایجاد تغییر رژیم در این کشور هستند، به کار گماشته است.
روزنامه نیویورک تایمز نوشت در سال های پس از حملات یازدهم سپتامبر، داندریا "به شدت سرگرم برنامه بازداشت ها و بازجویی ها بود که به شکنجه شماری از زندانیان منتهی شد." سنای آمریکا نیز در سال ۲۰۱۴ میلادی، این اقدامات را غیرانسانی و بی اثر خواند.
داندریا در سال ۲۰۰۶ به سمت ریاست مرکز ضد تروریستی سازمان سیا گمارده شد و عوامل تحت مدیریت وی، نقشی اساسی را در سال ۲۰۰۸ میلادی در کشتن عماد مغنیه از مقامات عالی حزب الله ایفا کردند. داندریا همچنین نقشی عمده در حملات پهپادها در مرز پاکستان و افغانستان داشت.
وی از دشمنان سرسخت ایران و همچنین سوریه است. اما این موضوع بسیار عجیب است که تاکنون و در ماه های اخیر، سخن چندانی از وی نشنیده ایم.
آیا وی واقعا بهره چندانی از حوادث اخیر در ایران نبرده است؟ قطعا وی از این حوادث بهره برده است، زیرا شغل او چنین ایجاب می کند. اما این سکوت به چه علت است؟ آیا ما نمی توانیم رشته های امور را در اینجا به یکدیگر متصل کنیم؟رابرت فیسک می افزاید من در این باره به هیچ وجه اطمینان ندارم که "دنیا در حال تماشا است."


