پانزدهم فروردین سال ۱۳۶۰ تعداد ۱۰ فروند هواپیمای فانتوم در شرایط کامل حفاظتی از پایگاه شهید نوژه همدان به پرواز درمی‌آیند و به سوی دریاچه ارومیه پرواز می‌کنند. هواپیماها آنجا در ارتفاع پست با دو فروند تانکر سوخت‌رسان برخورد می‌کنند، بعد از سوخت‌گیری، هشت فروند از آنها از نوار مرزی ترکیه وارد عراق شده و در آن جا با دو تانکر که از مسیر بین‌المللی خارج شده‌اند، ملاقات می‌کنند.

در این لحظه فانتوم‌ها به دو دسته چهارتایی تقسیم شوند.

لیدر یکی از دسته‌ها سرهنگ براتپور و لیدر دسته دیگر سرتیپ (سرهنگ آن زمان) «فرهادپور» بودند. در پایان جلسه توجیهی، از سوی لیدر دسته پروازی به همه اعضا اعلام شده بود احتمال شهادت در این عملیات بالاست پس هر کدام از خلبانان به هر دلیلی آمادگی ندارند اعلام کنند تا نفر جایگزین در لیست اصلی قرار گیرد ولی همه اعلام آمادگی کردند. پس از انجام فریضه نماز و با روشن شدن هوا، عملیات آغاز شد.

این عملیات به قدری دقیق پیش‌بینی شده بود که از شب قبل هواپیماهای هر گروه پروازی نیز مشخص شده بودند.

بعد از پرواز فانتوم‌ها، مسیر خود را به سمت دریاچه ارومیه پیش گرفتند و در حالی که هوا ابری بود، در ارتفاع پست با دو فروند تانکر سوخت‌رسان ۷۴۷ برخورد کردند و اولین مرحله سوختگیری با موفقیت کامل بعد از گذشت ۲۰ دقیقه انجام شد. سپس فانتوم‌ها به سمت مرز پرواز کردند.در همین زمان دو فروند اف- ۵ از پایگاه هوایی تبریز به سمت پالایشگاه کرکوک به پرواز درآمدند و در یک حمله موفق، این پالایشگاه را بمباران کردند.در این هنگام فانتوم‌ها در نزدیکی مرز قرار داشتند و در ساعت ۷:۵۸ صبح با رسیدن به نقطه صفر مرزی، به دو دسته چهار فروندی تقسیم شدند و دو فروند رزرو نیز بازگشتند.

در همین زمان به فرمانده پدافند عراق اطلاع می‌دهند که تعدادی هواپیمای ناشناس در نوار مرزی ترکیه مشاهده شده است که او اظهار می‌کند هواپیماها متعلق به ترکیه است.

پس از گذشتن از آخرین نشانه زمینی یکی از خلبانان یک موضع پدافندی که در نقشه اولیه پیش‌بینی نشده بود را می‌بیند و به دلیل این که مبادا در مسیر برگشت مزاحم شود به آن حمله و آن را نابود می‌کند.

گروه اول به فرماندهی سرتیپ فرهادپور در ساعت ۸:۴۵ به پایگاه اول حمله می‌کند. گروه دوم در ساعت ۸:۵۰ به پایگاه دوم حمله می‌کند. گروه سوم به فرماندهی سرتیپ براتپور به سمت پایگاه سوم (اصلی) حمله می‌کند در حالی که هنوز گروه سوم به پایگاه اصلی نرسیده بودند، دو گروه دیگر کار خود را تمام کرده بودند زیرا آن‌ها فاصله کمتری نسبت به این پایگاه داشتند. دود ناشی از انفجار هواپیماها و انبارها، تمامی فضا را پر کرده بود و پدافند و موشک‌های زمین به هوای دشمن از هر طرف برای سرنگونی فانتوم‌ها شلیک می‌کردند. سرتیپ براتپور با دیدن این اوضاع، تصمیم می‌گیرد بجای این که از مسیر از پیش تعیین شده به پایگاه سوم حمله کند، با گردشی به سمت راست از سمت مخالف به آنها حمله ور شود که بدین ترتیب موفق به غافلگیری آنها می‌شود. پایگاه دشمن از استتار خیلی خوبی برخوردار بود، به شکلی که حتی رنگ سقف آشیانه‌ها نیز به رنگ زمین بودند و روی ادوات نیز به خوبی پوشانده شده بود. هنگامی که گروه سوم به فرماندهی سرتیپ براتپور به روی پایگاه می‌رسند، عراقی‌ها که فکر نمی کردند خلبانان ایرانی جسارت و توانایی لازم جهت حمله به آن جا را داشته باشند، کاملا غافلگیر شدند. آنها که مشغول کارهای روزمره بودند ابتدا تصور کردند که هواپیمای خودشان است که به سمت آنها می‌آید، همچنین به دلیل تغییر سمتی که داده شده بود لوله‌های توپ‌های ضدهوایی آنها نیز سمت مخالف را نشانه گرفته بود و به اصطلاح دیوار آتش آنها در سمت دیگری بود. فانتوم‌ها با رسیدن به بالای پایگاه، شیرجه رفته و تمامی بمب‌های خود را رها می‌کنند و پایگاه را به جهنمی از آتش تبدیل می‌کنند به طوری که در بعضی از نقاط به دلیل ارتفاع کم فانتوم‌ها، زبانه آتش به ارتفاع هواپیماها نیز می‌رسید.

سپس با گردشی به سمت مخالف، فانتوم‌ها از محل دور می‌شوند. در این مرحله یکی از هواپیماها به خلبانی سرتیپ خلبان شهید «محمود خضرایی» آسیب می‌بیند که سریعا خود را از معرکه دور می‌کند. در همین برگشت، سرتیپ براتپور بر روی جاده بین‌المللی عراق- اردن متوجه یک تریلی حامل محموله نظامی می‌شود که گویا از بندر عقبه در خاک اردن بارگیری کرده و به عراق وارد شده بود. بی‌درنگ با هواپیما به سمت تریلی شیرجه می‌رود و با مسلسل هواپیما آن را هدف قرار داده و منفجر می‌کند. سپس بلافاصله ارتفاع را کم کرده و پس از تماس با فرکانس قراردادی با تانکرهای سوخت رسان، به سوی آنها پرواز می‌کنند.

در این لحظه تانکرهای سوخت‌رسان در همان منطقه (قسمت غربی خاک عراق) در ارتفاع پایین و خارج از دید رادار دشمن در حال گشت‌زنی و منتظر فانتوم‌ها بودند تا مرحله سوم سوخت‌گیری انجام شود.

دشمن لحظاتی بعد از این ضربه مهلک، بی‌درنگ تعداد زیادی هواپیمای شکاری رهگیر خود را به پرواز درمی‌آورد تا شاید بتواند فانتوم‌های ایرانی را رهگیری و سرنگون کند و به هر ترتیبی که شده اجازه بازگشت به هواپیماهای فانتوم ندهد. سرتیپ براتپور نقل می‌کند که خود دو دسته چند فروندی را دیدند و خوشبختانه آنها نتوانستند هواپیماهای ما را رهگیری کنند.

در حالی که هواپیماهای فانتوم به مرز نزدیک می‌شدند، هواپیماهای اف- ۵ و اف- ۱۴ خودی در حوالی مرز به انتظار آنها بودند و منتظر تماس فانتوم‌ها بودند تا به کمک آنها بشتابند. با نزدیک شدن فانتوم‌ها به مرز، حمله هوایی دیگری در مرزهای مشترک انجام شد تا فانتوم‌ها بتوانند به راحتی وارد خاک ایران شوند.

بعد از عملیات مشخص شد که خسارت‌ها، بیشتر از پیش‌بینی‌ها بود: -۴۸ فروند هواپیماهای شکاری- بمب افکن (شامل میگ ۲۱ - میگ ۲۳ - سوخو ۲۰ - سوخو ۲۲ - توپولف ۱۶ و میراژ) منهدم و یا آسیب جدی دیده است.

همچنین سه آشیانه بزرگ هواپیما، دو دستگاه رادار و چندین پناهگاه بتونی هواپیما، به طور کلی تخریب شده است. بعد از این عملیات غرورآفرین، فرمانده پدافند هوایی عراق از سوی صدام برکنار شد. نامبرده بعدا اعدام شد ولی منابع عراقی خبر خودکشی او را اعلام کردند. این عملیات تاثیر بسزایی در روحیه رزمندگان اسلام داشت، به طوری که چندماه بعد عملیات موفق «ثامن‌الائمه» انجام شد و در پی آن نیز عملیات موفق «طریق‌القدس» و «بیت‌المقدس» با موفقیت کامل و باز هم با پشتیبانی مناسب نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، انجام شد.

سرلشکر خلبان «حسین خلعتبری مکرم»، سرتیپ خلبان «محمود خضرایی»، سرگرد خلبان «علی خسروی»، سرگرد خلبان «عبدالله رضایی»، سرگرد خلبان «پورسرابی» از جمله قهرمانان این عملیات شگفت‌انگیز تاریخ نظامی دنیا بودند که بعدا به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

سایر اخبارسیاسیرا از اینجا دنبال کنید.