هشت گلوله برای آقای وکیل عنوان تیتر امروز هفت صبح است که همکارانم در صفحه یک روزنامه به آن پرداخته‌اند. در همین رابطه روزنامه ایران هم به سراغ نعمت احمدی از وکلای سرشناس کشور رفته و با او در این باره گفتگو کرده است. این گفتگو به همراه گزارش هفت صبح می‌تواند ماجرای قتل مرموز حمید حاجیان، وکیل سابق حسین هدایتی را توضیح دهد. نعمت احمدی در این مصاحبه می‌گوید:

=== سوال === شما آقای حاجیان را می‌شناختید؟
جواب*** خیر، شناختی از ایشان نداشتم.

=== سوال ===پرونده دادگاه آقای هدایتی را دنبال کردید؟ ایشان در دادگاه مدعی شد که این وکیل ۵۰ میلیارد تومان گرفته، اما به جای کمک، یکی از متهمان پرونده را فراری داد؟
جواب*** من، هم از این واقعه و هم از اظهارات آقای هدایتی تعجب کردم. ضمن اینکه اخبار مختلفی درباره این مرحوم شنیدم، مانند اینکه بسیار بانفوذ بوده یا اینکه ثروت زیادی داشته است، غیر از این، آشنایی دیگری نداشتم.

=== سوال ===نفس قتل یک وکیل دادگستری چه معنایی دارد؟
جواب*** در جریان دادگاه بانک سرمایه مطرح شد که ایشان ۵۰ میلیارد تومان از آقای هدایتی گرفته، این رقم با هیچ منطق حقوقی سازگاری ندارد. زیرا آیین‌نامه‌ای درباره حق‌الوکاله داریم که مطابق آن، حق‌الوکاله وکلا عدد معینی خواهد بود، اما اگر بیش از این باشد، باید قرارداد نوشته شده و مالیات این حق‌الوکاله پرداخته شود.

=== سوال ===چنین رقمی برای وکالت یک پرونده که حتی موکل ایشان هم ناراضی بود، به چه معنا است؟
جواب*** اساساً کسانی که چنین مبالغی را به وکیل می‌پردازند، در درجه اول کار خودشان ایراد دارد، به عبارت دیگر، بخش زیادی از این مسأله به فسادی که متأسفانه حاکم است، باز می‌گردد.

=== سوال === منظور شما از فساد چیست؟
جواب*** اگر یک مسئول فاسد نباشد، یا اگر یک رئیس بانک فاسد نباشد، من وکیل نمی‌توانم کار خاصی بکنم. بنابراین فساد یک چرخه به هم پیوسته است. از این رو معتقدم این حادثه، بویژه در طلیعه حضور آقای رئیسی در مقام ریاست دستگاه قضایی، می‌تواند فرصت خوبی برای پیگیری ریشه‌های مفاسد باشد. زیرا آقای رئیسی گفت که فساد را نباید تحمل کرد، حتی اگر کم یا در هر زمینه‌ای باشد.

=== سوال === چرا شما مسأله قتل این وکیل را به چنین موضوعات با چنین گستره‌ای پیوند می‌زنید؟
جواب*** ببینید! یک وکیل کشته شده است. هنوز مشخص نیست که علت قتل چیست، اما سیگنال‌هایی که داده می‌شود، مشخص می‌کند که ضمیر این اتفاق به کجا برمی‌گردد. به عنوان مثال، وقتی دوربین محل قتل خراب می‌شود تا از صحنه قتل فیلمبرداری نشود، نشان می‌دهد که این اتفاق، می‌تواند یک نمونه باشد که ما به مسأله فساد اقتصادی به صورت سطحی نگاه نکنیم، به عبارت دیگر، این طور نباشد که در یک پرونده سه یا ۵ نفر را بگیریم یا در پرونده بابک زنجانی تنها شخص او یا دو نفر دیگر را بازداشت کنیم، این شیوه، ریشه‌یابی فساد نیست و پیامد آن نمی‌تواند مبارزه با فساد باشد، چه بسا می‌تواند زمینه‌ساز کتمان وضع موجود باشد که همه می‌دانیم با کتمان نمی‌توانیم با این مفاسد مبارزه کنیم.

=== سوال === می‌گویید که نباید با پرونده‌های مفاسد برخورد سطحی کرد. به عنوان یک وکیل، آیا احتمال می‌دهید که میان این قتل و پرونده مفاسد اقتصادی ارتباطی باشد؟
جواب*** من شنیدم که ثروت وکیل مقتول به میلیاردها تومان می‌رسید. باید تحقیق کرد که ایشان چه پرونده‌هایی داشته و در این پرونده‌ها با چه کسانی سر و کار داشته است؟ ما از این طریق باید به سرچشمه برسیم. یعنی اگر با فساد مبارزه کنیم، نباید مورد مقطعی و موردی باشد، بلکه باید فراگیر باشد. مثلاً در همین پرونده به صورت بسیار ساده می‌توان مشخص کرد که ایشان چند سال وکیل بود، چه میزان ثروت دارد، این ثروت را از چه راهی کسب کرد، پرونده‌های مهم او چه بود، در این پرونده‌ها با چه کسانی ارتباط داشت، تلفن همراه، کامپیوتر و دفتر او بررسی شود تا آدرس، نام و نشانی بسیاری از افرادی که با ایشان سروکار داشتند، مشخص شود.

آخرین تحولاتسیاسیرا اینجا بخوانید.